“رازی”، پرچم اعتصاب را در پتروشیمی برافراشت

اعتصاب یکپارچه ۱۵۰۰ کارگر ارکان ثالث و پیمانی شاغل در پتروشیمی رازی بندر ماهشهر که روز شنبه ۱۸ مرداد آغاز شد و بیش از ۱۰ روز ادامه یافت، یکی از اعتصابهای مهم کارگری در دوره بعد از جگ ۱۲ روزه است. این اعتصاب کارگری مستقل از نتایج آن، نه فقط از این بابت بسیار مهم بود که پرچم اعتراض را در شکل مؤثر مبارزه کارگری در پتروشیمی برافراشت و راه و ضرورت مبارزه را به ده‌ها پتروشیمی در منطقه جنوب و در سراسر کشور نشان داد و نه فقط از این جهت بسیار مهم و برجسته بود که از سد فشارهای امنیتی و کنترل پلیسی که بعد از جنگ در محیط‌های کار و تولید به شدت افزایش یافته است، عبور کرد، بلکه از این جهت نیز بسیار مهم بود که تمام تهدیدات و تمهیدات سرکوبگرانه برای درهم شکستن اعتصاب را نیز خنثی کرد.

پتروشیمی در عین حال همسایه دیوار به دیوار صنعت نفت و گاز است و دربسیاری موارد نه فقط به لحاظ خوراک و مواد اولیه پیوند هایی میان این دو بخش وجود دارد، بلکه هردو، به لحاظ تولیدات و درآمدزایی و صادرات نیز از جایگاه مهمی برخوردارند و هردو بیشتر از همسایه، از یک خانواده اند. اتحاد و پیوند مبارزاتی کارگران شاغل در این دوبخش نیز می تواند نقش بسیار مهمی در پیشرفت جنبش مبارزاتی طبقه کارگر داشته باشد و این، آن نکته‌ای است که کارگران آگاه و پیشرو نباید از آن غافل شوند و برای تحقق آن، بی‌وقفه باید تلاش نمود.

اعتصاب و خواباندن چرخ تولید، در هردوی این صنایع از اهمیت بالایی برخوردار است. ازاین هم مهم‌تر، اتحاد میان کارگران و سازماندهی اعتصاب هماهنگ در این دوبخش، است.اعتصاب کارگران پتروشیمی رازی را باید سر آغاز جدیدی در مبارزات پتروشیمی‌ها به حساب آورد. ببینیم اعتصاب در پتروشیمی رازی چگونه آغاز شد و ادامه یافت.

اعتصاب در گذار از پیچ و خم مبارزه

اعتصاب کارگران ارکان ثالث پتروشیمی رازی، زمانی آغازشد که کارفرما بعد از سه سال سردواندن کارگران، به وعده‌های خود عمل نکرد و تمام تعهدات خویش را زیر پاگذاشت. کارگران خواهان عمل کارفرما به وعده‌ها و قرارهایی بودند که سه سال پیش (۱۴۰۲ ) با حضور دادستانی بندر امام، مسؤلین اداره کار ماهشهر و نمایندگان کارگران به آن متعهد شده بود. در اعتصاب و تجمع کارگران در آن سال، به‌طور مکتوب مقرر شد، هر آیتمی که در منطقه ویژه به تصویب برسد، پس از سه ماه شامل حال کارگران پتروشیمی رازی نیز می‌شود و باید به کارگران پرداخت و دستمزدها اضافه شود. مزایای عرفی از نمونه فوق‌العاده شغل، فوق‌العاده ایاب و ذهاب، کمک هزینه معیشتی، “حق جذب” و امثال آن به تمام پرسنل رسمی و پیمانکار شاغل در پتروشیمی‌های منطقه ویژه پرداخت می‌شود، اما مالک پتروشیمی رازی تاکنون از پرداخت آن به کارگران طفره رفته است. مزد و مزایای کارگران ارکان ثالث و پیمانی شاغل در پتروشیمی‌ها – و در تمام صنایع – به مراتب کمتر از کارگران رسمی است و تبعیض مزدی بسیار فاحش است. در پتروشیمی رازی مزد و مزایای کارگران ارکان ثالث و پیمانی، به علت زورگویی آشکار و سودجوئی بیش از حد کارفرما، حتی از کارگران مشابه شاغل در پتروشیمی‌های دیگر منطقه – حدود ۳۰ پتروشیمی در منطقه ماهشهر وجود دارد- نیز کمتر است. کارگران پتروشیمی رازی درادامه اعتصاب و مبارزات خود در سال ۱۴۰۲ با توجه به بد عهدی کارفرما، اسفند سال گذشته نیز در مکاتبات خویش با اداره کار خواهان رسیدگی به خواست های خود شدند که بازهم نتیجه ای در پی نداشت. سرانجام کارگران تا ۱۵ مرداد به کارفرما مهلت دادند آیتم های مربوطه را محاسبه و پرداخت کند. اما کارفرما باز هم اعتنایی به این موضوع نکرد. کارگران نیز پاسخ این بی‌اعتنایی را با اعتصابی یکپارچه دادند.

