جمهوری اسلامی و تشدید سرکوب – سرکوب تا کجا می‌تواند به بقای رژیم یاری رساند؟

منتظرالمهدی سخنگوی پلیس جمهوری اسلامی روز سه‌شنبه از دستگیری ۲۱ هزار مظنون در طول جنگ ۱۲ روزه خبر داد. وی ادعا کرد که دستگیری این تعداد مظنون با مشارکت مردمی و وصول گزارشات آن‌ها انجام گرفته است. وی هم‌چنین مدعی گردید که در جریان حمله ارتش اسرائیل به زندان اوین، یگان انتظامی امنیتی شمال تهران در کمتر از ۵ دقیقه در محل حاضر شد و موفق گردید ۱۲۷ زندانی سیاسی و امنیتی در حال فرار را شناسایی و دستگیر کند. وی ادعا کرد دو تن از آن‌ها با لباس آتش‌نشانی قصد فرار داشتند که دستگیر شدند.

جدا از آن‌که دیگر اخبار منتشره چه از سوی مقامات دولتی و چه میدانی که در شبکه‌های اجتماعی انتشار یافت با ادعاهای منتظرالمهدی تفاوت‌های آشکاری دارند، مهم‌ترین موضوع در اظهارات وی، چه در رابطه با آمارهای فوق و چه در دیگر مواردی که به نقل از وی از سوی خبرگزاری “پلیس” انتشار یافت، تلاش او برای مقتدر نشان دادن جمهوری اسلامی است. این که جمهوری اسلامی در همه جا نفوذ دارد، دست‌های‌اش بر سراسر ایران گسترده است و هیچ مخالف و جنبنده‌ای نمی‌تواند از شمشیر حکومت در امان باشد.

برای روشن‌تر شدن این موضوع و اساساً سیاست‌های حکومت و چرایی آن، ابتدا به اظهارات متناقض منتظرالمهدی و دیگر مقامات جمهوری اسلامی نگاهی بیاندازیم.

آمارهای متناقض

وی در حالی مدعی دستگیری ۲۱‌ هزار نفر در طول جنگ ۱۲ روزه گردید که محسنی اژه‌ای رئیس دستگاه آدم‌کشی و به زنجیرکشیدن انسان‌ها در جمهوری اسلامی روز ۳۱ تیر گفته بود: “در جریان جنگ ۱۲ روزه و پس از آن حدود ۲ هزار نفر دستگیر شدند که بسیاری در فاصله کوتاهی آزاد شدند”. خبرگزاری فارس نیز یک روز پس از پایان جنگ با استناد به آمار و ارقام نهادهای اطلاعاتی و امنیتی حکومت از دستگیری بیش از ۷۰۰ تن (بدون محاسبه اتباع خارجی) در طول جنگ خبر داده بود که بیشترین آمار مربوط به استان کرمانشاه (۱۲۶ نفر) بود.

در مورد زندانیان سیاسی اوین نیز سخنان وی با دیگر اخبار منتشره تفاوت بسیار دارد. پیش از این اصغر جهانگیر سخنگوی دستگاه “قضایی” جمهوری اسلامی در این رابطه تنها گفته بود: “خروج زندانیان فرار محسوب نمی‌شود و بیشتر آن‌ها زندانیان رأی باز با جرائم سبک بودند. در این حادثه ۷۵ نفر خارج شدند که ۴۸ نفر بازگشته‌اند و ۲۷ نفر باقی‌مانده نیز جرائم مهم یا امنیتی ندارند و به‌زودی بازگردانده می‌شوند”، وی چیزی از دستگیری زندانیان سیاسی هنگام فرار نگفته بود. در گزارشات زندانیان سیاسی زندان اوین نیز هرگز چنین موضوعی مطرح نشده است. اتفاقاً برعکس آن‌چه‌ که منتظرالمهدی گفت، زندانیان سیاسی اوین به کمک مجروحان شتافتند و تنها مدتی بعد نیروهای پلیس وارد زندان شدند و با زندانیانی که مشغول کمک به مجروحان بودند، وحشیانه برخورد کردند.

در مورد دستگیری مهاجران افغان به اتهام جاسوسی نیز آمار وی با دیگر آمارهای منتشره بسیار متفاوت است. در حالی‌که وی از دستگیری ۲۷۷۴ اتباع غیرمجاز خبر داد که در میان آن‌ها ۲۶۱ نفر مظنون به جاسوسی و ۱۷۲ نفر متهم به تصویربرداری غیرمجاز بودند، براساس آخرین اخبار منتشره از سوی رسانه‌های جمهوری اسلامی تنها ۱۶ مهاجر افغان با اتهام جاسوسی دستگیر شده‌اند که البته در مورد آن‌ها نیز هیچ شواهدی ارائه نشده است.

