رژیم جمهوری اسلامی همزمان با آغاز جنگ ارتجاعی ١٢ روزه که با جمله اسرائیل به ایران آغاز شد و با موشکپرانیهای حکومت اسلامی به اسرائیل ادامه یافت، سرکوب گستردهای را علیه مردم سازمان داده است. زمانی که مردم زیر بمباران، و هدف موشکها و ریزپرندهها قرار داشتند بدون این که پناهگاهی داشته باشند، دستگیریها و اعدام زندانیان ادامه داشت و با شروع باصطلاح آتشبس گسترش یافت.
۲۷ خرداد، سازمان بسیج از برقراری «گشتهای ایست بازرسی بسیج با سه هزار گردان» توسط ۸۰ هزار گروه جهادی خبر داد که هدف آنان «شناسایی جاسوسان، خائنین و مزدوران داخلی رژیم صهیونی» عنوان شده بود.
مزدوران بسیجی و پاسدار در ایستهای بازرسی در گذرگاهها به شکار مشغول شدند. عابران را دستگیر و به کوچکترین بهانهای به آنان شلیک میکنند. شلیک بسیجیان در یکی از ایستهای بازرسی در همدان، به مرگ دو جوان و مصدومیت یک تن دیگر انجامید.
بامداد سهشنبه ۱۰ تیرماه، علیرضا کرباسی و مهدی عبایی حین طبیعتگردی، در ایست بازرسی بسیج در همدان با شلیک مستقیم ماموران به قتل رسیدند. رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح استان همدان مدعی شد سه جوان به ایست ماموران توجه نکرده و گریختهاند.
هیچ کس در امان نیست. از فعالان سیاسی و اجتماعی گرفته تا بهائیان، نوکیشان مسیحی، نوجوانان بدون شناسنامه بلوچ، مهاجران افغان، کولبران مناطق مرزی غرب کشور و مردم عادی مناطق مختلف. در حالی که سازمانهای اطلاعاتی خارجی بویژه اسرائیل در بالاترین ردههای حاکمیت جاخوش کردهاند، تا کنون بیش از ٩٠٠ تن به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت شده و زیر شکنجه قرار گرفتهاند تا به جاسوسی اعتراف کنند و در دادگاههای نمایشی محاکمه شوند. خطر حبسهای طولانیمدت و حتی اعدام آنها را تهدید میکند. اکثر بازداشتشدگان در بازرسیهای شهری گیر ماموران افتادهاند و در تلفن همراهشان فیلمهای صدمات ناشی از حملات اسرائیل یافت شده است. برخی از آنان در شبکههای اجتماعی به سران حکومت انتقاد کردهاند.
دستکم ۹ تن تا کنون به اتهام جاسوسی و همکاری با اسرائیل اعدام شدهاند. سه تن از اعدامشدگان کولبر و کاسب کرد بودند. ادریس آلی، کولبر ۳۳ ساله و آزاد شجاعی، کولبر ۴۵ ساله، تحت شکنجه به جاسوسی اعتراف کرده بودند.
مردم کرد و بلوچ سهم ویژهای از سرکوب دارند. در هفتههای اخیر دهها تن از مردم بلوچ و کرد ربوده یا در خانه دستگیر شدهاند.کارگران و زحمتکشان کرد و بلوچ که علاوه بر ستم طبقاتی با تبعیض و ستم ملی نیز دست و پنجه نرم میکنند، در سکوت خبری، توسط لباسشخصیها و ماموران امنیتی ربوده یا دستگیر و به مکانهای نامعلومی انتقال داده میشوند بدون این که مشخص باشد اتهامشان چیست.
