اعمال فشار به پرستاران و تعویق پرداخت کامل حقوق و حق اضافهکاری آنان در تیرماه به فاز جدیدی وارد شده است. روز چهارشنبه ۱۵ مرداد، گروهی از پرستاران «بیمارستان امام حسین» شهرستان کنارک واقع در استان سیستان و بلوچستان اعتصاب و تجمع کردند. آنها حقوق ۱۰ ماه از کارشان و مزایا و برخی حقالزحمههای قانونی را دریافت نکردهاند. اما این بیمارستان تنها مورد نیست. در تیرماه، حقوق پرستاران در مناطق مختلف با کسری قابل توجهی پرداخت شد. در بیمارستانی در سبزوار، حقوق همه پرستاران کسر شد. از ۱۸ میلیون تومان حقوق یک پرستار تنها ۱۰ میلیون تومان به حساب او واریز شد و برخی پرستاران دریافتی باز هم کمتری داشتند. در دانشگاه بهشتی تهران علاوه بر کسر حق اضافهکاری، چهار میلیون تومان از حقوق پرستاران نیز کسر شد. در دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان از همه پرسنل بیمارستان مبلغ هنگفتی کم کردند. برخی پرستاران حقوق خود را با ۸.۵ میلیون تومان کسری دریافت کردند. در شیراز و سایر شهرها هم وضعیت به همین ترتیب بود. رئیس سازمان نظام پرستاری، ۱۵مرداد، در مصاحبهای از هشت ماه تاخیر در پرداخت اضافهکاری و کارانه پرستاران خبر داد و گفت: «به دلیل شرایط جنگی اخیر، میزان معوقات پرستاران نیز افزایش یافته و به حدود ۸ ماه در حوزه کارانه و اضافهکار رسیده است،» این گفتهها اما برای پرستاران پاسخ نبود. آنها نقشی در ایجاد «شرایط جنگی اخیر» ندارند. بسیاری از پرستاران معوقاتی مربوط به پائیز سال گذشته و قبلتر دارند و پیش از «شرایط جنگی اخیر» نیز بارها نسبت به عدم دریافت حقوق ناچیز خود و شرایط کار اعتراض و اعتصاب کرده و سرکوب شدهاند.
پرستاران که فشار کاری زیادی را در محیط کار متحمل میشوند، امیدی به بهبود وضعیت خود در شرایط فعلی ندارند اما فشار، تحقیر و فقر و تبعیض و سرکوب را نیز بیش از این برنمیتایند. برخی پرستاران تغییر شغل میدهند و برخی راه نجات را در مهاجرت یافتهاند. دبیر کل خانه پرستار از «فرار» پرستاران از شغل پرستاری میگوید و میافزاید شرایط بیمارستانها به دلیل کمبود پرستار بحرانی است. «درحال حاضر تعداد پرستاران فعال در بیمارستانها به کمترین میزان خود رسیده، فرار از شغل پرستاری ادامه دارد و استقبالی هم از آگهیهای استخدامی نمیشود». احمد نجاتیان رئیس سازمان نظام پرستاری از تعطیلی بخشهای بیمارستانی در اثر کمبود پرستار خبر میدهد: «امروز شاهد تعطیلی بخشهای بیمارستانی بهدلیل کمبود نیروی پرستاری هستیم و حتی خطر تعطیلی بیمارستانها نیز وجود دارد… وقتی تمام حقوق و مزایای پرستار به اندازه اجاره یک منزل در تهران نیست، باید فکری به حال تأمین پرستاران پایتخت کنیم.»
اما چرا وضعیت این گونه است. کمبود ۱۰۰ هزار پرستار در عین بیکاری حدود ۱۰۰ هزار فارغالتحصیل رشته پرستاری؟!
بهداشت و درمان به مثابه کالا
در نظام سرمایهداری، خدمات درمانی و سلامت نیز مانند هر پدیدهی دیگری کالایی است که خرید و فروش میشود و تولید و فروش آن از منطق سود پیروی میکند. هر چند در بسیاری از کشورهای سرمایهداری در اثر مبارزات طولانی کارگران و سایر اقشار، درمان و بهداشت به میزان معینی اجتماعی شد اما در دهههای اخیر پیشروی نیروهای راست و گسترش نئولیبرالیسم نفوذ بازار در بخش درمان و بهداشت آن را به امری طبقاتی تبدیل کرده است.
