جنگ دوازدهروزه میان دولتهای ارتجاعی اسرائیل و ایران که ظاهراً قرار بود مرحله تعیینکنندهای در نزاع این دو دولت در شکلدهی به یک خاورمیانه جدید موردنظر آمریکا و اسرائیل باشد، نتایج مطلوب را به بار نیاورد، بلکه صرفاً نقاط ضعف و قدرت آنها را آشکار کرد.از همین روست که طرفین بهسرعت در تلاش برای غلبه بر این نقاط ضعف باهدف آمادگی برای رویآوری به دور دیگری از درگیریهای نظامی هستند.
بهرغم اینکه جمهوری اسلامی در این جنگ ضربات سنگینی را متحمل شد، اما اسرائیل باوجود حمایت و مداخله مستقیم نظامی دولت آمریکا نیز نتوانست به اهداف سیاسی خود دست یابد. درواقع هدف اسرائیل از این جنگ در وهله نخست این بود که با وارد آوردن ضربات نظامی سنگین و نابود کردن مراکز نظامی و فرماندهی نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی، شرایط را برای یک رژیم چنچ از طریق به قدرت رساندن گروه دستنشانده سلطنتطلب فراهم آورد که با شکست روبهرو شد. در همان حال، این ضربات نظامی بهرغم سنگین بودنشان تا آن حد مؤثر واقع نشد که بتواند رژیم را به تسلیم و حتی عقبنشینی بر سر میز مذاکره وادار کند. از همین رو چنین به نظر میرسد که انعطاف و عقبنشینی جمهوری اسلامی در مقایسه با قبل از جنگ حتی بر سر غنیسازی و پرونده هستهای کمتر شده است. اگر تا پیش از بمباران تأسیسات هستهای امکان دسترسی آژانس انرژی هستهای به این تأسیسات و کنترل و نظارت بر فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی وجود داشت، اکنون این امکان نیز از آژانس سلب شده است. بهرغم ادعای ترامپ مبنی بر نابودی تأسیسات هستهای ، در واقعیت، اکنون جز خود جمهوری اسلامی کسی دقیقاً نمیداند که بمباران مراکز غنیسازی هستهای تا چه حد خسارت به بار آورده و از آن مهمتر چه بر سر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی آمده است. در چنین شرایطی که تضادها همچنان حل نا شده باقیماندهاند، جمهوری اسلامی بیش از آنکه تلاش خود را بر حل اختلافات از طریق مذاکره و دیپلماسی متمرکز سازد، در پی تقویت و آمادگی نظامی خود برآمده است.
در همین راستا روز ۱۲ مرداد شورای عالی امنیت ملی (شعام) ، تشکیل نهاد جدیدی به نام «شورای دفاع » را متشکل از رؤسای سه قوه، دو نماینده خامنهای ، وزیر اطلاعات، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرمانده کل سپاه، فرمانده کل ارتش و فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء، تحت ریاست رئیسجمهور را اعلام کرد. دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در یک جمله کوتاه، هدف از تشکیل این شورا را بررسی طرحهای دفاعی و ارتقای توانمندیهای نیروهای مسلح بهصورت متمرکز اعلام کرد.