اعتصاب اما از همان آغاز با تهدیدات جدی واقدامات شدید سرکوبگرانه کارفرما و حامیان وی روبروشد.در پی شکایت کارفرما، روز ۲۱ مرداد، ۵ تن از فعالان کارگری به دادگاه احضارشدند.درهمین روز ۷۵ تن از کارگران اعتصابی را به حراست احضار نموده و پس از ساعت‌ها تهدید و ارعاب، از آنان تعهد نامه اجباری بازگشت به سرکار اخذ گردید.افزون براین، شامگاه ۲۱ مرداد”عباباف” رئیس حراست پتروشیمی رازی با هماهنگی “موسی نژاد” معاون مالی شرکت، تعدادی از کارگران باسابقه را نیمه‌شب از محل کار اخراج کرد. حراست در ادامه اقدامات خود برای درهم شکستن اعتصاب، ازورود کارگران شیفت شب به شرکت جلوگیری به عمل آورد. اقدامات سرکوبگرانه برای درهم شکستن اعتصاب یکی از پس دیگری به اجرا درآمد. در جریان این اقدامات، طبق معمول دستگاه قضایی، دادستانی ماهشهر و دستگاه امنیتی تمام قد همراه و همدست مدیریت شرکت و مالک پتروشیمی رازی بودند که یک کنسرسیوم ترکیه‌ای است.

اما هیچیک از این اقدامات نتوانست خللی در اراده کارگران ایجاد کند، اعتصاب با قوّت و یکپارچگی ادامه یافت. کارگران اعلام کردند تا زمانی که قرارهای مکتوب قبلی اجرا نشده و تازمانی که تبعیض مزدی برداشته نشود، دست از اعتراض و اعتصاب نخواهند کشید.

روزبعد(۲۲ مرداد) دوتن از کارگران به نام های عساکره و راشدی دستگیر شدند. این دوکارگر جزء همان ۵ کارگری بودند که به دنبال شکایت کارفرما به دادگاه احضار شده بودند اما به خاطر فقدان دلیل بازداشت، آزاد شده بودند. درادامه اقدامات سرکوبگرانه، روز ۲۵ مرداد از ورود تعداد دیگری از کارگران به شرکت ممانعت به عمل آمد. به رغم این، اعتصاب و اتحاد همچنان سرافرازانه ادامه یافت. روز ۲۶ مرداد ۵۰۰ تن از کارگران شیفت‌های شب و روز در نهمین روز اعتصاب خود در محل دفترمرکزی شرکت دست به تجمع زدند و خواهان آزادی رفقای خود و ورود بی قید و شرط کارگران ممنوع الورود و پایان اقدامات سرکوبگرانه و رسیدگی فوری به مطالبات خود شدند.۲۷ مرداد، دهمین روز اعتصاب، اولین موفقیت کارگران بدست آمد و دو کارگر بازداشتی آزاد و ممنوع الورودی شمار دیگری از کارگران نیز ملغاشد. اعتصاب در یازدهمین روز خود با راه پیمایی به سمت دفتر مرکزی شرکت و برپایی تجمع در این محل ادامه یافت. کارگران هشدار دادند چنانچه سیاست‌ها و بی توجهی کارفرما ادامه یابد، اعتراضات خویش راتشدید خواهند کرد. ۲۹ مرداد جلسه ای با حضور رئیس اداره کار، نماینده کارفرما، نمایندگان کارگران و برخی مسؤلین شهر در محل فرمانداری برگزارشد. در مقابلِ نماینده کارفرما که به دادن وعده‌هایی ناچیز اکتفانمود، نمایندگان کارگران بر خواست‌های خود پافشاری کردند. جلسه، بدون نتیجه پایان یافت، مبارزه در پتروشیمی رازی اما ادامه دارد.