نئولیبرالیسم که بهعنوان یک رویکرد اقتصادی و سیاسی، بر خصوصیسازی، کاهش تصدیگری دولت، مقرراتزدایی و رقابت بازار تأکید دارد، در حوزه سلامت، منجر به تجاریسازی بیشتر خدمات درمانی،کاهش بودجه عمومی برای سلامت، واگذاری خدمات به بخش خصوصی، و تمرکز بر کارایی اقتصادی بهجای ارائه خدمات درمانی مناسب شده است.
در ایران در خصوصیسازیهای پس از جنگ ایران و عراق، کالایی شدن درمان و بهداشت شدت گرفت و در دهه ۸۰، ابعاد گستردهتری یافت که آثار آن را میتوان بهوضوح بر وضعیت پرستاران مشاهده کرد. در بخش پرستاری، خصوصیسازی و بهکارگیری نیرو از طریق شرکتهای پیمانکاری منجر به کاهش امنیت شغلی، حذف مزایا و تضعیف قدرت چانهزنی صنفی پرستاران شده است.
خصوصیسازی مراکز درمانی و استفاده گسترده از شرکتهای پیمانکاری برای جذب نیروی پرستاری، به قراردادهای کوتاهمدت، کاهش امنیت شغلی، و حذف مزایا منجر شده است.
این نوع استخدامها، نه تنها حقوق و مزایای پرستاران را کاهش داده، بلکه امکان دفاع جمعی و پیگیری حقوق صنفی را نیز تضعیف کرده است.
تغییرات نئولیبرالی در درمان و بهداشت، موجب تکهتکه شدن وضعیت کاری پرستاران در قالب قراردادهای مختلف شده است. یکی از خواستهای اصلی، قرارداد مستقیم و یکسان برای همه پرستاران است. این خواست منحصر به پرستارا نیست و خواست طبقه کارگر و همه مزدبگیران است.
در دستگاه فکری سرمایهداری(نئولیبرال)، سلامت کالایی است که انسان اگر پول و امکانات داشت، آن را میخرد. حال آنکه سلامت و دسترسی به امکانات بهداشتی و درمانی، همچون حق داشتن غذا، سرپناه و آموزش، یک حق پایهای انسانی است. مبارزات پرستاران در پیوند با مبارزات سایر مزدبگیران میتواند به پیروزی برسد.
در جهت کاهش هزینهها، بیمارستانها نسبت پرستار به تخت را کاهش دادهاند. این موضوع باعث افزایش بار کاری، خستگی مزمن و فرسودگی روانی پرستاران شده است. که شیفتهای طولانی، حجم کاری بالا و نبود حمایت روانی، سطح استرس و نارضایتی شغلی را بهطور قابل توجهی افزایش داده است.
تعیین دستمزد در چارچوب بازار، باعث افزایش شکاف اقتصادی بین پزشکان و پرستاران شده و در حالیکه پرستاران بیشترین زمان را با بیماران سپری میکنند، کمترین حقوق را دریافت میکنند.
این شرایط در بستری از نابرابری جنسیتی، بیش از همه پرستاران زن را تحت تأثیر قرار داده و آنها بیشترین بار کاری، پایینترین دستمزد و بیشترین خشونت شغلی را تجربه میکنند. اکثر پرستاران زن هستند و در این فضا، بیشترین بار کار، کمترین دستمزد، و بالاترین میزان خشونتهای شغلی و کلامی را تجربه میکنند.
بهرهکشی از پرستاران
نئولیبرالیسم در نظام درمان، نهتنها بیمار را به مشتری تبدیل کرده، بلکه پرستار را نیز به کارگری بیقدرت در بازار سلامت تقلیل داده است. برای صرفهجویی در هزینه، حتی از استخدام پرستار نیز خودداری میشود.
تعداد پرستاران شاغل در کشور مطابق آمار سال ۱۴۰۳، حدود ۱۳۳ هزار نفر است. بنا بر گفتهی رئیس کل سازمان نظام پرستاری، حدود ۶۰ درصد این افراد در بخش دولتی (دانشگاههای علوم پزشکی) فعالیت میکنند. و ۴۰ درصد دیگر در بخش خصوصی، تأمین اجتماعی، نیروهای مسلح و سایر نهادها مشغولاند. حدود ۸۶ درصد از پرستاران را زنان و ۱۴درصد را مردان تشکیل میدهند.
طبق آمار وزارت بهداشت، به طور میانگین به ازای هر تخت بیمارستانی در کشور، کمتر از یک (حدود۰.۹ ) پرستار وجود دارد. میانگین جهانی این نسبت، سه پرستار در ازای یک تخت بیمارستانی است. رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران میگوید: «در برخی بیمارستانها یک بخش، تنها با یک پرستار اداره میشود این مسئله مشکلاتی ایجاد میکند که مردم چوب آن را خواهند خورد.»