دروغ‌هایی که موجب مضحکه‌ی رژیم شدند

در جریان جنگ ۱۲ روزه و بعد از آن مقامات و رسانه‌های رژیم بارها اخباری جعلی منتشر کردند که موجب مضحکه‌ی رژیم شدند. یکی از آن‌ها واژگون کردن جنگنده اف ۳۵ اسرائیل و دستگیری خلبان زن آن است که کارشناس صدا و سیمای جمهوری اسلامی با آب و تاب سرنگونی اف ۳۵ را به دلیل رادارگریز بودن‌شان، در جنگ‌های معاصر بی سابقه توصیف کرده بود. رسانه‌های جمهوری اسلامی در حالی مدعی سرنگونی چهار اف ۳۵ اسرائیلی شدند که یک خلبان اسرائیلی به رسانه‌ها گفت در طول این جنگ حتا یک موشک به سمت جنگنده‌های اسرائیلی شلیک نشد.

یکی دیگر از این اخبار مضحک دستگیری ۴۰۰ تبعه افغانستان در یک پایگاه زیرزمینی در نزدیکی ستاد فرماندهی کل سپاه بود که در برنامه زنده از شبکه افق صداوسیما پخش گردید که بعد مشخص شد آن فیلم مربوط به دفتر کفالت اتباع در باقرشهر بوده که مهاجران برای تمدید مدارک خود به آنجا رفته بودند. از این دست اخبار جعلی بسیارند که البته با اهداف مشخصی از سوی رسانه‌ها و مقامات حکومتی عنوان می‌شوند.

ناتوانی رژیم در برابر حملات ارتش اسرائیل، جمهوری اسلامی را در آن روزها وادار به پخش اخبار جعلی کرده بود. اول با هدف انحراف افکار عمومی مثلاً انداختن تقصیر کشته‌شدن فرماندهان نظامی و متخصصان پروژه هسته‌ای رژیم بر گردن جاسوس‌ها، بویژه افغان‌ها و در نتیجه ایجاد جو افغان‌ستیزی برای بهره‌برداری سیاسی و دوم برای ایجاد جو خفقان و سرکوب مخالفان از ترس فراگیر شدن اعتراضات به دلیل شرایط سیاسی جامعه که این را می‌توان در گشت‌های خیابانی و ایستگاه‌های بازرسی دید که حتا منجر به کشته شدن چند انسان عادی از جمله کودک شد.

آیا می‌توان اثری از خدای دهه‌ی ۶۰ دید؟

دهه‌ی ۶۰ برای رژیم یادآور موفقیت  جمهوری اسلامی در شکست  قطعی انقلاب و پایان دادن به دستاوردهای قیام شکوهمند مردم در بهمن ۵۷ است. اما واقعیت این است که شرایط کنونی با دهه‌ی ۶۰ تفاوت‌هایی بسیار دارد و دیگر خدای دهه‌ی ۶۰ نمی‌تواند به مدد رژیم بیاید. حتا جنگ ایران و عراق هم اگر برای جمهوری اسلامی “نعمت” بود، امروز وارد شدن جمهوری اسلامی به یک جنگ طولانی مدت دقیقاً می‌تواند به طور معکوس عمل کرده و منجر به قیام توده‌ای و سرنگونی رژیم گردد. همان‌طور که نمونه‌های بسیاری را در تاریخ می‌توان دید و یکی از برجسته‌ترین آن‌ها انقلاب فوریه ۱۹۱۷ روسیه است.

توهم بخش‌هایی از مردم به خمینی، جنگ ایران و عراق، انشعاب در سازمان چریک‌های فدایی خلق که ضربه‌ی بزرگی به جنبش کمونیستی و نیروهای پیشرو جامعه وارد ساخت، از جمله دلایلی بودند که رژیم توانست انقلاب را به شکست کشانده و نیروهای مخالف را سرکوب کند. اما امروز جامعه با بحران‌های عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبروست. توده‌ها نه تنها هیچ توهمی به حاکمیت ندارند، بلکه با صراحت تمام خواهان سرنگونی آن هستند و این را در سال‌های اخیر از جمله در جنبش انقلابی بزرگ “زن، زندگی، آزادی” به روشنی فریاد زدند. تنها ابزار رژیم در شرایط کنونی دستگاه سرکوب آن متشکل از نیروهای نظامی و امنیتی و دستگاه قضایی است، سایر ارگان‌های قدرت هم در واقع در خدمت همین دستگاه سرکوب هستند و اولویت آن‌ها تقویت آن‌هاست که بودجه سالانه یک نمونه‌ی آن است.

