زنجیرهای از بحرانهای لاینحل جمهوری اسلامی را فرا گرفته است. بحران هایی که بارشان بر دوش میلیونها تن از تودههای مردم قرار دارد و زندگی آنها را بیش از پیش مشقتبار و غیرقابل تحمل کرده است. نه کار، نه نان، نه آزادی و نه چشماندازی برای آینده،این است دستاورد جمهوری اسلامی برای کارگران و زحمتکشان. بر این زنجیره بحرانهای لاینحل، اخیراً بحران بیآبی نیز – که در ابعادی بیسابقه رو به افزایش است – اضافه شده است. کاهش منابع آبی به حدی است که سعید منصور بقائی، رئیس آب و فاضلاب (آبفا) از آن بهعنوان «وضعیت قرمز» نام برده و خبر از به پایان رسیدن ۹۰ درصد از منابع آبی در استان تهران داده است. علاوه بر تهران و البرز، استانهای سیستان و بلوچستان، خراسان، یزد، کرمان، اصفهان و فارس با وضعیت نسبتاً مشابهی مواجهاند. مشکلات ناشی از بیآبی و بیبرقی به حدی است که عباس علیآبادی، وزیر نیرو، این مشکلات را بزرگتر و پیچیدهتر از جنگ توصیف کرده است.
برخی مقامات و کارشناسان این بحران را در ۶۰ سال گذشته و برخی دیگر در ۱۰۰ سال گذشته بیسابقه میدانند. «اکو نیوز» سطح ذخایر آب سدهای مهم کشور را بین ۲۰ تا ۳۰ درصد اعلام کرده است. همین منبع افزوده است که برخی سدها، مانند سد لار در نزدیکی تهران، حدود یک درصد پُر هستند. همچنین ذخایر تأمینکننده آب سدها به پایینترین سطح در یک قرن اخیر رسیده است. قطع مکرر و طولانی آب در شبانهروز، کاهش فشار آب در گرمای طاقتفرسای تابستان – که در تهران تا ۴۰ درجه و در استان خوزستان تا ۵۰ درجه نیز رسیده – زندگی روزانه مردم را بهکلی مختل کرده و کودکان و سالمندان را از گرمازدگی به تنگ آورده است. از سوی دیگر، بیآبی تأثیر خود را بر کمبود بیشتر برق نیز گذاشته و به آن ابعاد گستردهتری بخشیده است. بهطور نمونه میتوان به کاهش تولید نیروگاه برق در خوزستان اشاره کرد که بهدنبال کاهش سطح آب رودخانه کارون، به نصف تقلیل یافت و وزارت نیرو خاموشیهای گسترده در استانهای جنوبی و مرکزی را ناشی از کمبود آب اعلام کرد. کمآبی امسال به حد بیسابقهای رسیده است. وزیر نیرو در گفتگو با ایسنا اعلام کرد با کاهش منابع آبی، ۱۳ درصد از ظرفیت نیروگاههای برق کشور از کار افتاده است.
بحران آب، نهتنها موجب سلب حیاتیترین ماده از مردم شده، بلکه سلامت، امنیت غذایی و معیشت آنها را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بدیهی است که بار این بحران نیز بر دوش تودههای زحمتکش قرار دارد و سهم آنها از این بیآبی بیشتر است. به گزارش اقتصاد آنلاین، در مناطق جنوبی تهران، محدوده خیابانهای شوش، جوادیه، قزوین، رشیدی، جاده خاوران، آب به مدت ۱۴ ساعت قطع شده است. گزارشهای منتشره در شبکههای اجتماعی حاکی از نبود و یا کمبود تانکرهای آب در این مناطق فقیرنشین است. در استانهای محروم نیز وضعیت بر همین منوال است.
