پس از ۱۲ روز جنگ میان دو دولت ارتجاعی جمهوری اسلامی و اسرائیل ونیز بمباران تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی توسط نیروی هوائی امپریالیسم آمریکا، در سه سایت نطنز، اصفهان، فردو، رئیسجمهوری آمریکا بامداد روز سهشنبه ۳ تیرماه اعلام کرد : جمهوری اسلامی و اسرائیل با برقراری آتشبس موافقت کردهاند و دربازه زمانی بین ۶ تا ۱۲ ساعت به مرحله اجرا درخواهد آمد.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی نخست انکار کرد و گفت: در زمان حاضر هیچ “توافقی” در مورد آتشبس یا توقف عملیات نظامی وجود ندارد. اما چیزی نگذشت که شورای عالی امنیت ملی رژیم و پزشکیان نیز با صدور بیانیههایی پذیرش آتشبس را اعلام کردند.
پزشکیان همچنین بعدازظهر همان روز در گفتوگوی تلفنی با شیخ محمد بن زاید رئیس دولت امارات ضمن اظهار امیدواری نسبت به تثبیت و استمرار آتشبس تأکید کرد: “جنگ هیچگاه ابزار مناسبی برای رسیدن به اهداف نبوده است و برندهای ندارد و جمهوری اسلامی ایران آماده حلوفصل مسائل در چارچوبهای بینالمللی و میز مذاکره است. از شما انتظار داریم در تعاملات خود با آمریکا به آنها تفهیم کنید که جمهوری اسلامی ایران صرفاً به دنبال حقوق مشروع خود است و خواستهای فراتر از آن ندارد، بههیچوجه دنبال سلاح هستهای نبوده و نیست و صرفاً به دنبال این است که با تعامل با همسایگان و دیگر کشورها آینده خوبی برای مردم خود، منطقه و دیگر کشورهای جهان رقم بزند.”
سه روز بعد هم نوبت به خامنهای رسید که باحالتی زار و نزار از مخفیگاه خود پیامی ویدیویی به مردم ایران فرستاد و بهرسم همیشگی خود از دروغ فتح الفتوحات خود سخن به میان آورد و شکستناپذیری و پیروزی خیالی جمهوری اسلامی را به ملت ایران تبریک گفت. وی ازجمله ادعا کرد رژیم صهیونیستی “در زیر ضربات جمهوری اسلامی تقریباً از پا درآمد و له شد.” و علاوه بر ایران، “جمهوری اسلامی سیلی سختی به گونهی آمریکا نواخت. ” اما سوای این یاوهسرائیها نهحرفی از آتشبس زد و نه از آمادگی جمهوری اسلامی برای مذاکراتی که ظاهراً قرار است بهزودی از سر گرفته شود.
اما چه شد که هر سه طرف نزاع در مدتی کوتاه بر سر آتشبس توافق کردند؟ درواقع این آتشبس قبل از هر چیز نیاز فوری ترامپ بود که پیش از شرکت در اجلاس ناتو بهعنوان برگ برندهای برای بزرگنمائی قدرت آمریکا به کنترل مسائل پیچیده جهانی به آن احتیاج داشت. در حقیقت هم به شکلی دستوری آن را به دو طرف اصلی نزاع که البته آنها نیز نیاز به آتشبس داشتند، دیکته کرد. ترامپ با بمباران تأسیسات هستهای نهفقط بخشی از خواست اصلی خود را که همانا تعطیل غنیسازی و برچیدن تأسیسات هستهای بود عملی کرد، بلکه با این اقدام میخواست جمهوری اسلامی را از موضع قدرت وادار کند به سر میز مذاکره برگردد و به خواستههای دولت آمریکا تمکین نماید. ضربات سنگینی که رژیم اسرائیل به جمهوری اسلامی زده بود برای تحقق هدف ترامپ کافی بود. جمهوری اسلامی برای پذیرش یک آتشبس آمادهشده بود و این آمادگی را از طریق واسطههای منطقهای ازجمله امیر قطر به اطلاع ترامپ رسانده بود. چنانچه ترامپ با اعلام آتشبس مکرر بر نقش امیر قطر در این آتشبس تأکید کرد. شرایط برای جمهوری اسلامی چنان سخت شده بود که راه دیگری جز آتش بس و اعلام آمادکی برای مذاکره با دولت آمریکا برای حلوفصل اختلافات را باقی نگذاشته بود. صمصامی یکی از نمایندگان مجلس ارتجاع اسلامی در گفتگو با خبر آنلاین در مورد پذیرش آتشبس گفت:” دلیل پذیرش آن تنها ضعفها و کمبودهای نظامی ما نسبت به دشمن نیست بلکه اقتصاد ما هم تاب و توان مقاومت در یک نبرد تعیین کننده را ندارد. این اقتصاد قد و قامت رفتن به نبردهای از این دست را ندارد.”