دستمزد پرستاران متناسب با نوع قرارداد(دولتی، خصوصی، طرحی، شرکتی)، محل و سابقه کار متفاوت ست.
پرستاران رسمی در بیمارستانهای دولتی مطابق حقوق پایه و مزایای کامل حقوق دریافت میکنند، اما اضافهکاری آنها بسیار پایین است:مثلاً حدود ۲۰ هزار تومان به ازای هر ساعت کار.
پرستاران رسمی، بنا بر گزارشات، در میان کارکنان مشاغل دولتی کمترین درآمد را دارند. بنا بر یک تحقیق، میانگین حقوق پرستاران در تهران در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۳٫۲ میلیون تومان در ماه بود. ۲۵درصد از پرستاران تهران کمتر از ۹٫۸ میلیون تومان و ۱۰ درصد بیش از ۲۱ میلیون تومان دریافتی دارند.
پرستاران خواستار بهبود شرایط معیشت خود، اصلاح و اجرای قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری، حذف اضافهکاری اجباری و اصلاح شرایط آن، استخدام نیرو و توزیع استاندارد نیروی پرستاری و عدالت در پرداختها، حذف تبعیض در بین اعضای تیم درمان هستند.
مبارزات سراسری پرستاران
از مرداد تا پاییز ۱۴۰۳، پرستاران ایران در اعتراض به شرایط معیشتی نامناسب، حقوق پایین، اضافهکاری اجباری و عدم اجرای قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری، دست به اعتصاب و تجمع سراسری زدند. این اعتراضات ابتدا از کرج و شیراز آغاز شد و به بیش از ۵۰ شهر و ۷۰ بیمارستان گسترش یافت. شعارهایی چون «تورم دلاری، حقوق ما ریالی» و «با کرونا جنگیدیم، حمایتی ندیدیم» در تجمعات سرداده شد. برخوردهای امنیتی از جمله احضار و بازداشت پرستاران و حمله به تجمعات در برخی شهرها مانند مشهد پاسخ حکومت به مطالبات برحق پرستاران بود. در آستانه روز پرستار در شهریور، دور دوم اعتراضات در شهرهایی چون اصفهان، قم و کاشان شکل گرفت و بر مطالباتی مانند افزایش حقوق و حذف اضافهکاری اجباری تأکید شد. این جنبش، یکی از گستردهترین اعتراضات صنفی سالهای اخیر بود.
در ماههای اخیر، همزمان با افزایش اعتراضات صنفی پرستاران در ایران، موجی از سرکوب و فشار قضایی بر فعالان این حوزه شدت گرفته است. همزمان با آغاز جنگ ارتجاعی ۱۲ روزه، احضاریههایی برای دو عضو هیأت مدیره نظام پرستاری مشهد، فاطمه بحرینی و سید جواد توکلی، صادر شد؛ اقدامی که ریشه در شکایت سال گذشته دانشگاه علوم پزشکی مشهد دارد. این شکایت بهدلیل انتشار مطالب صنفی در کانال رسمی نظام پرستاری صورت گرفته که توسط تمام اعضای هیئت مدیره اداره میشود. همچنین در گیلان نیز یک پرستار بهدلیل راهاندازی کارزاری برای پیگیری حقوق صنفیاش، با شکایت و احضار مواجه شده است. پرستاران با ابراز نگرانی از سکوت سازمان نظام پرستاری کشور، خواستار شفافسازی درباره برخوردهای صورتگرفته شدهاند. این فضای امنیتی به افزایش ناامیدی و مهاجرت در میان پرستاران دامن زده است.
سالانه بیش از سه هزار پرستار ایران را ترک میکنند و ۱۵ هزار پرستار دیگر در صف مهاجرت قرار دارند. این پرستاران، که دیگر توان تحمل فقر، گرسنگی، تحقیر و بیکاری را ندارند و میدانند در کشورهای دیگر از حقوق بیشتر و شرایط کاری بهتری برخوردار خواهند شد، ترک کشور را برگزیدهاند. این تصمیم، راهحلی فردی است؛ اما حل مسئله بهداشت و درمان و بیحقوقی پرستاران در ایران، مستلزم مبارزهای جمعی است. پرستاران، سال گذشته با اعتصابات سراسری گسترده، نمونه درخشانی از این مبارزه را نشان دادند.
متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۳۲ در فرمت پی دی اف:





نظرات شما