هیچ معجزهای نمیتواند نظمی پوسیده و در حال زوال را نجات دهد. هر تلاش ارتجاع پاسدار این نظم برای مقابله با فروپاشی، سرنوشتی جز شکست نخواهد داشت. این همان وضعیتی است که نظم ارتجاعی حاکم بر ایران گرفتار آن است و در دوره زمامداری پزشکیان به عیانترین شکل، خود را برملا کرده است.
در چند روز گذشته رسانههای دولتی، کارنامه یکساله سراسر منفی پزشکیان را موردبحث و بررسی قراردادند. حتی جناحهای حامی و پشتیبان او چیزی جز این در چنته نداشتند که بگویند، اجرای قانون «حجاب و عفاف» را بهطور موقت به تعویق انداخت، یا لایحه «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» را که خودش برای تشدید سرکوب و اختناق به مجلس ارتجاع فرستاده بود، زیر فشار اعتراضات، پس گرفت. تنها موردی که انصافاً ارزیابی دقیقی از کارنامه یکساله وی ارائه شد، توسط خبرگزاری دولتی ایرنا بود که نوشت: “آنچه را درخصوص کارنامه یکساله پزشکیان و دولتش باید منصفانه به آن اذعان کرد تبعیت واقعی، عملی و قابل تحسین رئیسدولت چهاردهم از منویات رهبر معظم انقلاب بوده است.” واقعیت نیز همین است. بالاترین وظیفه یک رئیسجمهوری انتصابی دولت استبدادی چیزی جز این نبود که فرمانبرداری بیچونوچرای خود را از اوامر دیکتاتور رأس نظام سیاسی و اجرای منویات آن نشان دهد و نه اینکه کاری برای مردم انجام دهد.
قراری نبوده و نیست که یک مجری و گماشته رژیم استبدادی که وظیفهاش پاسداری از نظم ستمگرانه و منافع طبقه حاکم است، چیزی را به نفع مردم تغییر دهد. اما گویا وی ادعا داشت که میخواهد یا میتواند معضلی از بیشمار معضلات خود رژیم و بحرانهای آن را حل کند. در عمل آنچه را که در اینیک سال به نمایش گذاشت، چیزی جز تشدید و تعمیق بحرانهای نظم اقتصادی-اجتماعی سرمایهداری حاکم در ابعادی بیسابقه نبود.
در طول یک سالی که پزشکیان در رأس دستگاه اجرائی رژیم قرارگرفته است، بحران اقتصادی رکود- تورمی ابعاد جدیدی به خود گرفت.
به گزارش “روز نو” برآورد مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد، رشد اقتصادی در خردادماه به ۰.۱درصد کاهشیافته و در بهار ۱۴۰۴ نیز به ۱.۴ درصد (بدون نفت ۱.۲درصد) رسیده است که پایینترین سطح در چهار سال گذشته است. آمارهای رسمی سال ۱۴۰۳ نیز رشد اقتصادی حدود ۳ درصد را نشان میدهد؛ نرخی که تکرار آن در سال جاری بعید به نظر میرسد.
بخش کشاورزی در خرداد ۱۴۰۴ با کاهش ۳.۵ درصدی ارزشافزوده نسبت به خرداد سال قبل مواجه شده است. دادههای وزارت جهاد کشاورزی نشان میدهد که تولید محصولات زراعی حدود ۱۰درصد کاهش داشته.
گروه صنایع و معادن (شامل صنعت، معدن، ساختمان و تأمین آب و برق و گاز طبیعی) در خرداد ۱۴۰۴ با افت ۲.۶ درصدی روبهرو بوده است. تورم نقطهبهنقطه نیز در تیرماه از ۴۰ درصد عبور کرد.”
