دولتی به گِل نشسته در کشاکش تشدید تضادها

چرخۀ تشدید تضاد و بحران های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی در همین بازه زمانی کوتاه پساجنگ ۱۲ روزه، بیش از پیش شتاب گرفته است. در عرصۀ داخلی، اقتصاد کشور از هم فرو پاشیده، گرانی از حد گذشته، دارو نایاب، سیستم درمانی از هم گسسته و قطعی برق امان مردم را بریده است. تهران و تعداد دیگری از شهرها به دلیل نداشتن آب مصرفی در روزهایی از هفته تعطیل، آب سدها یکی پس از دیگری در حال فرو نشست و بحران کمبود و قطعی آب تا این لحظه بیش از ۲۳ استان کشور را فرا گرفته است. در عرصۀ بین المللی، چالش بحران هسته ای ایران با آمریکا و اروپا کماکان عمیق و پابرجاست، توافق اتمی مابین طرفین نزاع همچنان در هاله ای از ابهام، و مکانیسم ماشه آماده شلیک بر گیجگاه رژیم است. در این میان وضعیت تداوم آتش بس جنگ ارتجاعی ۱۲ روزه نیز نامعلوم و شکننده، کشور در تمامی امور بر لبۀ پرتگاه و تهدیدات دولت آمریکا نیز بر سر موضوع موشکی و هسته ای جمهوری اسلامی کماکان روی میز ترامپ است.

بحران های ناعلاج موجود، به رغم فراگیر بودنشان و به رغم اینکه هرکدام زوایای معینی از موقعیت دولت ورشکسته جمهوری اسلامی را بازتاب می دهند، اما در مقایسه با خطر بحران رو به رشد جنگ و تقابل عمومی مردم با نظام در جایگاه کم خطرتری برای ارتجاع اسلامی قرار دارند. چرا که به زعم  خامنه ای و دیگر مسئولان نظام، بزرگترین بحران فعلی هیئت حاکمه نه بحران هسته ای، نه بحران های خارجی، بلکه بحران ناشی از نارضایتی و طغیان عمومی توده های مردم ایران است که به شکل کم سابقه ای سراسر کشور را فرا گرفته است. بحرانی فراگیر و همه جانبه که بر بستر مجموعه بحران های ناعلاج تاکنونی، بیش از هر بحران دیگری بقاء و موجودیت جمهوری اسلامی را به خطر انداخته است.

حال در چنین وضعیتی که به گفتۀ پزشکیان، کشور «در تمام امور بر لبۀ پرتگاه ناترازی ها» قرار دارد، دولت مستأصل و ورشکسته جمهوری اسلامی تنها نظاره گر فرو رفتن کشتی طوفان زده نظام در باتلاق اَبَر بحران های موجود و چشم انداز برخاستن طوفان های سهمگین اجتماعی است. این ناتوانی دولت در پاسخگویی به ابتدایی ترین نیازهای معیشتی و روزانۀ مردم، نظیر آب و برق و نان و دارو و درمان، عملاً کابینۀ پزشکیان را به هذیان گویی و تشدید بحران درمیان بالایی ها کشانده است.

نخستین نشانه های تشدید بحران سیاسی حاکمیت را می توان در سخنان اخیر پزشکیان در مورد ورشکستگی نظام، اعلام موضع عباس عراقچی در مورد اسرائیل، اعلام نظر پاره ای از نمایندگان مجلس ارتجاع مبنی بر استیضاح پزشکیان و به طریق اولی با تشدید تضاد در بالا و تعمیق بحران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در درون جناح های مختلف هیئت حاکمه دید.

پزشکیان عصر روز چهارشنبه گذشته در دیدار با فعالان اقتصادی خوزستان در مورد بحران آب و برق و انرژی گفت: «ناترازی ها را ما [کابینه فعلی] به وجود نیاورده ایم و وارثش بوده ایم». او در ادامه، به روش گفتار درمانی و وعده های توخالی دوران یک ساله ریاست جمهوری اش گفت: «اما حل خواهیم کرد و نمی گذاریم برای زمان طولانی این روند ادامه پیدا کند». راه حل فعلی او نیز برای جلوگیری از تداوم قطع آب تهران و ممانعت از به درزا کشیدن تعطیلی پایتخت، «صرفه جویی» در مصرف آب و «نقره داغ» کردن مشترکان پر مصرف آب در تهران بود. راه حل مشعشع بلند مدت او و کابینه اش نیز پیشنهاد خروج مردم از تهران به سمت شمال، انتقال پایتخت به شهری دیگر همراه با چاشنی وعدۀ اتمام پروژۀ لوله کشی آب طالقان به تهران و کرج بود.