کمآبی اثرات فوری و مخربی نیز بر صنایع دارد. بهکار افتادن چرخ بسیاری از صنایع به استفاده از آب وابسته است. سازمان حفاظت از محیط زیست ایران در گزارش سال ۱۴۰۲ خود در مورد صنایع پرمصرف آب نوشته است که صنعت فولاد از پرمصرفترین صنایع در استفاده از آب است. هر تن فولاد خام بین ۳ تا ۵ مترمکعب آب نیاز دارد. ۷۰ درصد مصرف آب در صنعت فولاد جهت خنکسازی تجهیزات و محصولات آن بهکار گرفته میشود و مابقی عمدتاً صرف شستوشوی گازها و تولید بخار مورد نیاز میشود. از همین روست که موج کمآبی امسال موجب تعطیلی (بخشهایی) از فولاد مبارکه اصفهان و خوزستان شد تعطیلی برخی خطوط تولید در این دو کارخانه، ناشی از قطع مکرر آب و برق و ایجاد اختلال در عملکرد سیستمهای خنککننده کورهها بوده است. تعطیلی برخی خطوط در این رشته از صنایع نیز بار مضاعفی بر دوش کارگران این کارخانهها قرار داد، چرا که یا شیفت کاری آنها تغییر داده شد یا به مرخصی اجباری فرستاده شدند.
علت بیآبی و بحران آب چیست؟ این بحران یکشبه از آسمان نازل نشده است. این بحران گرچه بخشی ناشی از خشکسالی و تغییرات اقلیمیست، اما عمدتاً نتیجه فقدان برنامهریزی درازمدت و استراتژیک و نیز بیبرنامگی، چپاول و غارت حکومتیها است که با سیاستهای وصلهپینهای به رتقوفتق امور مشغولند و زندگی و رفاه و آسایش مردم جایی در برنامههای آنها ندارد. سیاستهای جمهوری اسلامی در زمینه کشاورزی و هدررفت آب، هدر دادن سرمایهها و منابعی که متعلق به مردم ایراناند، به تاراج رفته، باندها و نهادهای مافیایی وابسته به حکومتیها و اعوان و انصار آنها، از جمله چنگ انداختن سپاه پاسداران بر منابع و شریانهای اقتصادی، بحرانها را هر روز گستردهتر و عمیقتر کرده است. در تیر ماه سال جاری، «اقتصادسرآمدآنلاین»، حجم سرمایهگذاری قرارگاه خاتمالانبیاء در پروژههای صنعتی و زیستمحیطی را ۱.۵ میلیارد یورو اعلام کرده است. پروژههایی که بدون هیچگونه کنترل و نظارتی به فربهتر شدن باندهای مافیایی انجامیده که وام و اعتبارهای مالی کلان را به جیب زده و پس از آن یا پروژههای متعددی را نیمهکاره رها کرده یا مانع از بهرهبرداری از ظرفیت اسمی پروژهها شده است. دهههاست که تدابیر لازم برای غلبه بر بحران آب یا کاهش آن صورت نگرفته است. نه افزایش جمعیت و بهتبع آن افزایش میزان آب لازم مدنظر قرار داده شده است، نه سیاستهای لازم در زمینه استفاده بهینه و صرفهجویی در آب در صنعت و کشاورزی در دستور کار قرار گرفته، و نه سرمایهگذاریهای پایهای و ساختاری برای ذخیره و بازیافت آب و استفاده مجدد آن انجام شده است. حکومتی که دغدغه تأمین رفاه و آسایش برای مردم را ندارد، نه میتواند و نه میخواهد و نه اعتباری در بین تودههای مردم دارد که در زمینه صرفهجویی در مصرف آب فرهنگسازی کند، راهحلهای مناسب برای استفاده بیرویه از آب را در بین شهروندان آموزش دهد، و حفاظت از محیط زیست را در سرلوحه کارش قرار دهد.
از همین روست که طی روزهای اخیر تودههای بهتنگآمده و عاصی از شرایط موجود، در اعتراض به قطع مکرر و طولانی آب و برق در سبزوار و خشکبیجار (در استان گیلان) به خیابانها آمدند. آنها که به اعتراض به حکومتی برخاستند که نهتنها برق و آب، که آزادی و رفاه و زندگی را نیز از آنها دریغ داشته، شعار سر دادند: «فقط توی خیابون به دست میاد حقمون»، «نه برق داریم نه آبی، فرماندار تو خوابی» و « آب، برق، زندگی، حق مسلم ماست». گرچه نیروهای سرکوبگر انتظامی در هراس از گسترش این اعتراضات به این تجمعات حملهور شدند، اما تودههای زحمتکش و تشنه آب و آزادی و زندگی از پا نخواهند نشست.





نظرات شما