اما سوال مهم این است که اگر خدای دهه‌ی ۶۰ بازگشتنی نیست، پس چرا رژیم با سرکوب و ایجاد خفقان توانسته است هم‌چنان به حکومت ننگین خود ادامه دهد و از سال ۹۶ که جامعه وارد یک دوران انقلابی شد، توده‌ها نتوانستند رژیم را سرنگون کنند؟

نیروی سرکوب رژیم در کجا و تا کجا موثر است؟

تجربه‌ی سال‌های اخیر به‌ویژه از دی‌ماه ۹۶ به توده‌ها از جمله نسل جوان نشان داد که تنها پاسخ رژیم به خواست‌های برحق توده‌ها، سرکوب است. در طول این سال‌ها شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز به مراتب بدتر شد و فقر و بیکاری گسترده‌تر گردید.

اما همان‌طورکه گفته شد، رژیم تاکنون توانسته‌ است با سرکوبِ مبارزات قهرمانانه توده‌های ستم‌دیده جامعه که به طور مکرر از سال ۹۶ تکرار شده است، به بقای خود ادامه دهد. اما چگونه؟ رژیم توانست توده‌ها را از جمله در جنبش بزرگ انقلابی “زن، زندگی، آزادی” سرکوب کند از این رو که توده‌ها متشکل نبودند، و چون متشکل نبودند نتوانستند گام‌های لازم بعدی برای سرنگونی جمهوری اسلامی را بردارند.

به عبارت دیگر سرکوب زمانی کارآیی دارد که جمهوری اسلامی با نیرویی غیرمتشکل روبروست، مردمی معترض ولی جدا از هم. اما زمانی که توده‌ها متحد شده و دست اتحاد به یکدیگر دهند، سرکوب کارآیی خود را از دست می‌دهد. تجربه سال ۵۷ یک نمونه روشن از این واقعیت است. از همین روست که اتفاقاً رژیم سعی می‌کند به اشکال گوناگون مانع اتحاد کارگران و زحمتکشان شود. از محیط‌های کارگری با دسته دسته کردن کارگران مانند کارگران نفت و ممانعت از ایجاد تشکل در محیط‌های کاری و غیره تا پخش اخبار جعلی هم‌چون گزارش وزارت اطلاعات در مورد دریافت ۷ میلیون گزارش مردمی در طول جنگ ۱۲ روزه که هدف آن بدبین کردن مردم به یکدیگر است. تشدید اعدام‌ها، افزایش دستگیری‌ها و حتا اعلام خبر دستگیری ۲۱‌ هزار نفر از دیگر روش‌های رژیم برای حفظ حاکمیت خود و ایجاد تردید و واهمه در بین مردم است. همان‌طور که در سال ۶۰ نیز اعدام زندانیان سیاسی را از روزنامه‌ها و رادیو و تلویزیون خود برای غلبه ترس بر مردم اعلام می‌کرد.

اما تفاوت شرایط کنونی با دهه‌ی ۶۰ بسیار است. امروز جمهوری اسلامی در بحران عمیق و همه جانبه‌ای فرو رفته است که قادر به حل و یا حتا تخفیف آن نیست. بحران‌ها شتابان عمیق‌تر می‌شوند و سیستم دچار فروپاشی شده است. به عبارت دیگر رژیم در بن‌بست قرار گرفته و تغییر، لازمه‌‌ی شرایط کنونی‌ست. مساله مهم اما این است که این تغییر انقلابی خواهد بود یا ضد انقلابی. در برابر راه حل ضد انقلابی این بن‌بست که تغییری در درون طبقه حاکم خواهد بود، راه حل انقلابی نیز وجود دارد و بدون تردید توده‌ها می‌توانند مبارزات خود برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را ارتقاء دهند.

اگرچه امروز شاهد موج بلند و بزرگ اعتراضات توده‌ای هم‌چون سال ۱۴۰۱ نیستیم، اما در شرایطی که جامعه در بحران انقلابی قرار دارد، این امواج بزرگ تکرار خواهند شد و هر بار که تکرار می‌شوند قدرتمندتر خواهند بود. همان‌طور که تجربه این سال‌ها از ۹۶‌ تا به امروز به ما نشان داده است. یک نکته مهم دیگر تجربه‌ای است که مردم از این سال‌ها آموخته‌اند، تجاربی که می‌توانند نقاط ضعف بزرگ امواج گذشته را برطرف کرده و امر سرنگونی جمهوری اسلامی را با گذر از اعتراضات خیابانی به اعتصابات سراسری که میلیون‌ها انسان را متشکل و به عمل مستقیم مبارزاتی می‌کشاند، محقق سازد.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۳۳ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.