سختیهای معیشتی و فشارهای گوناگون بهویژه از ناحیه بحران اقتصادی و افزایش بیمهار قیمتها، بردوش طبقه کارگر بیشتر و سنگینتر شده است. بحران آب و برق و گاز و گرانی فزاینده اقلام خوراکیها از نمونه گوشت و نان و برنج و حبوبات باضافه تشدید فشارهای سیاسی و اقدامات پلیسی- امنیتی بعد از جنگ ۱۲ روزه نیز مشکلات کارگران را صدچندان کرده است. نارضایتی در میان کارگران همهجا به شدت متراکمتر شده و به مرحله حادتری رسیده است. در صنعت نفت و گاز اما اوضاع بسیار وخیمتر و ناآرامتر و انفجاراتی بزرگ در کمین نشسته است. کارگران شاغل در این صنعت اعم از کارگران ارکان ثالث، پیمانی، پروژهای یا قرارداد موقت، حتی کارگران و کارکنان رسمی همگی به شدت ناراضی و نسبت به وضع موجود معترض و خواهان تغییرند. شرکتها، کارفرمایان و وزارت نفت تاکنون از پذیرش خواستهای کارگران طفره رفتهاند.نارضایتی کارگران شاغل در صنعت نفت و واکنش آنان برای تغییر وضع موجود را میتوان در اشکال گوناگون مبارزه از جمله تجمعات اعتراضی آنان مشاهده نمود. اعتراض و مبارزه در نفت که جنگ ۱۲ روزه و شرایط جنگی به آن آسیب رساند، بیشک روبه گسترش بیشتری خواهد نهاد و به مرحله مبارزات شورانگیز قبل ازجنگ وحتی به فرازهایی بالاتر از آن پاخواهد گذاشت. تجمعات اعتراضی کارکنان رسمی صنعت نفت در یک هفته اخیر، بعد از چندین ماه توقف نیز گویای همین واقعیت است.
کارکنان رسمی شاغل در صنعت نفت و گاز، روز دوشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۴ بهطور همزمان در چندین پالایشگاه و مرکز نفت و گاز تجمع اعتراضی برپا کردند. دراین روز صدها تن از کارگران و کارکنان شاغل درشرکت مجتمع گازی پارس جنوبی (SPGC ) پالایشگاههای یکم، دوم، هفتم، نهم و دوازدهم، کارکنان شرکت نفت و گاز پارس (POGC ) در سکوهای ۴۰ گانه، شرکت نفت و گاز پارس کنگان( سایت ۲ )، شرکت نفت و گاز عسلویه (سایت ۱ )، کارکنان رسمی پالایشگاه گاز فجرجم و شرکت نفت فلات قاره منطقه سیری ضمن برپایی تجمع اعتراضی و با سردادن شعارهایی چون : “مشکل ما کف و سقف حقوقه، هروعدهای که میدهند دروغه،” تولید میخوای پایدار، سقف حقوق رو بردار” و شعارهای دیگری نظیر آن خواهان رسیدگی به مطالبات خود شدند. در برخی از این تجمعات کارکنان ستادی نیز حضور داشتند. در پالایشگاه گاز فجرجم با توجه به اینکه وعده استخدام و تبدیل وضعیت برخی نیروها عملی نشده است تجمع کنندگان شعار ” کسورات نامشروع خنثی باید گردد، قرارداد استخدام اجرا باید گردد” سردادند.
این تجمعات همزمان، نشانگر آن است که کارکنان رسمی بعد از یک دوره وقفه، تجمعات روتین روزهای دوشنبه هرهفته را از سر گرفتهاند.
تجمعات اعتراضی روزهای دوشنبه کارکنان رسمی که از مهرماه سال ۱۴۰۲ آغازشده بود، پس از یک دوره نسبتاً طولانی به تدریج از حالت تجمع صرف خارج شده باسردادن شعار و راه پیمایی و بخشاً حضور خانوادهها همراه شد. این تجمعات که درآغاز پراکنده و جداجدا بود، در پایان مهرماه سال ۱۴۰۳ به یک تجمع هماهنگ بزرگ و سراسری تبدیل شد. این تجمع بزرگ که روز سه شنبه اول آبان ۱۴۰۳ که طی فراخوانی با مضمون رادیکال و اعلام پایان جلسات مکرر و بینتیجه واتلاف وقت با مقامات عالیرتبه حکومتی، سازماندهی و برگزارشد، با تعطیل برخی کارها و وظایف مانند متوقف کردن گزارش دهی سکوها، اعلام نکردن تولید روزانه و لحظه ای نفت و گاز و میعانات گازی، عدم پاسخگویی به مکاتبات و امثال آن به عبارت دیگر با نوعی اعتصاب خفیف یا نیمه اعتصاب همراه بود. افزون براین، کارکنان رسمی نفت هشدارداده بودند چنانچه به خواستهایشان رسیدگی نشود، به اعتصاب روی خواهند آورد.