پتروشیمی رازی در نبرد با کارفرما و دستگاه قضایی و امنیتی حامی آن، سرفراز بیرون آمد. اعتصابی که یکپارچه آغاز شده بود، علی‌رغم موانع، محدودیت‌ها، تهدیدها و فشارهای گوناگون برای درهم شکستن‌اش، بیش از ده روز ادامه یافت. صفوف متحد کارگران، در برابر توطئه‌های کارفرما وحامیان دولتی وی مقتدرانه ایستاد و از رخنه اعتصاب‌شکن‌ها و عمال سرمایه برکنار ماند. پتروشیمی رازی، نمونه برجسته ای از اتحاد، همدلی و همبستگی کارگران را به نمایش گذاشت.

مبارزه در پتروشیمی رازی نه تنها پایان نیافته بلکه تازه آغاز شده است. تردیدی نیست که کارگران با استفاده از تجارب این اعتصاب و اعتصاب‌های پیشین خود، به مبارزه ادامه خواهند داد. سابقه مبارزاتی پتروشیمی رازی و کل کارگران صنایع پتروشیمی بسیار درخشان و سرشار از تجارب آموزنده ای که اکنون می توان با توجه به شرایط جدید، دوباره به آن بازگشت .

نگاهی اجمالی به سابقه مبارزه در پتروشیمی

چرخ تولید در صنایع پتروشیمی سال‌هاست که اساساً توسط کارگران پیمانی و ارکان ثالثی و کارگران رسمی می‌چرخد. به‌رغم آن، دستمزد کارگران پیمانی و ارکان ثالث بسیار ناچیزاست. باوجود آنکه  کار و مسؤلیت مشابه کارگران رسمی را انجام می‌دهند اما دستمزد بسیارکمتر و پائین‌تری نسبت به کارگران رسمی به آنها پرداخت می‌شود. این کارگران در عین حال از اغلب مزایای کارگران رسمی نیز محروم‌اند. کارگر پیمانی با ۱۵ سال سابقه کار حتی در زمینه وام گرفتن نیز فاقد اعتبار است و به رسمیت شناخته نمی شود. چنانچه توفیقی نصیبش شود و از هفت‌خوان و پیچ وخم‌های اداری عبور کند، تازه سه کارگر رسمی باید اورا ضمانت کنند تا وامی به وی پرداخت شود. در پتروشیمی‌های منطقه ویژه اقتصادی هیچ کارگر غیررسمی و پیمانی نمی‌تواند با دستمزدهای پرداختی، هزینه‌های زندگی را تأمین کند. ازاینرو این کارگران عموماً مجبور به اضافه کاری هستند.در منطقه آزاد  اقتصادی ماهشهر و عسلویه، هزینه های زندگی از نمونه بهای خوردوخوراک، لوازم زندگی و دیگر کالاهای مورد نیاز خانوارهای کارگری از بسیاری شهرهای دیگر بالاتر وکالاها گران تر است. قانون کار نیز شامل مناطق ویژه اقتصادی نمی‌شود. این مراکز تابع مقررات ویژه ای هستند که از نظر حقوق کار، حتی از قانون کار ارتجاعی رژم نیز عقب‌تر است.کارگران پتروشیمی در اعتراض به این شرایط، مکرر دست به اعتراض زده و دست کم طی یک دهه اخیر اعتصابات متعدد و شورانگیزی را سازمان داده‌اند. اعتصاب یکپارچه کارگران پتروشیمی رازی یکی از همین نمونه اعتصابات است.

