جنگ بار دیگر سایهی شوم خود را بر سراسر ایران گسترانده است. کارگران و دیگر زحمتکشان ایران که تا پیش از این در فقر غوطهور بودند، امروز با جنگ ارتجاعی دو دولت فاشیستی ایران و اسرائیل در وضعیتی بسیار دشوار قرار گرفتهاند. جنگی که از روز یکشنبه اول تیر با بمباران مراکز هستهای جمهوری اسلامی توسط دولت آمریکا وارد فاز جدید و خطرناکتری شد. تاکنون (ده روز نخست جنگ) صدها غیرنظامی در شهرهای مختلف کشور بویژه تهران در اثر اصابت موشک و پهپادهای ارتش اسرائیل جان خود را از دست دادهاند.
امروز ایران غرق در خون و شیون است، غرق در وحشت و نگرانی، غرق در فقر و نداری، غرق در جنگی ارتجاعی و مردمان ستمدیدهای که نه هیچ نقشی در شکلگیری آن داشتند و نه نفعی در آن دارند. مردمان قهرمانی که جنبش بزرگ انقلابی “زن، زندگی، آزادی” را آفریدند که در تاریخ مبارزات مردم ایران همچون خورشیدی میدرخشد، ستمدیدگانی که قیام آبان ۹۸، جنبشهای اعتراضی خیابانی، کارگری و دانشجویی سال ۹۷ و بالاخره مبارزات شکوهمند دیماه ۹۶ را آفریدند. کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران، دانشجویان، دانشآموزان و دیگرانی که شجاعانه در تمام این سالها خیابانها، کارخانهها، مدارس، دانشگاهها و بیمارستانها عرصهی نبرد شکوهمندشان با رژیم ارتجاعی حاکم بوده و هست.
مردمی که کولهبار تجارب جنگ ارتجاعی هشت سالهی دولتهای ایران و عراق را بر دوش میکشند. جنگی با بیش از نیم میلیون قربانی، جنگی با ویرانیهای گسترده. جنگی که کودکان آن سالها که امروز دههی پنجم زندگی خود را میگذرانند از یاد نبردهاند،وحشت و ویرانی جنگ هشت ساله که در اعماق این جامعه ریشه دواند تا امروز به ما هشدار دهند که این جنگ، جنگ ما نیست. جنگ دو دولت فاشیستی است که سالها نه، دههها بر سر منافع و سیاستهای توسعه طلبانهشان انسانهای بیگناه را به مسلخ بردهاند.
براساس اخبار منتشره ۶ میلیون آواره از جنگ به استان مازندران رفته و میلیونها نفر دیگر به گیلان و گلستان پناه بردهاند. میلیونها نفر نیز در تهران، کرج و شهرهای اطراف باقی مانده و خود را به دست سرنوشت سپردهاند. جمهوری اسلامی که مدعی قدرت فرامنطقهای بود، تنها در عرض چند روز ضعف و ناتوانیاش در برابر ارتش اسرائیل هویدا گردید و آسمان را بدون هیچگونه مقاومتی در اختیار نیروی هوایی اسرائیل قرار داد. براستی چگونه جمهوری اسلامی آسمان کشور را در اختیار نیروی متخاصم قرار داده، اما مدام در رسانههای مزدورش از پیروزی و فتح سخن میگوید؟ حتا در سخنان دیپلمات خامنهای که عنوان وزیر خارجه را یدک میکشد، هیچگونه نشانی از عقبنشینی (حتا تاکتیکی) برای رسیدن به یک سازش دیده نشد، وقتی که در ژنو پس از مذاکره با طرفهای اروپایی، در گفتوگو با رسانه ها شرط مذاکره را پایان حمله دولت اسرائیل و مجازات متجاوز (بخوان اسرائیل) اعلام کرد. آنهم در حالی که همه دنیا از موقعیت برتر نیروی نظامی اسرائیل در این جنگ ارتجاعی خبر دارند.
نکته بسیار مهم دیگر این است که تمام مصائب امروز مردم ایران تنها به این برنمیگردد که رژیم بدون هیچ چشمانداز روشن و واقعی به جنگی که بازندهی آن است، ادامه میدهد؛ بلکه در داخل کشور و در رتق و فتق امور در زمان جنگ نیز جمهوری اسلامی یک بازندهی مطلق است. رژیم مردم ایران را بدون هرگونه خدماتی در این شرایط سخت رها کرده است. از وضعیت بنزین و نان گرفته تا دارو و درمان، همه چیز به معنای کامل کلمه افتضاح است. ساعتها باید به دنبال نان بود. ساعتها در صف بنزین ایستاد و اگر تازه موفق شدی ۱۰ تا ۱۵ لیتر به تو میرسد. از دارو و درمان که دیگر نگو بهویژه برای بیماران خاص. قیمتها هم که سر به فلک کشیدهاند، از روغن خوراکی که نایاب شده تا قیمت مرغ که به پرواز درآمده است. قطع برق و آب هم جای خود را دارد. صنایع رو به تعطیلی هستند و سرمایهداران کارگران را به بهانهی جنگ بدون دستمزد به خیابانها راندهاند.