وزارت نفت و وزیر آن از این تجمع سراسری و توقف برخی کارها همچنین از هشدار کارکنان به اعتصاب و توقف کامل کارها به شدت وحشت کردند. وزیر نفتِ پزشکیان، خود را وارد معرکه کرد و فوراً راهیِ جنوب شد.درملاقات با برخی کارکنان رسمی وعده هایی به آنان داده شد. این وعده ها البته بر زمینههای عینی حضور یک گرایش محافظه کار نسبتاً قوی در میان کارکنان رسمی نفت، توانست مبارزه در این بخش را تا حدی به تأخیر اندازد. کارکنان رسمی صنعت نفت درست در لحظاتی که میتوانستند تاکتیک مبارزاتی خود را ارتقا دهند و با اعتصاب و خواباندن چرخهای تولید، دولت و وزارت نفت آن را به پذیرش خواست های خود وادار کنند، عملاً اسیر توهمات خویش و فریبکاری وزیر نفت شدند و از آن تاریخ به بعد، تجمعات روتین روزهای دوشنبه هر هفته کارکنان رسمی صنعت نفت نیز متوقف شد. گرچه وعدههای فریب آمیز وزیر کار موفقیت آمیز بود و تجمعات اعتراضی کارکنان رسمی نفت در پنج ماه آخر سال ۱۴۰۳ رو به افول گذاشت، اما این موفقیت نمیتوانست پایدار باشد و نبود. کارکنان رسمی صنعت نفت در این بازه زمانی تنها در مواردی معدود و پراکنده، تجمع و اعتراضی داشتند. از اوایل سال جاری اعتراضات کارکنان رسمی گرچه بهطور پراکنده، اما اندک اندک رو به فزونی گرفت و نسبت به اواخرسال گذشته افزایش یافت. این تجمعات بار دیگر از حالت پراکنده و تصادفی خارج شده و به صورت تجمعات سراسری در روزهای دوشنبه باز گشته است.تجمعات اعتراضی کارکنان رسمی چنانکه یکی از اعتراض کنندگان پالایشگاه گاز فجر جم در جریان تجمع روز دوشنبه ششم تیر اعلام کرد قرار بود از روز دوم تیر آغاز شود که به دلیل جنگ و شرایط جنگی به تعویق افتاد. کارکنان رسمی نفت در بیانیهای به همین منظور اعلام کردند تا تحقق کامل خواستهای خود، دوشنبه های اعتراضی در نفت ادامه خواهد داشت.
توگویی ماهیت سیاست وعده و فریب وزارت نفت و وزیر آن سرانجام از پرده برون افتاده است. باید امیدوار بود که کارکنان رسمی صنعت نفت از تجار مبارزات یکسال اخیر خود ، نحوه برخورد وزارت نفت و پوشالی و فریب آمیز بودن وعدههای وزیر نفت بهویژه بعد از تجمع سراسری و بزرگ آبان سال ۱۴۰۳ درسهای لازم را آموخته باشند و این درسها را در مبارزات جاری خود بهکار بندند. باید امیدوار بود که امیدهای واهی به وعده های توخالی و معجزات مقامات و نهادهای دولتی را یکسره کنار نهاده باشند. کارگران رسمی آگاه و پیشرو باید تمام کسانی را که سعی میکنند اعتراضات و مبارزات رسمیها را در چارچوبهای محدود و گفتگوهای بی نتیجه و امتحان پس داده مقید سازند و در بزنگاه، آن را قربانی توهمات خیالبافانه خویش سازند، از سر راه خود کنارزنند و مبارزات خود را به سمت اعتصاب و خواباندن چرخ تولید و مبارزهای متشکل، سازمانیافته و سراسری هدایت کنند.