این پتروشیمی در سال ۱۳۸۷ به‌طور کامل به بخش خصوصی واگذارشد و یک کنسرسیوم از کشور ترکیه آن را خرید. بیش از۹۵ درصد سهام آن متعلق به چند شرکت ترکیه‌ای است . زورگویی مالک خصوصی ، انعطاف ناپذیری کارفرما و استفاده از قهر و سرکوب، نخستین ابزاری است که در هر اعتصاب به آن متوسل می‌شود. احضار و سرکوب وحتی بازداشت و زندان، در پتروشیمی رازی سابقه درازی دارد.افزون بر این هر زمان کارگران در قبال فشارها و زورگویی‌ها دست به اعتراض زده‌اند، فوراً پای دستگاه قضایی و احضار و بازداشت و زندان به میان آمده و تمام دستگاه‌ اداری و امنیتی محل، در حمایت از سرمایه‌دار مالک شرکت وارد میدان مقابله با کارگران شده‌اند.

سال ۹۳ در جریان اعتصاب یکپارچه کارگران و شکایت کارفرما، ۸ کارگر به دادسرای عمومی احضار و به محاکمه کشیده شدند. ۴ کارگر به اتهام اخلال در نظم هرکدام به ۶ ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شدند و تعداد دیگری از کارگران ممنوع الورود به شرکت شدند.سال‌های ۹۳ و ۹۴ اوج مبارزات کارگران نه فقط در پتروشیمی رازی، بلکه تمام پتروشیمی‌های منطقه ماهشهر و عسلویه وحتی فراتر از آن در مقیاس سراسر کشور بود. پتروشیمی از پیشگامان سازماندهی اعتصابات فراواحدی و رشته ای بوده است. پیوند میان کارگران پتروشیمی در حال گسترش و تحکیم بود تنها در مهر و آذر سال ۹۳ کارگران پتروشیمی رازی همراه با کارگران شاغل در سایر پتروشیمی‌های منطقه ماهشهر و عسلویه در سه نوبت دست به اعتصاب رشته ای و فراواحدی زدند. سال ۹۴نیز سال گسترش بازهم بیشتر اعتصابات فراواحدی بود . در اعتصابی که همین سال، نخست در پتروشیمی‌های اروند، فجر و تندگویان آغاز شد به سرعت سایر پتروشیمی های منطقه آزاد ماهشهر و عسلویه را در برگرفت. این اعتصاب از محدوده ماهشهر و عسلویه نیز فراتر رفت. دیماه همان سال صدها تن از کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر، عسلویه، پتروشیمی اراک، پتروشیمی اصفهان و پتروشیمی تبریز به نمایندگی از ده ها هزار کارگر در یک اقدام مشترک تجمع اعتراضی بزرگی را در تهران مقابل وزارت نفت برپا کردند. بیهوده نبود که نشریه کار از کارگران پتروشیمی به عنوان پیشتازان پرولتاریای صنعتی یاد کرد.

اکنون چه؟

“رازی” اکنون پرچم مبارزه در پتروشیمی را به اهتزاز درآورده است. زمان آن است که سایر پتروشیمی‌های ماهشهر و عسلویه در حمایت از  رفقا و هم‌طبقه‌ای‌های خود وارد میدان مبارزه شوند و پیوند ها و روابط کارگری خود را تجدید سازمان دهند. زمینه برای اعتراض و اعتصاب همبسته‌ی فراواحدی فراهم است. انگیزه های اقتصادی و سیاسی برای ورود به اعتصاب به‌قدر کافی وجود دارد. شرایط زندگی از جمیع جهات برای کارگران دشوارتر شده و هیچ مقام و یا نهاد رسمی در فکر کارگران و خانواده‌های کارگری نیست. تجربه مبارزه کارگران پتروشیمی در ده سال اخیر این واقعیت را اثبات نموده است بدون مبارزه متحد و متشکل هیچ خواستی تحقق نخواهد یافت. اعتراض و مبارزه برای تغییر شرایط موجود، یک ضرورت مبرم است. در پتروشیمی شرایط و موقعیت جهت تکرار و تکامل و گسترش اعتراض و اعتصاب فراهم است. اعتراض و اعتصاب در صنایع مهمی چون نفت و گاز و پتروشیمی نقش مهمی در پیشرفت و تعمیق جنبش طبقه کارگر دارد. پتروشیمی رازی در شرایطی اعتصاب یکپارچه را سازمان داد که نفت و گاز نیز به خروش برخاسته است.