خبرگزاری مهر اما در مورد این تصمیم رژیم نوشت: این شورا” بهعنوان یکنهاد کلیدی در حوزه امنیت ملی و دفاعی کشور تشکیلشده است. این شورا باهدف هماهنگی و تصمیمگیری در زمینههای مرتبط با دفاع و امنیت ملی تأسیسشده و نقش مهمی در مدیریت بحرانها و تهدیدات امنیتی ایفا میکند…. تشکیل «شورای دفاع» را میتوان نشانهای روشن از بازتعریف تهدید و بازآرایی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی دانست. این شورا اگرچه در ظاهر نهادی فنی برای سیاستگذاری دفاعی است، اما در واقعیت، بیانگر یک تغییر پارادایمی در مدیریت بحران، تصمیمگیری فوری و تقسیم مسؤولیت میان سطوح مختلف قدرت است. ”
در جریان جنگ دوازدهروزه که اسرائیل با نابود کردن سامانه دفاع هوائی جمهوری اسلامی، آسمان ایران را در اختیار خود گرفت و علاوه بر بمباران مراکز متعدد نظامی و هستهای، تعدادی از بالاترین فرماندهان نظامی و متخصصان هستهای را ترور کرد، سوای حفرههای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی، بیسازمانی ، بلا تصمیمی و ضعف فرماندهی نظامی هر دو ارگان نظامی رژیم کاملاً برملا شد. با مخفی شدن خامنهای، ارتباط مستقیم میان شعام با وی و تصمیمگیری سریع دچار اختلال شد. لذا از دیدگاه سران رژیم برای برطرف کردن این ضعفها میبایستی نوعی تمرکز و هماهنگی میان ارگانهای نظامی و امنیتی بدون واسطه خامنهای از طریق نهادی مجزا از شعام که بتواند در شرایط بحرانی ازجمله جنگ سریعاً تصمیم بگیرد و در همان حال فرماندهی کند، به امری مبرم و فوری تبدیل شد. با این تصمیم نهفقط هم آهنگ کردن فعالیتهای دو تشکیلات نظامی مجزا و موازی ارتش و سپاه پاسداران که هریک نیروی زمینی، هوائی و دریایی جداگانهای دارند از طریق این نهاد نظامی-امنیتی انجام خواهد گرفت، بلکه مهمتر اینکه از طریق این نهاد، فرماندهی واحدی در تمام سطوح برقرار خواهد شد.
همانگونه که اشاره شد، شورای دفاع در شرایطی تشکیلشده است که احتمال وقوع جنگی دیگر میان دو دولت ارتجاعی توسعهطلب رقیب وجود دارد. دلیل آنهم در این است که طرح خاورمیانهای آمریکا و اسرائیل نمیتواند به نتیجه قطعی بیانجامد، بدون اینکه جمهوری اسلامی ازنظر سیاسی و نظامی شکست را بپذیرد، فعالیتهای هستهای را تعطیل کند، برد موشکها را محدود سازد و از سازماندهی و حمایت گروههای نیابتی اسلامگرا دست بردارد. در واقعیت اما حتی به فرض، توافقی هم بر سر غنیسازی و فعالیت هستهای صورت گیرد که البته اکنون دیگر بسیار بعید است، قدرت نظامی جمهوری اسلامی که اساساً برای مقابله با اسرائیل، متکی به سلاحهای موشکی و پهپادی است، بهجای خود باقیمانده و جمهوری اسلامی حاضر نیست بر سر این مسئله عقبنشینی کند یا کوتاه بیاید. علاوه بر این، بهرغم شکستهایی که در طول دو سال اخیر در خاورمیانه متحمل شده، نهتنها از حمایت و سازماندهی نیروهای نیابتی دست برنداشته، بلکه هماکنون در حال تقویت و تجدید سازماندهی آن نیروهای نیابتی است که در جنگ با اسرائیل تضعیف شدند. بنابراین روشن است که راهی جز جنگ برای حل اختلافات وجود ندارد.
اما چنانچه جنگ دیگری رخ دهد، اینکه جمهوری اسلامی با هر تلاشی ازجمله اقدامات همین شورای نظامی بتواند واقعاً کاری از پیش ببرد، بعید است. چراکه اینیک جنگ کلاسیک نیست که جمهوری اسلامی بتواند با نیروهای نظامی صدها هزارنفره خود با تمام تجهیزاتشان وارد عمل شود. اینیک جنگ به قول نظامیان ترکیبی، با استفاده از پیشرفتهترین سلاحها، بمبافکنها، موشک و پهپاد، سایبری، اطلاعاتی، هوش مصنوعی و ماهواره است. همانگونه که در جنگ دوازدهروزه دیده شد، همه نیروهای نظامی زمینی، هوائی و دریایی جمهوری اسلامی صرفاً تماشاچی بودند و جز چند موشکی که به مراکزی در اسرائیل اصابت کرد، کار دیگری انجام نگرفت. بنابراین، جنگ جدید برای جمهوری اسلامی ویرانگرتر از جنگ دوازدهروزه خواهد بود. بهاینعلت که این بار اسرائیل با در دست داشتن پیشرفتهترین سلاحهای آمریکائی، جنگ را در شرایطی آغاز خواهد کرد که توان نابود کردن سلاحهای موشکی جمهوری اسلامی را بهعنوان یک هدف مهم جنگ داشته باشد. علاوه بر این برای فلج اقتصادی و مالی جمهوری اسلامی بهعنوان مکمل تحریمها، زیرساختهای اقتصادی نیز هدف قرار خواهد گرفت. البته یک چنین جنگی با این اهداف، به تنهائی از عهده رژیم اسرائیل ساخته نیست، بلکه علاوه بر نیروی نظامی اسرائیل، نیروی نظامی آمریکا نیز حضور مستقیمتری خواهد داشت.