اگر گزارش مرکز پژوهشهای مجلس هم انتشار نمییافت، پیشاپیش روشن بود در جامعهای که درگیر تضادهای لاینحل است و راهی برای علاج این تضادها ندارد، بحران اقتصادی راهحلی ندارد و حتی با افزایش درآمدهای حاصل از فروش نفت، به ناگزیر باید پیوسته عمیقتر شود. اما تعمیق این بحران رکود- تورمی چه نتایجی برای تودههای کارگر و زحمتکش مردم ایران در پی داشته است. با تشدید رکود، دهها هزار تن از کارگران شاغل در همین دوره یکساله کار خود را از دست دادند و به اردوی چندین میلیونی بیکاران پیوستند. در طول اینیک سال بهویژه در چندین ماه اخیر همهروزه اخباری از اخراجهای گروهی کارگران انتشاریافته است. علاوه بر این، دستمزد و مزایای کارگران به بهانه رکود، کاهشیافته و گاه دستمزدها چندین ماه به تعویق افتاده است. نتیجه اینکه، بیکاری و فقر بازهم افزایش یافت. اما اثرات مخرب بحران اقتصادی بر شرایط کار و زندگی کارگران به همین حد خلاصه نشد. درنتیجه اوضاع وخیم اقتصادی ، کاهش تولید، بحران مالی دولت، کسری بودجه ۱۸۰۰ هزار میلیارد تومانی، بدهی کلان صدها میلیارد تومانی دولت به بانکها، انتشار اسکناس بیپشتوانه، ارزش ریال در طول اینیک سال چنان کاهش یافت که بهای دلار از ۴۶۰۰۰ تومان به بیش از ۹۰۰۰۰ تومان افزایش یافت و متناسب با آن نرخ تورم آنگونه که در منابع رسمی آمده است از ۴۰ درصد نیز فراتر رفت. اما تورم و نرخ آن برای کارگران و زحمتکشان مسئلهای متمایز از آن چیزی است که دولت اعلام میکند. برای پی بردن به این مسئله که نرخ تورم واقعی برای کارگران و زحمتکشان چیست و این تورم چه تأثیرات فاجعه باری در همین یک سال بر زندگی و سطح معیشت تودههای زحمتکش برجای نهاده است، نگاهی کوتاه به افزایش بهای چند قلم از پرمصرفترین کالاهای موردنیاز کارگران و زحمتکشان در همین دوره یکساله زمامداری پزشکیان به نقل از خبرگزاریها و روزنامههای رسمی رژیم بیندازیم تا عمق فاجعه روشنتر شود.
قیمت نان سنگک از هر عدد ۳ هزار تومان به ۷۶۰۰ تومان ، بربری هر عدد ۲هزار و ۵۰۰ تومان به ۴۶۰۰ تومان،
تافتون هر عدد ۱۲۰۰ تومان به ۲۰۰۰ تومان، لواش ۵۰۰ تومانی به۱۲۵۰ تومان افزایش یافت.
شقه، سردست و راسته گوسفند از هر کیلو۷۳۰ هزار تومان به ۹۰۰ هزار، گوشت منجمد گوسفند از ۲۴۰ هزار به ۴۹۵ هزار،
گوشت مرغ از۷۸ هزار به ۱۲۵ هزار، گوشت چرخکرده از۲۷۵ هزار به ۵۶۰ هزار تومان افزایش یافت.
تخممرغ (شانه ۳۰ عددی) از ۷۵ هزار به ۱۶۰ هزار، شیر بطری کمچرب از ۲۶ هزار به ۴۴ هزار تومان، پنیر سفید ۴۰۰ گرمی از ۴۴ هزار تومان به ۷۰ هزار تومان، ماست ۹۰۰ گرمی از ۴۱هزار به ۱۲۰ هزار تومان، روغن آفتابگردان ۱.۸ لیتری (پختوپز) از ۹۷ هزار به ۱۵۷ هزار، برنج طارم از ۱۰۰هزار تومان به ۲۷۰ هزار تومان، قند ۷۰۰ گرمی از ۴۵ هزار به ۸۹ هزار، شکر از ۳۷ هزار به ۶۹ هزار تومان افزایش یافت. انواع حبوبات نیز از متوسط ۱۰۰ هزار تومان هر کیلو به ۲۰۰ هزار تومان افزایش یافت.
با نگاهی به همین چند قلم از پرمصرفترین کالاهای موردنیاز روزمره مردم زحمتکش، روشن است که نرخ تورم برای کارگران و زحمتکشان نه ۳۶ یا ۴۰ درصد ادعائی دولت، بلکه رقمی بین ۸۰ تا ۹۰ درصد در همین یک سال دوره زمامداری پزشکیان بوده است. این نشان میدهد که حتی با درنظر گرفتن، افزایش دستمزد اسمی سال جاری، دستمزد واقعی کارگران ۴۰ تا ۵۰ درصد کاهشیافته و سطح معیشت کارگران و زحمتکشان به نحو وحشتناکی سقوط کرده است.