دولت اسرائیل هم که در عملیات نظامی دست بالا را داشت، برای تجدیدقوای نیروهای نظامی و تأمین نیازهای تسلیحاتی و احتمالاً کاستن از فشار اعتراضات مردمی که در هراس از موشکهای جمهوری اسلامی قرار داشتند، به یک چنین آتشبسی نیاز داشت. بنابراین، ترامپ تحت چنین شرایطی به هدف خود برای برپائی آتشبس رسیده بود.
این آتشبس برقرار شد، اما بدون اینکه نظر و مواضع یکسانی میان طرفهای درگیری وجود داشته باشد و دقیقاً معلوم نبود که جمهوری اسلامی و اسرائیل بهجز اهداف کوتاهمدت که به آن اشاره شد، چه هدفی را از این آتشبس تعقیب میکنند؟
با این اوصاف، باید دید سرنوشت این آتشبس چه خواهد بود و چه اتفاقاتی ممکن است در پی آن رخ دهد؟
آتشبس در حالی به مرحله اجرا درآمده است که هیچیک از طرفین به اهداف خود نرسیده و مسائل مورد اختلاف و نزاع همچنان حل نا شده باقیمانده است. رژیم اسرائیل با حمله نظامی به ایران لطمات نظامی سنگینی به جمهوری اسلامی وارد آورد. تعدادی از فرماندهان ردهبالای نظامی و مهمترین دانشمندان هستهای جمهوری اسلامی را کشت. مراکز متعدد نظامی و تسلیحاتی و هستهای را ویران کرد و خسارات بزرگی به بار آورد، با نشان دادن برتری نظامی خود، پیروزیهای پیشین خود را بر جمهوری اسلامی تقویت کرد. باوجوداین به اهداف اصلی خود بر سر نزاع هستهای، تسلیحات موشکی و حتی بقایای نیابتیهای جمهوری اسلامی دست نیافت. ناگفته نماند که تاکتیکهای نظامی و اهدافی را که اسرائیل موردحمله قرار میداد نشان میداد که هدف سرنگونی جمهوری اسلامی را نیز تعقیب میکرد. گویا تصورشان این بود که مردم ایران، ناراضی از رژیم جمهوری اسلامی به شورش روی میآورند و طرفداران ادعائی رضا پهلوی ابتکار عمل را به دست میگیرند، جمهوری اسلامی سرنگون میشود و عروسک دستنشانده به قدرت میرسد. اما نهفقط شورشی رخ نداد بلکه در عمل روشن شد که کاندیدای اسرائیلی کسب قدرت، حتی نتوانست ده تن از طرفداران خود را در گوشهای از ایران به خیابان بیاورد. درهرحال، جمهوری اسلامی ولو ضعیف شده با همان اهداف و نگرش نسبت به منطقه و اسرائیل باقی ماند. یعنی هنوز میخواهد اسرائیل را از خاورمیانه محو کند. هنوز تهمانده نیابتیهای آن باقیماندهاند . هنوز به تعطیل غنیسازی و برچیده شدن تأسیسات هستهای رضایت نداده است . هنوز موشکهایی را در اختیار دارد که میتواند با آنها اسرائیل را هدف قرار دهد و چنانچه دیدیم خساراتی به بار آورد. بنابراین، نزاع تا جایی که به این دو دولت برمیگردد با همان اختلافات پیشین بهجای خود باقی ماند.
اما یکطرف این نزاع نیز امپریالیسم آمریکاست که گرچه از خواستهها و اهداف رژیم اسرائیل در مبارزه علیه جمهوری حمایت میکند، اما همانند دیگر قدرتهای امپریالیست جهان، خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نبوده و نیست. این را ترامپ در مصاحبههای اخیرش نیز رسماً اعلام کرد و گفت: قصد تغییر نظام ایران را ندارم .من میخواهم همه چی هر چه سریعتر آروم شود. تغییر رژیم یعنی آشوب و ما نمیخوایم هرج و مرج شود. ایده آل ما این است که چنین چیزی نبینیم. حالا ببینیم چطور میشود. او نه تمایلی به وارد شدن در جنگ با جمهوری اسلامی را دارد و نه شرایط داخلی و بینالمللی امپریالیسم آمریکا چنین امکانی به او میدهد. ترامپ میخواهد از طریق مذاکره و دیپلماسی ، فشارهای اقتصادی و سیاسی و البته عملیات نظامی محدود چنانچه ضروری بود، سیاست خود را پیش ببرد، جمهوری اسلامی را به تسلیم وادارد و تابع سیاستهای خود کند. وی پس از بمباران تأسیسات هستهای اکنون مدعی است که این تأسیسات را بهکلی نابود کرده و خطر فعلاً رفع شده است.