کارکنان رسمی صنعت نفت از تاریخ ۶ مرداد، دوشنبه های اعتراضی خود را از سر گرفته‌اند و از این تاریخ به بعد، گروه های متعددی از کارکنان، دوشنبه هر هفته تجمعات اعتراضی برپا نموده‌اند که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:کارکنان شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی پالایشگاه های ۲،۱۰،۱۲…شرکت نفت و گاز پارس سکوهای ۴۰ گانه، نفت و گاز پارس عسلویه ، سایت یک، کنگان سایت دو، منطقه ویژه عسلویه،پالایشگاه فجرجم.

اعتراض در صنعت نفت به کارکنان رسمی و روزهای دوشنبه محدود نشده است.در همین بازه زمانی کارگران و کارکنان پارس جنوبی همراه با خانواده‌های خود و همچنین خانواده‌های ساکن در شهرک‌های مسکونی نفت جم سه شنبه‌ها تجمعات اعتراضی برپا کرده‌اند. کارکنان شاغل در شرکت نفت فلات قاره منطقه سیری، سکوی نصر و سکوی ایلام، منطقه خارک سکوی فروزان و ابوذر و جزیره لاوان روزهای جمعه هرهفته تجمعات اعتراضی داشته‌اند.کارگران شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجری و کارگران ارکان ثالث شرکت نفت و گاز گچساران روزهای یکشنبه تجمع برپا نموده اند.

اعتراضات و اعتصابات کارگری، وقفه ناشی از جنگ ۱۲ روزه را خیلی زود پشت سرنهاده و جنبش طبقه کارگر بار دیگر به یگانه جنبش اجتماعی حاضر درصحنه تبدیل شده است. آنچه در شرایط کنونی بسیار مهم و حیاتی‌است، برقراری پیوند و ارتباط میان کارگران پیشرو بخش‌های مختلف یا لا اقل فعال ترین بخش‌هاست. ما کارگران شاغل در کارخانه ها و صنایع مختلف باید به یاری یکدیگر بر خیزیم و در همبستگی با هم‌طبقه‌ای‌های خویش، یاری رسان اعتصاب و همرزمان خود باشیم. در پتروشیمی نه فقط می‌توان و باید تجارب مبارزاتی ارزنده‌ی گذشته را به‌کار بست و اعتصابات فراواحدی و رشته‌ای را احیا کرد و تجدید سازمان داد، بلکه می توان با کارگران صنعت نفت و گاز نیز وارد همیاری و اتحاد شد و اعتصاب‌های مشترک فرارشته ای را سازمان داد. شرایط جامعه بسیار حساس است و مداخله جدی طبقه کارگر در عرصه کلان را طلب می کند.ما باید در کمال هوشیاری، اتحاد در صفوف خویش را محکم سازیم، سطح خواست ها و مبارزات خویش را ارتقا و مبارزه مستقل خویش را گسترش دهیم. تمام آینده‌ی ما و سرنوشت ما و کل جامعه به این وابسته است که تا چه حد خود را متشکل ساخته و اعتصابهای سراسری اقتصادی و سیاسی را ساز مان دهیم. فراموش نکنیم هرگونه تحول جدی به سود طبقه کارگر در گرو یک مبارزه سیاسی و طبقاتی تمام عیار علیه نظم موجود و در گرو به زیر کشیدن این نظم است. برای نبرد قطعی از همین امروز باید خود را تجهیز و آماده کنیم.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۳۴ در فرمت پی دی اف:

 

POST A COMMENT.