در خوزستان نیز موج بازداشتها با دستاویز دستگیری جاسوسان اسرائیل، آمریکا و انگلیس شدت گرفته است. فعالان حقوق بشر خوزستان میگویند تاکنون بیش از ٦٠ نفر از این فعالان به قرنطینه زندان شیبان اهواز منتقل شدهاند. گزارشها حاکی از آن است که حال برخی از آنها به دلیل شکنجه و شرایط نامناسب جسمی وخیم است. همچنین حدود ٢٠ نفر دیگر از بازداشتشدگان همچنان در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات و حفاظت اطلاعات سپاه تحت بازجویی قرار دارند. و «موج بازداشتهای اخیر در اهواز و شهرهای اطراف عمدتاً فعالان مدنی و فرهنگی مخالف جمهوری اسلامی را هدف قرار داده و هیچگونه ارتباطی با اتهامات ادعایی مقامهای حکومتی نداشته است.»
از سوی دیگر اعمال فشار بر زندانیان سیاسی افزایش یافته و برخی زندانیان سیاسی سابق مجددا احضار و دستگیر شدهاند. سیسیل کوهلر و همسرش ژاک پاریس دو فعال کارگری فرانسوی که از سه سال پیش در زندان به سر میبرند نیز در روزهای اخیر به جاسوسی متهم شدهاند.
برخی زندانیان سیاسی سابق و فعالان اجتماعی در خیابان مورد یورش ماموران امنیتی قرار گرفته و مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند. از جمله علی نوری، یاشار دارالشفا و آرش صادقی زندانیان سیاسی سابق در نقاط مختلف تهران توسط ماموران لباس شخصی مورد ضرب و شتم واقع شدهاند. در اثر ضربات ماموران، گوش راست یاشار دارالشفا دچاز خونریزی شد و دندان آرش صادقی شکست.
دوشنبه ٢٦ خرداد، گارد زندان دیزل آباد کرمانشاه زندانیان را که باشنیدن صدای مهیب انفجار خواستار حفاظت از جانشان شده بودند، مورد حمله قرار داد. ماموران با گلولههای ساچمهای، گاز اشکآور و سلاح گرم به زندانیان حمله کردند که به کشته شدن ٩ زندانی و زخمی شدن تعداد بیشتری انجامید.
صبح دوم تیرماه، دولت نژادپرست اسرائیل زندان اوین را مورد حمله هوایی قرار داد. مسئولان زندان، به جای تلاش برای نجات زندانیان، اسلحههایشان را به سوی آنان نشانه گرفتند. زندانیان را برای انتقال به زندان بزرگ تهران، مانند بردگان قرون وسطی به غل و زنجیر کشیدند. رضا خندان یکی از زندانیان نوشته است:
«در آن شب شخص فرزادی و حیات الغیب (مدیر زندان اوین و رییس اداره کل زندانهای استان تهران) در مقابل بند با پشتیبانی نیروهای مسلحی که سلاحهایشان را به سمت سینهی ما نشانه رفته بودند، دستور بستن زندانیان را دو به دو با دستبند و پابند به همدیگر داده بودند. در بند ما هیچیک از زندانیان مجروح به بیمارستان منتقل نشدند. چه مجروحان جزیی و چه مجروحان بدحال. آنها به جای ایجاد آرامش و امنیت و التیام دادن به زندانیان، آن ها را دو به دو غل و زنجیر کردند. هر کدام از ما تنها یک دست آزاد داشتیم… تصمیمگیران جابجایی ما به طرزی که شرحاش رفت، با قراردادن ما در موقعیت حملهی هوایی مرتکب جنایت جنگی شدند. وقتی کاروان اتوبوسهای ما شبانه در بزرگراهها و جادهها در حال حرکت بودند، بیم آن داشتیم که هر لحظه به ظن جابجایی نیرو به دهها اتوبوس حامل زندانیان حمله شود. اتوبوسهایی که خودروهای نظامی و انتظامی، آنها را اسکورت میکردند».
