«زنان اوینی» و شرایط وخیم زندان قرچک!

سه هفته از حمله اسرائیل به بخش های اداری، بهداری، بند زنان ، کتابخانه و بند ۴ و بند زندانیان «مالی» زندان اوین می گذرد. طبق آمار منتشره، این حمله به کشته شدن قریب به ۸۰ تن انجامیده و با این که نام بسیاری از آنها هنوز اعلام نشده است، اسامی  تنی چند از عوامل سرکوب و کشتار در زندانها دیده می شود. اصغر جهانگیری سخنگوی قوه قضائیه بعد از گذشت بیش از دو هفته از حمله به زندان اوین، اعلام کرد در حمله اسرائیل  به زندان اوین در شمال تهران پنج زندانی با جرائم مالی کشته شده و تعدادی دیگر نیز از زندان اوین گریخته‌اند.

حمله دوم تیر ماه اسرائیل،  که با چند انفجار در زندان همراه بود، به ریزش سقف برخی بندها از جمله بند زنان منجر شد. روایاتی که تاکنون از سوی زندانیان و یا خانواده‌های آنها منتشر شده حاکی از شرایط دهشتناک در روز حمله و روزهای پس از آن است.

روز دوم تیرماه بعد از حمله و وقوع چند انفجار و ریزش سقف و دیوار بعضی از بندها، زندانیان وحشت زده و سراسیمه به اتاقهای مجاور می‌روند و با اجساد و پیکرهای نیمه جان روبرو می‌شوند. یکی  از زندانیان اوین در این مورد چنین می‌نویسد:  «دوشنبه ۲ تیرماه بخشی از دیوار اوین فروریخت و شکافی ایجاد شد. گروهی از زندانیان به سمت آن حرکت کردند و با صحنه‌ای دلخراش روبرو شدیم. زمین زیر پایمان پر از پیکرهای زخمی و کشته شده بود. بند مربوط به بچه های «ترنس»‌و «مالی» بیشترین کشته و زخمی را داشت. به حدی تعداد زیاد بود که همه وحشت کردیم و همین موضوع باعث شد از فرار منصرف شویم و تصمیم بگیریم به مجروحان کمک کنیم.»  این زندانی که روایتش در صفحه اینستاگرامی «استریت نیوز» منتشر شده در ادامه نوشته است که بعد از دقایقی کمک به مجروحان ، نیروهای امنیتی سراسیمه خود را به بهداری رسانده و با ضرب و شتم زندانیان و  تهدید با اسلحه، ‌آنها را به بند ۴ هدایت کردند.» لازم به ذکر است که در بند ۴ اوین، عمدتا زندانیان دوتابعیتی و خارجی  نگهداری می‌شوند. مدت کوتاهی پس از انفجار،‌ نیروهای مسلح و امنیتی زندان،  زندانیان مرد را با زدن دستبند و پابند سوار وسایل نقلیه مختلف و راهی  زندان تهران بزرگ (فشافویه) کردند.

بر سر زنان زندانی در اوین چه آمد؟ یک زن زندانی، لحظات حمله وانفجار را چنین توصیف می‌کند: «دوم تیرماه صدای  انفجار آمد. لایه‌های درونی سقف بند زنان شروع به ریزش کرد، همه زنها به تخت‌هایشان پناه بردند. تا این که صدای انفجار قطع شد. پس از آن ماموران به بند آمدند و گفتند وسایلتان را در یک ساک کوچک بریزید و آماده شوید. شب را در زندان ماندیم. نه آب بود، نه برق و نه امکان تماس با خانواده‌ها. صبح روز بعد به زندان قرچک ورامین منتقل شدیم.»