مبارزه در صنعت نفت البته به کارکنان رسمی خلاصه و محدود نمیشود. نارضایتی چنانکه پیش از این اشاره شد در تمام بخشهای صنعت نفت شدید است. صرف نظر از مشکلات اقتصادی و مزدی، کار در گرمای بالای ۵۰ درجه طاقت فرساست. مشکل نبود وسایل سرد کننده، تهویه، بیآبی، قطع برق و نا ایمنی شرایط و محیط کار، کار را بسی دشوارتر نموده و خسارات و حتی تلفات جانی بر کارگران نیز تحمیل نموده است. در همین روزهای اخیر کارگر جوانی در دزفول در اثر گرمازدگی جان باخت. سه کارگر در پالایشگاه آبادان دچار شعله های آتش ناشی از از انفجاری مهیب شدند و جان باختند. در شرکت نفت گچساران، یکی از کارگران ارکان ثالث در اثر سقوط لولههای ضایعاتی دچار شکستگی پا و خون ریزی شدید شد. شرکت نفت حتی از فرستادن آمبولانس و انتقال به موقع این کارگر به بیمارستان به علت اینکه کارگر غیررسمی و ارکان ثالثی بود خودداری کرد واین کارگر بنام صابر آسایش به علت خون ریزی شدید جان خود را ازدست داد. بحران آب و برق صرف نظر از اینکه به صنایع نفت و گاز نیز تسری یافته و تولید دربرخی مناطق و واحدهای عملیاتی متوقف وخطر بیکارسازیها را تشدید نموده، کار کردن در چنین شرایطی را بس دشوار نموده است. یکی از کارگران در این مورد میگوید:” گرما به حدی طاقت فرساست که وقتی از گرما بی طاقت میشویم، مثل ماشینی که داغ کرده آبی به سر و رویمان میپاشیم تا سرپا بمانیم” شرایط و محیط کار بسیار ناایمن است و خطر مرگ، هر روز و هرلحظه در کمین کارگران نشسته است. کارگری در همین مورد میگوید” گویی پا روی مین میگذاریم تا لقمه نانی جستجو کنیم”.
نارضایتی و روحیه اعتراضی در تمام بخشهای صنعت نفت و گاز موج میزند. محیط کار، نه فقط در جایی آرام نیست بلکه همهجا مملو از خشم و نارضایتی و هر بخش به نحوی در تدارک اعتراض است.
کارگران شرکت نفت گچساران دربیانیه ای که به مناسبت مرگ دلخراش صابرآسایش انتشار دادند، تبعیض در درمان را قویاً محکوم کردند و مرگ این کارگر را نتیجه مستقیم بی توجهی کارفرما به اصول ایمنی دانسته و تأکید کردند سکوت نخواهند کرد و برای احقاق حقوق خویش به مبارزه و تجمع ادامه خواهند داد.
پذیرفته شدگان آزمون استخدامی سال ۱۴۰۲ نیز با صدور بیانیه ای نسبت به دستمزدهای ناچیز ماهانه که به گفته آنها یک سوم تا یک دوم نیروهای پیمانکاری است اعتراض نموده و نوشتند؛ به رغم وعدهها هیچ اقدامی در راستای اصلاح کف حقوق صورت نگرفته و بر ادامه مبارزه تأکید کردند.
پرسنل شاغل در دکلهای حفاری نیز با انتشار بیانیهی هشدارگونهای نسبت به فرسودگی امکانات، نبود حداقل تجهیزات و فشارهای مضاعف بر نیروهای با قیمانده اعتراض کردند.
دهها هزار کارگر در مؤسسات دولتی از جمله در وزارت نفت به صورت ” شرکتی ” کار میکنند که باید تبدیل وضعیت و استخدام شوند. هربار همینکه احتمال اعتراض و اعتصاب این بخش از نیروی کار بالا گرفته است، مجلس و کابینه در ظاهر به یاد کارگران شرکتی میافتند و از طرح جامع سازماندهی نیروهای شرکتی سخن میگویند. اما این حرفها هرگز عملی نشده است. حدود یک میلیون نفر در دستگاههای دولتی از جمله در شرکت نفت به صورت شرکتی شاغلاند و همگی نسبت به وعدههای پوچ و توخالی معترض و از تراکم خشم و نارضایتی به مرحله انفجار رسیدهاند.