ببینید در اینیک سال چه بر سر کارگران و زحمتکشان آمده است. حداقل دستمزد ماهانه یک کارگر،سال گذشته، ۷ میلیون و در سال جاری ۱۰ میلیون تعیین شد، درحالیکه فقط هزینه نان خشکوخالی یک خانواده ۴ تا ۵ نفره کارگری در هرماه رقمی بین ۵ / ۲ تا ۳ میلیون تومان است.
بحران و ورشکستگی نظم موجود تنها به عرصه اقتصادی و تأثیر آن بر زندگی تودهها محدود نمانده، بلکه تمام عرصههای زندگی اجتماعی را فراگرفته است. بحران فقر و بیکاری، آموزش، بهداشت و درمان، دارو، نبود امنیت، محیطزیست، بحران آب، برق، گاز، نمونههای دیگری از بحرانهای متعددی هستند که نظم ازهمگسیخته حاکم به بار آورده و در یک سال اخیر به اوج خود رسیدهاند. نظمی که از تأمین آب شرب و برق مردم نیز ناتوان باشد، بیش از آن پوسیده و ورشکسته است که نیاز به توضیح داشته باشد.
جنگ دوازدهروزه اخیر نیز پوسیدگی نظم حاکم را به همگان نشان داد. رژیمی که در هرسال لااقل ۱۵ میلیارد دلار از حاصل دسترنج کارگران و زحمتکشان را صرف هزینههای نظامی خود میکند، در جریان این جنگ متحمل شکست مفتضحانهای شد و پوشالی بودن نیروهای مسلحش را برملا کرد.
طبقه حاکم که با بنبستهای غیرقابلعبور و بحرانهای علاج ناپذیر روبهروست، راهحلی برای آنها و پاسخی به مطالبات مردم ندارد، به تشدید سرکوب و اختناق روی آورده است. در همین یک سال دوره زمامداری پزشکیان، تعداد اعدامها در ایران به دو برابر افزایش یافت. مجازات وحشیانه بریدن اعضای بدن به روال عادی دستگاه قضائی آدمکش تبدیلشده است. درحالیکه جنگ دوازدهروزه نشان داد که جاسوسان رژیم اسرائیل تا عمق بالاترین ارگانهای دستگاه دولتی نفوذ کردهاند، رژیم حاکم برای سرپوش گذاشتن بر پوسیدگی و فساد دستگاه دولتی، در میان کولبران و مهاجران افغانی به دنبال جاسوسهای اسرائیل است و در همین چند روز اخیر سه کولبر کرد را با همین اتهام در دادگاههای دربسته و قلابیاش به اعدام محکوم کرد و به قتل رساند. این رژیم تبهکار، تنها در طول دو ماه اخیر بر طبق آمار رسمی، حداقل ۲۰۰۰ تن از مردم ایران را با اتهامات جعلی جاسوس اسرائیل بازداشت کرده است. بحران مناسبات خارجی رژیم نیز بهرغم توقف جنگ در عمیقترین وضعیت خود قرار دارد و احتمال وقوع مجدد جنگ وجود دارد.
خلاصه کلام، بحران و ازهمگسیختگی، تمام ارکان نظم موجود را فراگرفته است. پزشکیان وظیفهای جز این نداشت که این بحرانها را تشدید کند. با تشدید تضادهای نظم حاکم، تشدید اختلافات میان جمهوری اسلامی با رژیم اسرائیل و قدرتهای غربی، دور جدید تحریمها و کاهش درآمدهای نفتی، بحرانهای موجود بازهم عمیقتر خواهد شد. این بحرانها نارضایتی و اعتراض را در میان تودههای مردم افزایش خواهد داد. مردم ایران برای نجات از این وضعیت فاجعهبار، راه دیگری جز این ندارند که به مبارزهای سرنوشتساز برخیزند و با سرنگونی جمهوری اسلامی، قدرت سیاسی را به دست گیرند.





نظرات شما