گرچه بر سر نابودی فردو اختلافنظر است. اما بههرحال آسیب جدی به تأسیسات هستهای وارد آمده است. باوجوداین اختلافات ترامپ هم با جمهوری اسلامی هنوز حلنشده باقیمانده است. تحت چنین شرایطی ترامپ تمایل خود را به ادامه مذاکره بدون واسطه نشان داده گرچه این را نیز افزود عجلهای ندارم. همانگونه که پیشازاین گفته شد جمهوری اسلامی هم آمادگی خود را برای حل و فصل اختلافات با دولت آمریکا اعلام کرده است. این مذاکرات بهاحتمالزیاد برگزار خواهد شد و موضوعاتی که از جانب آمریکا در دستور کار قرار خواهد گرفت بهویژه دو مورد است. در وهله نخست حلوفصل مسئله هستهای است. آمریکا خواهان برچیده شدن کامل تأسیسات هستهای است. ترامپ مکرر تأکید کرده “ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت.”حتی تهدید کرده است که اگر جمهوری اسلامی قصد ترمیم تأسیسات بمبارانشده را داشته باشد، بار دیگر این تأسیسات را بمباران خواهد کرد. اما راههایی را هم برای توافق باز گذاشته است. گرچه جمهوری اسلامی میخواهد پسازآن همه هزینه برای تأسیسات هستهای ولو با کمترین درصد غنیسازی آن را حفظ کند، بعید است دولت آمریکا با آن موافقت کند، چراکه باید موضع متحد خود، اسرائیل را نیز در نظر گیرد . اما اکنون این احتمال هست که بتوانند به فرمولی دست یابند که هم نظر آمریکا و اسرائیل تأمین شود و هم جمهوری اسلامی از سر ناگزیری آن را بپذیرد. جمهوری اسلامی نهفقط در پی جنگ ۱۲ روزه در بدترین وضعیت ممکن بهپای میز مذاکره میرود، بلکه با خطر فعال شدن مکانیسم ماشه نیز روبهروست. بنابراین چارهای ندارد جز اینکه بر سر این مسئله کوتاه بیاید. در این میان، مجلس ارتجاع اسلامی هم طرحی را تصویب کرده است در مورد قطع موقتی رابطه با آژانس تحت عنوان”الزام دولت به تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی”. بر طبق این مصوبه مجلس “نصب دوربینهای نظارتی، بازرسیها و گزارش دهی به آژانس متوقف خواهد شد، مگر آنکه امنیت تأسیسات هستهای ایران تضمین شود.اطمینان از تحقق شروط مذکور پس از گزارش سازمان انرژی اتمی با تصویب شورای عالی امنیت ملی احراز خواهد شد.” این مصوبه با توجه به نامعلوم بودن سرنوشت ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی، از دو جهت حائز اهمیت است. هم میتواند ازنظر تاکتیکی برای امتیاز گیری در جریان مذاکرات مؤثر باشد و هم وسیلهای است که در شرایط حاد شدن اختلافات درونی جناحهای هیئت حاکمه در خدمت جناح رقیب مسلط در مجلس درخواهد آمد. احتمال تشدید اختلافات درونی هیئت حاکمه در جریان مذاکرات ازآنروست که چنانچه اختلاف هستهای به نحوی حل شود، نوبت به حل اختلاف بر سر موشکها خواهد رسید. پزشکیان همانگونه که رسماً اعلام کرده است، خواهان حلوفصل تمام اختلافات با دولت آمریکاست. جناحی که اکنون پزشکیان نمایندگی آن را بر عهده دارد، چنانچه بر سر پرونده هستهای به توافق برسد، احتمالاً آماده خواهد بود که بر سر کاهش برد موشکها نیز به توافق برسد. اگر این مسیر با مانع روبهرو نشود، اختلافات دیگر بهسادگی حل خواهد شد. اما نکته مهم این است که دقیقاً بر سر موشکهاست که هرگونه توافق با مخالفت نظامیان و جناح رقیب به رهبری خامنهای روبهرو خواهد شد و تمام توافقات را به خطر خواهد انداخت . در آن صورت بعید است آتشبس به حل اختلافات بیانجامد. در چنین حالتی فشارهای آمریکا افزایش خواهد یافت و درگیریهای میان جمهوری اسلامی و اسرائیل به شکلی فرسایشی و در اشکال مختلف ادامه خواهد یافت.





نظرات شما