کردستان
در کردستان علاوه بر شلیک به سوی کولبران و دستگیری آنان از سوی ماموران مرزی، پس از آغاز جنگ دستکم ۵۰ تن در شهرها و روستاهای مختلف توسط ماموران امنیتی بازداشت شدهاند. علت بازداشت و محل نگاهداری اغلب بازداشتشدگان ناروشن است. از جمله میتوان به بازداشت علی محمدی پدر شهریار محمدی از جانباختگان جنبش انقلابی ژینا در بوکان، کامیار (کمال) عقابی از اعضای انجمن زیستمحیطی ژینکو، علی قبچاقشاهی، نویسنده و کارگردان تئاتر ساکن شهر نقده، سمکو معروفی، زندانی سیاسی سابق اهل بوکان، و اسماعیل سانیار ۴۵ ساله و زندانی سیاسی سابق اهل روستای “داشبند” از توابع شهر بوکان نام برد. یکی دیگر از دستگیرشدگان ایوب داربرزین مربی بدنسازی اهل مریوان است. او اول تیرماه ساعاتی پس از آن بازداشت شد که یک استوری در اینستاگرام درباره جنگ ایران و اسرائیل منتشر کرد.
در سقز، در پی اعتصاب سراسری نانوایان در خردادماه، یدالله علمی٬ رییس اتحادیه نانوایان به همراه دستکم ١٠ نانوا بازداشت شدند. روز ١١ تیرماه، یک کارگر نانوایی دیگر به نام عطا گلنازی نیز بازداشت شد.
همزمان با تشدید سرکوب، روز یکشنبه ۸ تیر، مجلس ارتجاع طرح «طرح تشدید مجازات جاسوسان و همکاریکنندگان با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم» را تصویب کرد که به تشدید مجازاتها در شرایط جنگ یا شرایط امنیتی و نظامی اختصاص دارد. در صورت تصویب این طرح در شورای نگهبان و اجرایی شدن آن، مجازاتها تا سه درجه تشدید میشود. از جمله مجازات «ارسال فیلم و تصاویر به شبکههای معاند یا بیگانه» به علت «تضعیف روحیه عمومی، ایجاد تفرقه یا خدشه به امنیت ملی» میتواند به ۱۵ تا ۲۵ سال حبس بیانجامد. رسیدگی به این «جرائم» در شعبههای ویژه دادگاه انقلاب اسلامی و خارج از نوبت صورت خواهد گرفت.
بر اساس این طرح، افرادی که به جاسوسی برای «دولتهای متخاصم یا برای هر یک از عوامل وابسته به آنها» متهم شوند، به افساد فی الارض محکوم و مطابق ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی به اعدام محکوم خواهند شد.
تماس با رسانههای خارجی، و استفاده، حمل، خرید یا فروش یا وارد کردن یا در اختیار گذاشتن ابزارهای الکترونیکی ارتباطی اینترنتی فاقد مجوز از قبیل استارلینک نیز میتواند به حبس تعزیری و حتی اعدام منجر شود.
سهم ویژه بلوچها از سرکوب و کشتار
سیستان و بلوچستان پیش از جنگ نیز جولانگاه نیروهای نظامی بود. آنها برای ایجاد رعب و وحشت، به روستاها هجوم میبرند، به هر بهانهای به مردم عادی از سوختبر گرفته تا کودکان و بزرگسالان بدون شناسنامه حمله کرده، آنها را دستگیر کرده و با خود میبردند. یک هفته پیش از آغاز جنگ، سه زندانی سیاسی بلوچ در زاهدان در ملاء عام اعدام شدند.
طی جنگ ١٢ روزه، دهها کارگر و زحمتکش بلوچ که شماری از آنها بدون شناسنامه بودند، دستگیر شدهاند. افراد بدون شناسنامه به اردوگاههای پناهندگان افغان و سایر بازداشت شدگان به مکانهای نامشخصی انتقال داده شدهاند. پنج کارگر رستوران که در تهران کار میکردند، پنج کارگر ساده بلوچ در مازندران و سه کارگر نوجوان بدون شناسنامه در زمره بازداشتشدگانند.