روشن است وقتی پزشکیان برای سرپوش نهادن بر شکست و ناتوانی خفت بار خود و کابینه اش در پاسخگویی به نیازهای اولیه مردم، خود را وارث همه ناترازی ها و نابسامانی های برجای مانده از کابینه های قبلی نظام می داند، به واقع نه فقط بر شکست حاکمیت در برون رفت از بحران های برجای مانده از سال های سپری شده اعتراف کرده است، بلکه با پرتاب توپ به زمین رؤسای جمهوری ماقبل خود، خامنه ای و کابینه های نورچشمی اش نظیر ابراهیم رئیسی را نیز به شکست و ناتوانی در پاسخگویی به آب و برق و سوخت و معیشت مردم متهم کرده است.

وقتی عباس عراقچی در تاریخ ۳۱ تیر ماه ۱۴۰۴ در مصاحبه با فاکس نیوز ادعا می کند: «سیاست ایران هرگز محو اسرائیل از نقشه نبوده است»، به واقع او نیز در بعدی دیگر برای به حرکت درآوردن کشتی به گِل نشسته سیاست خارجی جمهوری اسلامی آشکارا مواضع تا کنونی خمینی و خامنه ای را به چالش گرفته است. پوشیده نیست، این اعلام موضع جدید وزیر خارجه جمهوری اسلامی، اگر در هماهنگی کامل با خامنه ای صورت نگرفته باشد، می تواند ناشی از تشدید تضاد در درون هیئت حاکمه و بیانگر شکل گیری یک بحران سیاسی رو به رشد در عمق راهبردی سیاست خارجی جمهوری اسلامی باشد.

چرا که این موضع جدید عراقچی، نه فقط در تعارض آشکار با مواضع رسمی و اعلام شده خمینی و خامنه ای قرار دارد که همواره اسرائیل را یک «غده سرطانی» خوانده اند و طی ۴۶ سال گذشته مدام بر «محو و نابودی» کامل آن تأکید داشته اند، بلکه بیانگر تشدید تضاد و گسترش کشمکش های جدیدی در درون هیئت حاکمه است. شکافی چالش برانگیز در میان بالایی ها که دستکم در بازه زمانی کنونی می تواند بخشی از راه حل کابینه مستأصل پزشکیان در برون رفت از بحران موجود ایران با آمریکا و اسرائیل باشد.

اگر چه خامنه ای به دلیل پنهان شدن در مخفیگاه زیر زمینی خود، تا کنون به این سخنان عراقچی واکنش نشان نداده است، اما اعتراض شدید کیهان به عراقچی به نوعی بازتاب شکل گیری جدالی جدید در عمق راهبردی سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. حسین شریعتمداری – نماینده علی خامنه ای در مؤسسه کیهان – در واکنشی تند به اظهارات اخیر عراقچی، او را به تحریف سیاست های جمهوری اسلامی در بارۀ اسرائیل متهم کرد و گفت، هیچ تردیدی در باور خمینی و تأکیدهای مکرر خامنه ای نسبت به «ضرورت محو و کامل اسرائیل» وجود ندارد. کیهان شریعتمداری در فرازی دیگر مصاحبه عراقچی با شبکۀ فاکس نیوز را «التماس برای آتش بس» توصیف کرد و آن را نشانۀ «ضعف دیپلماتیک و عقب نشینی» وزارت خارجه جمهوری اسلامی دانست.

اما مهمتر از تنش های فوق روزهای اخیر، بحث استیضاح و عدم کفایت پزشکیان به بهانه مصاحبه او با «تاکر کارلسون» خبرنگار آمریکایی و هم چنین سفر او به جمهوری آذربایجان است. بحث استیضاح پزشکیان که مصادف با نخستین سالگرد ریاست جمهوری اوست،  تا بدانجا کشیده شد که هفته گذشته در یزد نیز مخالفان پزشکیان با امضای طوماری خواستار استیضاح رئیس کابینه فعلی شدند.

تشدید شکاف طی دوران پساجنگ در عمق راهبردی سیاست خارجی جمهوری اسلامی و بحث استیضاح پزشکیان توسط نمایندگان جبهه پایداری که با مخالفت سپاه پاسداران مواجه شد، در شرایطی به چالش های درونی نظام تبدیل شده اند، که خامنه ای، پزشکیان، وزیر امور خارجه، اصلاح طلبان حکومتی و کلیه نیروهایی که طی ۴۶ سال گذشته به نوعی بند نافشان به جمهوری اسلامی وصل بوده است، در یک ماه گذشته با تأکید بر «وحدت» ایجاد شده در فضای جنگ ۱۲ روزه، خواهان حفظ این «وحدت» درونی و گسترش آن در روزهای پسا جنگ بوده اند و هستند.

این فضای به ظاهر وحدت طلبانۀ درونی نظام، آنچنان برای مسعود پزشکیان خوشایند بود که او روز چهارشنبه ۳۱ تیر با ادعایی کذایی در جمع تعدادی از اصلاح طلبان حکومتی گفت: «امروز حتی آمادگی داریم بر مبنای انصاف و عدالت با اپوزیسیون [بخوان اصلاح طلبان حکومتی] نیز گفتگو کنیم، چرا که حل مسائل کشور نیازمند گفتگو و نه تقابل است».