لذا این جنگ جدید برخلاف آنچه که اکنون گفته میشود، چندان فوری و کوتاهمدت به نظر نمیرسد. تدارک آن از سوی هر دو طرف، زمان میبرد و برنامهریزی بلندمدتتری را میطلبد. ازاینرو بهاحتمالقوی، بهجز اقدامات منفرد ایذائی، در کوتاهمدت جنگی رخ نخواهد داد. درعینحال این احتمال هست که اگر جنگ دیگری رخ دهد، درگیریهای نظامی به درازا بکشد و با توجه به نارضایتی مردم ایران از جنگ و سیاستهای جمهوری اسلامی، برخلاف جنگ دوازدهروزه، اعتراضات و شورشهایی نیز شکل بگیرد که وظیفه مقابله با آن را نیز همین شورای نظامی تازه ایجادشده بر عهده دارد. همانگونه که در توضیح وظایف شورای نظامی به آن اشاره شد، این شورا صرفاً نشانه آمادهباش نظامی و اتاق جنگ برای مقابله و رودرروئی و فرماندهی در جنگ با اسرائیل نیست بلکه نهادی امنیتی – نظامی برای مقابله با بحرانهای سیاسی داخلی نیز هست. این مسئله محدود به بحران ناشی از جنگ و عواقب آن نیست بلکه برخی صاحبنظران رژیم، کنترل اوضاع سیاسی در شرایط مرگ خامنهای و تشدید اختلافات درونی هیئت حاکمه را نیز جزئی از وظایف آن میدانند. بنابراین، شورای دفاع نهفقط نهادی برای هماهنگی و فرماندهی جنگ بلکه امنیتی برای مقابله با بحرانهای داخلی است.
مستثنا از اینکه جنگ جدید کی آغاز گردد، تا جایی که اوضاع داخلی جامعه ایران مدنظر قرار گیرد، تمام شواهد موجود حاکی است که در بطن تدارک و آمادگی برای برپائی این جنگ، اوضاع داخلی جمهوری اسلامی مدام وخیمتر میشود. درحالیکه بحران اقتصادی درنتیجه تشدید تحریمهای پیدرپی دولت آمریکا پیوسته عمیقتر میشود، شرایط مادی و معیشتی کارگران و زحمتکشان باگذشت هرروز وخیمتر و تحملناپذیرتر میگردد. تدارک جنگ جدید، مستلزم افزایش هزینههای نظامی است. از هماکنون زمزمههای افزایش بودجه نظامی در روزنامههای وابسته به رژیم آغازشده است. این هزینهها فشار مضاعفی بر تودههای زحمتکش وارد خواهد آورد. ترکیب بحران اقتصادی و افزایش هزینههای نظامی با بحرانهای متعدد دیگری که هماکنون زندگی مردم را فلج کردهاند، بر وخامت شرایط مادی و معیشتی کارگران و زحمتکشان خواهد افزود. این حجم سنگین از فشارهای اقتصادی-اجتماعی و سیاسی قطعاً اعتراضات را افزایش خواهد داد. اما چنانچه این مبارزات در سطح کنونی که عمدتاً مطالباتی و اقتصادی است باقی بماند، چیزی به نفع مردم تغییر نخواهد کرد.
تا وقتیکه مردم ایران نخواهند به نبردی قطعی برای در دست گرفتن سرنوشت خود برخیزند، راهی برای نجات از مصائب مداومی که مرتجعین بر آنها تحمیل میکنند، وجود ندارد و پیوسته مصائب جدیدی بر مصائب پیشین افزوده خواهد شد. تنها اراده معطوف به سرنگونی ستمگران حاکم بر ایران و کسب قدرت سیاسی است که میتواند به جنگهای ارتجاعی، فقر و فلاکت اقتصادی، بی حقوقی و محرومیت از آزادیهای سیاسی و بیشمار مصائبی که جمهوری اسلامی به بار آورده، پایان بخشد .





نظرات شما