گرچه جنگ که خود نقطه اوج تشدید کشمکش و تضاد است پس از ۱۲ روز متوقف شد، کشمکش و تضاد اما پابرجا ماند. بعد از ضربات هلاکتبار موشکی و بمباران شهرها و مراکز مختلف در ایران و نیز عملیات موشکی گسترده جمهوری اسلامی در شهرهای اسرائیل و سرانجام عملیات نهایی بمبافکنهای ب-۲ آمریکا، آتش بس اعلام شد. دوطرف اصلی جنگ یعنی اسرائیل که همواره مورد حمایت آمریکاست و جمهوری اسلامی، به عنوان دو رژیم مذهبی، توسعه طلب و جنگ افروز، اگر موقتاً آتش بس را پذیرفتهاند نه از آنروست که کشکمکش و جنگ میان این دو پایان یافته یا زمینههای جنگ به کلی پاک شده و از میان رفته است، بلکه از آنروست که هر طرف، ضربات جنگ را ترمیم، استحکامات را بازسازی و خود را برای جنگهای آتی آماده کند. حدود نیم قرن کشمکش میان رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی و رژیم نژادپرست اسرائیل که هر لحظه آن می توانسته به جنگی ویرانگر منجر شود، ادامه داشته، آفریننده جنگی ۱۲ روزه بوده است.آتش بس به معنای پایان جنگ نیست. تا نیم قرن دیگر و تاهرزمانی که این دورژیم ارتجاعی بر سر کارباشند، خطر شعلهورشدن جنگ حتی وسیعتر و مخربتر از جنگ ۱۲ روزه وجود خواهد داشت.
جنگ اما رژیم جمهوری اسلامی را به شدت تضعیف کرد. ضربات سخت و پیدرپی، شکستهای فاحشی که از ناحیه برچیده شدن بساط نیروهای نیابتی بررژیم تحمیل شد با ضربه مهلک جنگ ۱۲ روزه، به گردنکشی جمهوری اسلامی در اشکال گذشته نقطه پایان گذاشت. تمام تلاش و اقدامات رژیم برای بازگشت به دوران قبل از اکتبر ۲۰۲۳ بیفایده بودهاست.آندوره اگر نگوییم برای همیشه سپری شده و به تاریخ پیوسته دست کم اینکه عجالتاً خاتمه یافته است. آنچه اکنون در سرلوحه تلاشها و دراولویت اهداف رژیم است، نه بازسازی و بازیابی موقعیت ازدست رفته پیشین در منطقه، که برای حفظ موجودیت خویش و جلوگیری از تشدید وخامت موقعیت خویش و تضعیف بیشتر است. جنگی که ۱۲ روز به درازا کشید اگرچه در پایان دور پنجم مذاکرات ایران و آمریکا و دوروز مانده به اجرای قرار دورششم مذاکرات آغازشد و به یک معنا ادامهی مذاکره بعد از جنگ را برای جمهوری اسلامی بیمعنا ساخته است، اما مذاکره کماکان از دستور کار رژیم خارج نشده خصوصاً اینکه طرف مقابل به تخریب مراکز هسته ای قانع نیست، حرفها و اهدافی دارد که باید آن را به طرف مغلوب دیکته کند. جمهوری اسلامی صرف نظر از جنگ و حملات لفظی و شمشیرکشی درعالم وهم و خیال علیه طرف مقابل، برای حفظ خود راه دیگری جز عقب نشینی ندارد. اما مسیر عقب نشینی در جمهوری اسلامی حتی در جایگاه یک رژیم شکست خورده و مغلوب، چندان صاف و سرراست نیست. برای عقب نشینی باید مسیر پرپیچ وخم و پر دردسری را پیمود تا مگر قبح شکست و ناتوانی را درپیچ و خم مسیر جاگذاشت یا پنهان کرد. جمهوری اسلامی البته عقب نشینی را آموخته است، بالاتر از “نرمش قهرمانانه”و سرکشیدن جام زهر، “امام حسن” ایستاده است که چون نمی توانست با معاویه درافتد، با وی از در سازش درآمد، خلافت را به معاویه واگذار نمود و حتی با وی به عنوان رهبر حکومت اسلامی بیعت کرد. واقعیت این است که اینبار موضوع بسیار فراتر ازعقب نشینی است. عقب نشینی تا آخرین سنگر و فراتر از آن، تسلیم است و به ناگزیر با پیچیدگیهای بیشتری همراه.
مجلس ارتجاع ۴ تیر قانون تعلیق همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی را تصویب کرد که بلافاصله به تأیید شورای نگهبان رسید. یک هفته بعد، یازده تیر مسعود پزشکیان رئیس دستگاه اجرایی، آن را ابلاغ کرد. علاء الدین بروجردی عضو کمیسیون امنیت مجلس بعد از ابلاغ این قانون گفت:” از این پس غنیسازی بدون محدودیت و بدون پذیرش شرط ادامه خواهد یافت”.