این ریا کاری مسعود پزشکیان مبنی بر گفتگو با اپوزیسیون که ناشی از بن بست حاکمیت در مواجهه با تشدید بحران سیاسی موجود است، فقط دو روز دوام آورد. ارسال لایحه جدید دولت با مضمون تشدید سرکوب فعالین شبکه های اجتماعی، روزنامه نگاران و ممنوعیت حداقلی آزادی بیان برای منتقدان بی خطر نظام، آنچنان چهره کثیف، تبهکارانه و ارتجاعی پزشکیان را برای همگان آشکار کرد که ادعای دروغین او مبنی بر گفتگو با «اپوزیسیون» حتی برای اصلاح طلبان حکومتی هم از رونق افتاد.

به واقع آنچه در شرایط کنونی برای پزشکیان، کابینۀ او و کلیت نظام آدمکُش جمهوری اسلامی در درجه اول اهمیت قرار دارد، نه مواجهه با بحران های خارجی، که همانا مواجه با اعتراضات خیابانی، سرکوب توده های مردم ایران و جلوگیری از رشد و گسترش اعتراضات میدانی آنان در دوران پسا جنگ ۱۲ روزه است. شکافی که اکنون در میان بالایی ها سر باز کرده و بی شک در روزها و هفته های آتی تشدید هم خواهد شد. روشن است که شکاف فوق، صرفاً بر سر بحران هسته ای و راه کارهای برون رفت نظام از این بحران نیست، بلکه شکاف و تضاد اصلی بر سر مقابله با جنبش های اجتماعی است.

پوشیده نیست، آنچه حاکمیت را به بن بست رسانده، آنچه باعث تشدید تضاد در بالا شده، آنچه عباس عراقچی را بر آن داشته تا بر خلاف نظر صریح خمینی و خامنه ای ادعا کند، جمهوری اسلامی «هرگز خواهان محو اسرائیل از نقشه» نبوده است، جملگی انعکاسی از وضعیت وخامت بار موجود جامعه است که انعکاس آن در درون هیئت حاکمه تجلی یافته است. آنچه پزشکیان را به لبۀ پرتگاه ناترازی ها کشانده و او را بر آن داشت تا طی دو روز، ابتدا از ضروت «گفتگو با اپوزیسیون» سخن بگوید و روز بعد لایحه تشدید سرکوب مردم را به مجلس ارتجاع بفرستد، جملگی بر گرفته از ناتوانی دولت در پاسخگویی به بحران معیشتی مردم است که به صورت تشدید بحران سیاسی و شکل گیری اعلام مواضع ضد و نقیض در بالا تجلی یافته است.

وقتی اوضاع معیشتی مردم تا بدین حد به قهقرا رفته است، وقتی کارگران و زحمتکشان از تهیه نان شب عاجزند، وقتی برق نیست، آب نیست و زندگی مردم از هر سو به تباهی رفته است، وقتی مردم تهران در بی آبی می سوزند، در خاموشی دست و پا می زنند و ۲۳ استان کشور در تداوم قطعی آب با تعطیلی دراز مدت مدارس و ادارات دولتی مواجه اند، وقتی فقر و فلاکت تمام کشور را فرا گرفته است، نتیجه ذاتی این حجم از بحران های موجود چیزی جز ایجاد شکاف در بالا و تشدید کشمکش در درون حاکمیت نخواهد بود.

وقتی دولت در همه امور کشور بر لبۀ ناترازی ها قرار دارد، وقتی شیرازه نظام از هم گسسته است، وقتی همه راه های برون رفت از بحران های موجود به روی حاکمیت بسته است، وقتی نهادهای امنیتی نسبت به وقوع جنبش های توده ای، عصیان عمومی مردم و شکل گیری اعتراضات وسیع خیابانی مدام به مسئولان کشور هشدار می دهند، پوشیده نیست انعکاس این حجم از بحران ها برای دولت و حاکمیتی به گِل نشسته منجر به تشدید تضاد و نزاع در بالا خواهد بود. تضادی که روز بروز شدت خواهد گرفت و جناح های حاکمیت را به رو در رویی هر چه بیشتر با هم خواهد کشاند. تضاد و بحران های ناعلاجی که ریشه در ساختار حکومتی دارند وبرون رفت از آن درگرو  راه حل انقلابی است. راه حلی ریشه ای که با برپایی یک انقلاب اجتماعی همه جانبه همراه با برانداختن نظام سرمایه داری حاکم بر ایران، رهایی را برای کارگران، زنان، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، دانشجویان، نویسندگان، هنرمندان و دیگر لایه های اجتماعی به ارمغان خواهد آورد.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۳۰ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.