زنان زندانی در بند نسوان  اوین که تعداد آنها ۵۹ نفر اعلام شده، در حالی که دست‌هایشان را با دستبند به هم بسته بودند،‌ با اتوبوس به زندانی منتقل شدند که قبلا یک گاوداری بوده و هم اکنون بیش از هزار و دویست  زن زندانی با اتهامات مختلف غیرسیاسی در آن محبوس‌اند. این زندان دارای ۱۰ اتاق (سالن) است که در هریک بین  ۱۰۰ تا ۱۲۰  زن جا داده  شده‌اند. زندانیان زن قرچک،  زندانیان  تازه وارد را «زنان اوینی» صدا می‌‌زنند .  زنان زندان اوین  پس از انتقال به قرچک اول به سالن ورزشی منتقل شدند اما پس از اعتراض آنها به شرایط غیرقابل تحمل،   در ۷ اتاق کوچک در بخش قرنطینه جا داده شدند، بخشی که ظرفیت این تعداد را ندارد.  شرایط غیرانسانی و دهشتناک،  ازدحام شدید در بندها و اتاقها بیداد می‌کند:  شوری آب آشامیدنی، کمبود امکانات اولیه، ‌نبود دارو، نبود امکانات تهویه، گرمای طاقت فرسا، فاضلاب های بدون تعمیر، نشت فاضلاب به اتاقها، گاز غیراستاندارد در آشپزخانه، نبود امکانات شست و شوی لباس، اتاقک هایی بدون پنجره برای نور و تهویه،  عرصه را چنان بر زنان تنگ کرده که در همان روز اول سه تن از زندانیان زن دست به اعتصاب غذا زدند.

گلرخ ایرائی، ریحانه انصاری و وریشه مرادی پس از انتقال به زندان قرچک در مورد شرایط این زندان و وضعیتی که زنان آسیب دیده و زندانی در این زندان با آن مواجه اند، چنین  نوشته‌اند:‌«‌ ما امروز در زندان قرچک هستیم و در شرایطی قرار گرفته‌ایم که بیش از هزار زن با جرائم مختلف سالهاست با آن مواجه‌اند و آن را زندگی کرده و می‌کنند…..پرت شدگانی در انتهای دنیا که در هیچ یک از معادلات زندگی و مناسبات خبری و موج ‌های رسانه‌ای جایی ندارند و در گزارش‌های حقوق بشری، نام و نشان  و ردی از رنج هایشان دیده و شنیده نمی‌شود. آنچه در این چند روز ما را مبهوت کرده،  حقیقت زندگی این زنان است.  زنانی خمیده در تخت های کوتاه به ابعاد قبر. با حسرت برخوردار بودن از حداقل امکانات زیستی و بهداشتی. در میان دیوارهای چرکین و کبَره بسته از کثافت سالها زندگی مشقت بار…..زنانی که عموما مانع از همزیستی ما، زندانیان سیاسی با آنان می‌شوند، مگر به قصد تنبیه و تبعیدمان به حکم قضائی»

جنگ  دو دولت فاشیست و ارتجاعی که یکی مخالفین را به بند می‌کشد و زندانی می‌کند و دیگری زندان و زندانی را با ریزپرنده  مورد حمله قرار می‌دهد، وضعیت و شرایط وخیم (تری) را در زندان‌ها  برای مردان و زنان زندانی به‌وجود آورده است. شرایطی که از یک سو  به  کمبود بیشتر امکانات اولیه  و از سوی دیگر به‌ ایجاد  هراس و وحشت  و همچنین اعمال سرکوب بیشتر توسط نیروهای امنیتی انجامیده است. شرایطی که فشار بر خانواده‌های زندانیان سیاسی  را نیز دو چندان کرده و آنها را در اضطراب، نگرانی و بی خبری طاقت فرسا قرار داده است.

زندانیان سیاسی که طبق  استانداردهای بین المللی در دوران جنگ ، معمولا مشمول آزادی  می‌شوند و یا از مرخصی  برخوردار می گردند  تا از حملات نظامی و جنگی در امان بمانند،‌‌ در زندانهای جمهوری اسلامی محبوس مانده و  در شرایط دهشتناکت تری نیز نگاه داشته می‌شوند. زندانیانی که از یک سو با اعدام ، شکنجه‌، باتوم و شلاق و ضرب و شتم‌ روبرو هستند و از  سوی دیگری با بمب و راکت.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۲۸ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.