افزون بر کارگران شاغل، بازنشستگان صنعت نفت نیز که بارها در شهرهای مختلف تجمعات اعتراضی و درچند نوبت تجمع سراسری برپانمودهاند، با انتشار بیانیهای ترفندها و “برنامههای مشکوک” دولت را برای بلعیدن صندوق بازنشستگی صنعت نفت افشا نموده و اقدامات خزنده برای ادغام آن در صندوق های بازنشستگی ورشکسته را هشدار داده و با آن مخالفت نمودهاند.بازنشستگان صنعت نفت اعلام کردند به مبارزه ادامه داده و در برابر این تلاش ها خواهند ایستاد.
افزون بر اینها، دهها هزار کارگر پروژهای، همچنین ۱۲۰ هزار کارگر ارکان ثالث شاغل در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی که سال گذشته تجمعات و اعتصابات سراسری بزرگی برپا کردند، همچنان معترضاند و به مبارزه ادامه میدهند. بعد از تجمع و راه پیمایی کارگران پالایشگاه گاز فجرجم در ۱۹ فروردین که نخستین مشعل مبارزه درصنعت نفت و گاز را درسال جاری برافروختند، در نفت و گاز تجمعات بزرگ دیگری نیز برپاشده که از جمله میتوان از تجمع سراسری کارگران ارکان ثالث در ۱۷ اردیبهشت مقابل وزارت نفت درتهران، تجمعات متعدد در پالایشگاههای مجتمع گازپارس جنوبی، تجمع کارگران شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران، شرکت نفت فلات قاره لاوان و سیری یاد کرد. جنگ ۱۲ روزه گرچه در روند فزاینده این اعتراضات ایجاد وقفه کرد، اما این وقفه دوام نیاورد . بعد ازخاموشی شعله جنگ، روند افزایش اعتراض در نفت به رشد خود ادامه داده است.اعتراضات گستردهتر و مبارزهی وسیعتر هنوز در راه است.
تاآنجا که به کارکنان رسمی صنعت نفت و گاز برمیگردد، نخستین استارت مبارزه هماهنگ این بخش از نیروی کار شاغل در درسال جاری، دوشنبه ۶ مرداد زدهشد. کارکنان رسمی برادامه سنت مبارزاتی خود در گذشته یعنی برپایی منظم تجمعات سراسری در روزهای دوشنبه هرهفته تأکید نمودهاند. تجمعات هفتگی چنانکه تجربه مبارزات سال گذشته کارکنان رسمی نشان داد به سرعت از حالت جداجدا و پراکنده فراتر رفته و به تجمعات گسترده سراسری تبدیل میشوند. این تجمعات در مسیر رشد و تکامل خود به اشکال عالی تری از مبارزه نیز گذر خواهد کرد. نیازی به تکرار نیست که صنعت نفت و گاز آتشی زیر خاکستر است و اعتراضات بیشتر و مبارزه ای وسیعتر در کمین نشسته است.
کارکنان رسمی صنعت نفت و گاز باید از مبارزات سال گذشته و سالهای گذشته آموخته و درسهای لازم را گرفته باشند. این بخش از نیروی کار شاغل در صنعت نفت درگام نخست باید از انتظارات بیهوده و باقیمانده توهمات خویش نسبت به فلان مدیر و وزیر و نماینده مجلس به کلی دست بشوید و تنها روی مبارزات مستقل خویش حساب باز کند. درگام بعدی باید دست اتحاد و همکاری بسوی کارگران غیر رسمی ازجمله کارگران پروژهای و ارکان ثالث دراز کند تا به یاری هم بتوانند اعتراضات و اعتصابات هماهنگ و مشترکی را سازمان دهند. ازهمهی اینها مهمتر بایستی از تجارب تجمعات تاکنونی آموخته باشند که نباید شکل مبارزه را صرفاً به برپایی تجمع و راه پیمایی خلاصه کنند بلکه باید به مؤثر ترین شیوه و تاکتیک مبارزه کارگری، خواباندن چرخ تولید و اعتصاب روی آوَرَند. راه دیگری جز اتحاد و اعتصاب وجود ندارد. تنها با اتحاد و اعتصاب است که کارگران صنعت نفت وگاز میتوانند کارفرما و دولت را عقب برانند وبه خواستها خود برسند و همپای آن کل جنبش طبقه کارگر را وارد فاز نوینی سازند.





نظرات شما