اگرچه توقف این قانون به “تصمیم شورای عالی امنیت” رژیم واگذار شده است و این “شورا” میتواند اجرای قانون را منتفی و آن را صرفاً به یک مصوبه کاغذی تقلیل دهد، اما مشخص بود که با این مصوبه جدال لفظی برسر این موضوع بالا میگیرد و مقامات اروپایی و آمریکایی نسبت به آن واکنش نشان خواهند داد.
جمهوری اسلامی با بیخبر گذاشتن آژانس از وضعیت تأسیسات هستهای و امکان غنی سازی اورانیوم بعد از جنگ ۱۲ روزه و همچنین وضعیت و سرنوشت مبهم ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده، سعی کرده است با ایجاد ابهام و ناروشنی طرف مقابل را از اتخاذ تصمیم مشخص و مناسب بازدارد. جمهوری اسلامی درعین حال سعی نموده با این شیوه و همچنین تعلیق همکاری با آژانس، در مناسبات و مذاکرات خود با طرف مقابل و تلاشهای دیپلماتیک ومذاکرات احتمالی بعد از جنگ به عنوان ابزار فشار،اهرمی بازدارنده برای امتیازگیری یا لااقل مقابله با امتیازخواهی زیاده ازحد طرف مقابل استفاده کند.
باوجود این، قبل از همه اروپا در قبال اقدام جمهوری اسلامی و تعلیق همکاری با آژانس واکنش نشان داد. جمهوری اسلامی را به همکاری با آژانس ترغیب نمود و آن را ضرورت دستیابی به راه حل دیپلماتیک خواند و درهمان حال تهدید به فعال شدن مکانیسم ماشه را نیز چاشنی این دعوت کرد.”کایاکالاس” مسؤل سیاست خارجی اتحادیه اروپا خواهان همکاری جمهوری اسلامی با آژانس شد تا هرچه زود تر مذاکره برای پایان دادن به برنامه هستهای جمهوری اسلامی آغاز شود.وی آمادگی اروپا را جهت تسهیل روند مذاکره و همکاری با آژانس اعلام کرد و درعین حال هشدارداد خروج از NPT کمکی به کاهش تنش نمیکند. وزرای خارجه هفت کشور صنعتی جهان نیز در بیانیه مشترکی خواهان از سر گیری بدون تأخیر همکاری جمهوری اسلامی با آژانش و خواستار آن شدند که رژیم ایران شرایط دسترسی بازرسان آژانس به مراکز هستهای را فراهم کند. “تمی بروس” سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز تعلیق همکاری با آژانس را “غیر قابل قبول” و “نگران کننده” خواند و گفت:” ایران بدون تأخیر باید با آژانس همکاری کند”.
در ادامه جنجال و نزاع لفظی پیرامون تعلیق همکاری جمهوری اسلامی با آژانس بین المللی انرژی اتمی، تلاش این نهاد و دبیر کل آن برای پیشبرد وظایف بازرسان آژانس درایران و بازرسی و بازدید از سایتهای هستهای رژیم نیز مطرح بود. عراقچی درخواست گروسی برای بازرسی ازسایتهای بمباران شده را بیمعنا خواند و آژانس روز جمعه ۱۳ تیر با انتشار بیانیهای اعلام کرد به دلیل نگرانیهای امنیتی، تیم بازرسان این نهاد، ایران را ترک کردهاند. افزایش کشمکشها و تشدید تنش میان آژانس و رژیم جمهوری اسلامی، با تهدیدات مستقیم و غیر مستقیم فعال سازی مکانیسم ماشه همراه بود.
تشدید تنشهای لفظی اما یگانه روند جاری در مناسبات میان جمهوری اسلامی و طرفهای مقابل نبود. شواهد و اظهارنظرهای گوناگون از جانب طرفین، گویای این واقعیت بود که پدیده مهم دیگری نیز البته نه با جاروجنجال رسانهای، بلکه آرام و بی سروصدا درحال پیشرویاست و آن، حضور طرفین بر سر میز مذاکره است. واقعیت این است که مشکل اروپا و آژانس انرژی اتمی با جمهوری اسلامی، با مشکل ترامپ(دولت آمریکا) با رژیم جمهوری اسلامی گره خورده است. چنین به نظر میرسد که اگر این مشکل آخری به نحوی برطرف شود، درگیریهای آژانس و اروپا با جمهوری اسلامی نیز به احتمال زیاد به نحوی حل وفصل یا تعدیل خواهد شد.
مذاکره اما درهردو سو مخالفان جدی داشته است و دارد. در جمهوری اسلامی جناحی که برخی نمایندگان آن، فرمان محاکمه و اعدام گروسی یا فتوای قتل ترامپ و نتانیاهو را صادرکرد، مخالف هرگونه مذاکره است . تبلور روشن این دیدگاه را در مواضع حسین شریعتمداری مدیر مسؤل روزنامه کیهان میتوان دید. وی نسبت به هرگونه مذاکره مجدد جمهوری اسلامی با آمریکا واکنش تندی نشان داد. مذاکره را “طرح فریب و تله” آمریکا خواند و در نشریه خود نوشت” کوک کردن ساز بدصدای مذاکره با آمریکا، اگر خیانت نباشد که هست، نشانه غیر قابل انکاری از حماقت است و صد البته خائن و احمق دو روی یک سکهاند”.
