اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در یادمان هزاران زندانی قتلعام شده در دهه خونین ۶۰
کشتار تابستان ۶۷ زخمی که همچنان خون چکان است
از قتلعام زندانیان سیاسی در مرداد و شهریور ۱۳۶۷ تا به امروز ۳۷ سال گذشته است. ۳۷ سال است که حنجرهها در سوگ هزاران زندانی سیاسی که در آن تابستان تفتان قتلعام شدند، زخمی و خونین است. سالهاست رنج مویههای هزاران خانواده داغدار در سوگ انبوه زنان و مردانی که «عاشقترین زندگان آن سال» بودند، همچنان شنیده میشود. آن تابستان نفس گیر، آن مرداد و شهریور خونین که طوفان سهمگین اعدام جمعی زندانیان سیاسی، همانند بختکی سراسر ایران را فرا گرفت، طوفانی نبود که به یکباره از آسمان بی ابر جمهوری اسلامی بر سر زندان و زندانیان فرود آمده باشد.
کشتار آن تابستان، قتلعام هولناکی بود که ریشه در سرکوب و شکنجه و اعدام سالهای نخست دهه ۶۰ و سالهای پیش از آن داشت. اعدامهایی که از همان نخستین روزهای به قدرت رسیدن خمینی در پشت بام مدرسه رفاه کلید خورد، با اعدام و کشتار مردم کردستان در تابستان ۵۸ گسترش یافت، در زمستان ۵۸ بر سر مردم ترکمن صحرا آوار شد، از ۳۰ خرداد ۶۰ در ابعادی سراسری تمام شهرهای کشور را فرا گرفت و آنگاه در تابستان ۶۷، چون فوارههای بلند خون از درون زندانهای جمهوری اسلامی تا دورهای دور سر برکشید.
کشتار زبدهترین کادرهای سیاسی – نظامی احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست و انقلابی و مبارز، همراه با کشتار هزاران تن از برومندترین جوانان کشور در سالهای نخست دهه ۶۰ و پس از آن، کشتار مقاومترین زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، فاجعهای نبود که به سادگی از یادها برود. فاجعه کشتار آن سالهای آتش و خون، آنچنان بزرگ و سهمگین بود که اکنون با گذشت این همه سال، هنوز هم که هنوز است، فقدان آن همه جانهای شیفتهای که «عاشقترین زندگان» آن سالها بودند، در مبارزات انقلابی و جاری جامعه ما به خوبی احساس میشود.
اینچنین بود کشتارهای آن دهه خونین، کشتاری بی وقفه که این جهان وارونه، این جهان خو کرده به درد، این جهانی که چرک و خون از درون نظم استثمارگرانه اش فوران میکند، بر تمامی کشتارهای آن دهه، چشم پوشید. تمام جنایات و اعدام و بی رحمیهای آوارشده بر تودههای مردم ایران را نادیده گرفت. فریاد مادران داغدار را نشنید. لختههای خون مانده بر در و دیوار زندان و شکنجه گاههای مخوف جمهوری اسلامی را ندید و با بی پروایی تمام بر بال های بی رحمی جمهوری اسلامی باد دمید.
نه فقط دولتهای جهان سرمایه داری، بلکه تمامی نهادها و سازمانهای بین المللی و حقوق بشری نیز تا سالهای متمادی یکسره کور و کر و لال شده بودند و بر انبوه جنایات جمهوری اسلامی چشم فرو بسته بودند. چرا که دولتهای بزرگ سرمایه داری منافع خود را در ماندگاری و پروار شدن ارتجاع حاکم بر ایران میدیدند. ماهیت طبقاتی آنان در تضاد و تعارض با موجودیت سازمانهای انقلابی و مبارز و چپ و کمونیست در ایران و جهان قرار داشت و دارد. لذا، همه این دول بزرگ سرمایه داری بر این باور بودند که در پی سرنگونی استبداد سلطنتی و قدرت گیری جلادی همچون خمینی، نه فقط انقلاب بزرگ مردم ایران را به شکست خواهند کشانید، بلکه با به قدرت رساندن یک ارتجاع اسلامی هارتر از ارتجاع سلطنتی، دست کم خمینی و دار و دستهٔ آدمکُش او میتوانند کار نا تمام رژیم پادشاهی را در کشتار نیروهای انقلابی و مبارز و کمونیست به اتمام برسانند. وظیفهای که جمهوری اسلامی با اعدام و کشتارهایی که از همان آغار به قدرت رسیدنش به راه انداخت، به خوبی انجام داد و رضایتشان را فراهم کرد.
قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، اوج کشتار زندانیان در آن سالهای وحشت و مرگ بود. دهه خونبار ۶۰ با کشتارهای وسیع به انتها رسید؛ اما اعدامها متوقف نشد. از آن دهه تا به امروز، اعدام زندانیان سیاسی با فراز و فرودهایی به فراخور شرایط زمانی و موقعیت سیاسی جمهوری اسلامی در عرصهٔ داخلی و بین المللی همچنان ادامه یافته است. وسعت اعدامها که طی دو دهه کمتر شده بودند، پس از خیزش انقلابی تودههای مردم ایران در دیماه ۹۶ بار دیگر افزایش یافت، در قیام آبان ۹۸ شدت گرفت، در جنبش انقلابی نیمهٔ دوم ۱۴۰۱ گردنهای بیشتری به بالای دار رفت و اکنون در دوران پساجنگ و ایام آتش بس موقت جنگ ارتجاعی ۱۲ روزه بار دیگر روند اعدامها در زندانهای ایران شتاب گرفته است.
وقوع جنگ ارتجاعی ۱۲ روزهٔ میان دو دولت فاشیست ایران و اسرائیل همراه با شکست و افتضاحی که در این جنگ نصیب ارتجاع حاکم بر ایران شد، هیئت حاکمه را بر آن داشت تا با تشدید سرکوب و اعدام در ایام پساجنگ، بر شکست و زبونی و ناتوانی خود سرپوش بگذارد.
اما، تشدید بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و تعمیق تضادهای درونی رژیم همراه با سر درگمی هیئت حاکمه در مواجه با چالشهای بزرگ داخلی و بین اللملی تنگناهای عدیدهای را برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. تنگناهایی که نه فقط بقاء رژیم را به چالش گرفتهاند، بلکه پیشبرد سیاست سرکوب و اعدام را نیز – به رغم عطشی که حاکمان اسلامی در گسترش اعدام دارند – انجام چنین کاری را برای آنان در گسترهای وسیعتر بسیار دشوار کرده است.
هم اینک تعمیق بحرانهای خارجی نظیر بحران هستهای و احتمال شروع جنگی مجدد، همراه با بحرانهای ناعلاج داخلی، نظیر آب و برق و انرژی و محیط زیست، همراه با تعمیق بحران معیشتی مردم به حدی رسیده است که جامعه در وضعیتی انفجارگونه قرار دارد. جمهوری اسلامی ایام روزمرگی خود را میگذراند. به میدان آمدن دوباره جنبشهای اجتماعی، شکل گیری مجدد اعتصابات کارگری و گسترش مبارزه علیه اعدام، بویژه گسترش و تداوم جنبش اعتراضی سه شنبههای «نه به اعدام» که اکنون در ۴۸ زندان کشور جریان دارد، یقیناً به جمهوری اسلامی فرصت نخواهد داد تا با توسل به اعدامهای بیشتر، تودههای مردم ایران را از مبارزات خیابانی باز دارد.
شواری همکاری نیروهای چپ و کمونیست، در سی و هفتمین سالگرد کشتار جمعی زندانیان سیاسی در مرداد و شهریور ۱۳۶۷ ضمن گرامی داشت یاد و خاطرهٔ تابناک همهٔ آن عزیزان جانفشانده در دهه خونین ۶۰، بویژه جانفشاندگان تابستان ۶۷ و همچنین با گرامی داشت یاد سرخ دیگر زندانیان سیاسی که تا به امروز توسط جمهوری اسلامی اعدام شدهاند، عموم جنبشهای اجتماعی و تودههای مردم ایران را با شعار «نه به اعدام» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» به گسترش مبارزه علیه اعدام در تمامی سطوح و اشکال آن در گسترهای وسیعتر همراه با بهم پیوستگی مبارزات نه به اعدام به سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی فرا میخواند.
نه به اعدام، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۲۲ مرداد ۱۴۰۴ – ۱۳ اوت ۲۰۲۵
امضا: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت





نظرات شما