شامگاه ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ زمانی که مردم زیر بمباران دشمن خارجی قرار داشتند، ماموران لباسشخصی در جریان تعقیب یک خودرو، شلیک کردند. حسنیه کلکلی، معلم ۴۱ ساله اهل ایرانشهر به شدت مجروح و به بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان منتقل شد. وی پس از پنج روز جان خود را از دست داد. او زن سرپرست خانواده، معلم دبستانی در یک منطقه محروم و مادر چهار کودک بود.
سهشنبه ۱۰ تیر، ماموران قرارگاه منطقهای قدس جنوب شرق نیروی زمینی سپاه با پشتیبانی پهبادها، به روستای «گونیچ» در شهرستان خاش هجوم بردند و به روی زنان و کودکان آتش گشودند. حال وش که خبرهای سیستان و بلوچستان را رصد میکند، نوشته است «ساعت ۵ صبح، یگانهایی از اطلاعات سپاه و نیروی انتظامی با دهها خودروی نظامی ورودیها و خروجیهای روستا را محاصره کرده و بدون هشدار قبلی، به سمت خانههای مردم و بهویژه زنانی که در حال اعتراض بودند، تیراندازی کردند.»
بهانهی حمله، تعقیب پنج تن از اتباع خارجی بود که به ادعای سپاه به سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل «وابستگی مستقیم» دارند. اما حمله زمانی صورت گرفت که تنها زنان و کودکان در روستا بودند. در اثر این حمله وحشیانه یک زن بلوچ به نام «خانبیبی بامری» کشته شد و ١١ تن زخمی شدند. یکی از زنان مجروح به نام لالی بامری سه روز بعد در بیمارستان جان باخت و تعداد کشتهشدگان به دو تن رسید.
روز جمعه ۱۳ تیرماه، پس از آن که خبر مرگ لالی بامری منتشر شد، گروهی از زنان خشمگین بلوچ در حالی که شعار میدادند، در خیابانهای منتهی به فرمانداری شهرستان خاش راهپیمایی کردند و با تجمع مقابل فرمانداری خواستار مجازات عاملان یورش به روستای گونیچ شدند.
سپاه پاسداران منطقه جنوب شرق ١٠ تیر، در بیانیهای بیلان عملیات خود علیه مردم بلوچ را اعلام کرد. در بیانیه گفته شده بیش از ۵۰ تن که قصد «عملیات ایذائی و خرابکارانه در زیرساختهای اقتصادی و امنیتی استان را داشتهاند» در عملیات مشابه در جنوب سیستان و بلوچستان دستگیر شده و دو نفر دیگر کشته شدهاند.
این رسم همهی دولتهای سرمایهداری است که به هنگام درگیری در جنگ خارجی، با اعلام «شرایط ویژه کشور» کنترل بر شهروندان و اعمال فشار بر مخالفان را افزایش میدهند. حکومت اسلامی اما که در بحرانهای متعدد دست و پا میزند، و اکنون شکست مفتضحانه در جنگ نیز به آن افزوده شده، از بیزاری مردم نسبت به خود باخبر است انتقام شکست خود را از مردم میگیرد و میکوشد با دستگیری و اعدام سکوت را بر جامعه حاکم نماید. اما تشدید سرکوب در همین دوره کوتاه، واکنش مردم در همدان و بلوچستان را به دنبال داشته است. به تجمعات اعتراضی و شعار دادن علیه حکومت انجامیده است.
زنان بلوچ با تجمع مقابل فرمانداری خاش خواستار پاسخگویی مسئولا شدند و مراسم تشییع جنازه دو جوان قربانی در همدان به تظاهرات علیه حکومت بدل شد. مردم فریاد میزدند: میکشم، میکشم، آن که برادرم کشت.





نظرات شما