درسمت مقابل نیز جناح معینی از سرمایهداری آمریکا، مذاکره با جمهوری اسلامی را بیفایده میداند و برطبل جنگ تا سرنگونی رژیم میکوبد و مدل “لیبی” را به ترامپ توصیه میکند. جان بولتون مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا روز پنجشنبه ۱۲ تیر با انتشار یاد داشتی در روزنامه نیویورک تایمز، با عنوان “ماباید کار را در ایران تمام کنیم” خواستار اقدامات قاطعتری برای نابودی زیرساختهای هستهای و تغییر حکومت در ایران شد. وی در یاد داشت خود نوشت:”بدون تغییر حکومت نمیتوان به خلع سلاح کامل هستهای دست یافت”.
دولتها اما هیچگونه مسؤلیتی در قبال اظهار نظرهای غیررسمی مخالفان مذاکره ندارند و به رغم این مخالفتها، زمینهی رویآوری به مذاکره را فراهم میبینند. زمینه به هرحال فراهم شده و تا آنجا که به جمهوری اسلامی برمیگردد، هیچ گزینه دیگری جز حضور برسر میز مذاکره و عقب نشینیهای بیشتر و دادن امتیازات بیشتر ندارد. طرف مقابل یعنی آمریکا نیز آمادگی خود را برای مذاکره اعلام نموده است.
چنین است که در لابلای تشکیک یا نفی و انکار رسانهای مذاکره توسط برخی مسؤلین جمهوری اسلامی از نمونه اظهار نظر امیر سعید ایروانی سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی در سازمان ملل و اینکه “اگرآمریکاییها میخواهند شروطشان را بر ما دیکته کنند، مذاکره با آنان غیر ممکن است” یا صحبتهای عراقچی در این مورد که ” تهران باید اطمینان یابد درمیانه مذاکرات بار دیگر هدف حمله آمریکا قرار نگیرد” و اظهارات دیگری نظیرآن، جمهوری اسلامی به این مذاکرات تمایل دارد و فراتراز آن، راه دیگری جز این ندارد.
دور جدید مذاکره جمهوری اسلامی و آمریکا قطعی است. شایعه مذاکره ایران وآمریکا هفته آینده در اسلو قوت گرفته است.اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی پنجشنبه ۱۲ تیر در گفتگو با شبکه ” اسکای نیوز” گفت: تلاشهایی از طریق کانالهای غیر رسمی برای از سرگیری مذاکرات جهت یافتن راه حلی دیپلماتیک در موضوع هستهای با ایالات متحده در جریان است. وی گفت: “دیپلماسی هرگز به پایان نمیرسد. وزیر خارجه جمهوری اسلامی در حال حاضر با عمان، قطر و دیگر کشورها در حال گفتگو است.” پزشکیان نیز گفت: “به شرط پایبندی عملی طرف مقابل، همچنان دیپلماسی را راهکارمؤثر حل اختلاف میدانیم”.مجید تخت روانچی معاون وزیر خارجه نیر درگفتگو با شبکه انبیسی گفت جمهوری اسلامی” آماده مذاکره با واشینگتن است.”
بنابراین،علی رغم همه و هرگونه لفاظی در نفی مذاکره، گفتگوی جمهوری اسلامی با آمریکا قطعیاست، اینبار اما با دستهای خالیتر از گذشته و از موضعی بس ضعیفتر! انگیزهی مذاکرهی طرف پیروز در یک جنگ، با طرف شکست خورده روشن است. جمهوری اسلامی، دولتی است که مغلوب شده و طرف مقابل جز “تسلیم” راه دیگری پیش پای آن نگذاشته است. ترامپ گفته بود “اول قدرت بعد صلح” و همین سیاست را به اجرا گذاشته است و منظورش از صلح، تمکین طرف شکست خورده است. ترامپ روز سه شنبه ۱۰ تیر در جمع خبرنگاران گفت: “ماهرچه بخواهیم از ایران میگیریم”.
حال باید دید جمهوری اسلامی در این “مذاکره” تا کجا عقب خواهد نشست و چه امتیازاتی خواهد داد. ترامپ نیز ازآنرو وارد ماجرای بمباران مراکز هستهای شد که هرچه زودتر این کشمکش ازمیان برداشته شود و به منافع اقتصادی ملموس دست پیدا کند. ترامپ دنبال قراردادهای سودآور اقتصادی و تجاری است. صرف نظر از این موضوع اما باید تصریح کرد که مذاکره ای درکار نیست، توافقی درکار نیست.در یک سو دیکته کردن خواستهای برنده و پیروز درجنگ است، آن سو، تمکین طرف بازنده و شکست خورده درجنگ. نام این معادله هرچه هست، مذاکره نیست، تسلیم است ولو درلباس مذاکره!





نظرات شما