مضحک آنکه به بهانهی استفادهی دشمن از اینترنت، اینترنت نیز قطع شده و در بهترین حالت تنها در مواقعی به صورت بسیار ضعیف در دسترس میباشد، حتا تماس با تلفن مستقیم نیز مشکل شده است. این در حالیست که اولاً براساس آخرین آمار ۱۰۰ هزار نفر که از امکانات مالی برخوردارند به اینترنت ماهوارهای استارلینک متصل هستند. اما میلیونها انسان که اتفاقاً در شرایط جنگی بیش از همیشه به اینترنت نیاز دارند و قدرت مالی استفاده از اینترنت ماهوارهای را ندارند، از این امکان ضروری محروم شدهاند که تنها یکی از نتایج آن (به دلیل بی اعتمادی برحق به رسانههای داخلی) خبردار نشدن از واقعیتهای جنگ و هشدارهای تخلیه و مانند آن میباشد تا بتوانند خود را از مناطق پُر خطر دور کنند.
این البته یک واقعیت را به ما یادآوری میکند و آن اینکه برای جمهوری اسلامی جان مردم هیچ ارزشی ندارد. جمهوری اسلامی در حالی که از ارائه خدمات مورد نیاز از امداد تا تهیه نان و غیره ناتوان است، در عوض اوباشان خود را در هر کوی و برزن مستقر کرده است، تا از شورش محرومان جلوگیری کند. هر روز صدها نفر را به اتهام جاسوسی برای دشمن بدون هیچگونه سند و مدرکی دستگیر میکند. حکومتی که در مراسم تبلیغاتی اربعین هر روز میلیونها وعدهی غذایی فراهم میکند و مجانی در اختیار شرکتکنندگان در این شوی تبلیغاتی قرار میدهد، امروز گله مزدوران خود را برای ایجاد جو وحشت بسیج کرده است.
این حال و وضع امروز مردم ایران است. از یک طرف وحشت و بیم ازحملات هوایی ارتشهای اسرائیل و آمریکا در شهر بیدفاع و از طرف دیگر گله وحشیان چماق بدست رژیم و دستگاه پلیس و قضایی و زندان آن. اینها ارمغان دولت اسلامی برای مردم قهرمان و مبارز ایران در این شرایط جنگی است.
این تنها نتیجه ده روز از آغاز جنگ است، جنگی که معلوم نیست تا کجا پیش خواهد رفت و چه میزان طول خواهد کشید. بدون تردید هر قدر که این جنگ ارتجاعی بیشتر طول بکشد، مصائب آن نیز برای تودههای ستمدیدهی ایران بیشتر خواهد بود. اگر امروز بیش از هر شهر دیگری تهران با موشک بمباران میشود، فردا شهرهای دیگر نیز با ویرانی تهران به همین سرنوشت دچار خواهند گردید. مشکلاتی همچون تهیه آذوقه، دارو و غیره نیز همپای ویرانیهای بیشتر بزرگتر میشوند.
نکته با اهمیت این روزها که میتوان همه جا آن را دید، حس همدردی عمومی در جامعه است. جنگ روحیه همدردی و فداکاری مردم ستمدیدهی جامعه را بار دیگر بیدار کرده است. بسیارانی شتابان به کمک آوارگان شتافتهاند، سفرهها و خانههایشان را به اشتراک گذاشته و نانها را به تساوی تقسیم میکنند. داوطلبانی که به مداوا و مراقبت سالمندان شتافته و پزشکان و پرستارانی که با دل و جان، بی مزد و منت بر بالین مجروحان و بیماران حاضر میشوند. این وجدان انسانی بسیار ارزشمند مردمانیست که در این سالها تجارب بزرگی را پشت سر گذاشتهاند، تجاربی که چراغ راه آینده هستند. امروز شاهد همان روحیه گذشت و فداکاری هستیم که در جریان جنبشهای بزرگ اعتراضی سالهای اخیر مشاهده کرده بودیم. مردمانی که در جریان جنبش “زن، زندگی، آزادی” قهرمانانه به یاری یکدیگر شتافتند و چه جانهای شیرینی که توسط این جلادان به خاطر یاری مجروحان گرفته شد. باید که این وجدان انسانی و بزرگ مردم ستمدیده را پاس داشت و تقویت کرد. جمهوری جنایتپیشه اسلامی در تمام این سالها سعی کرد این انسانهای شریف را از وجوه انسانیشان تهی کند، اما مردم ستمدیده و مبارز ایران نشان دادند که جمهوری اسلامی در این کار شکست خورده و امروز این مردم ستمدیدهی ایران هستند که دست در دست یکدیگر قرار داده و در این روزهای سخت در کنار هم قرار گرفتهاند.
باید این همدردی ارزشمند را در قالب کمیتههایی سازمان داد و حتا در صورت پایان جنگ آن را حفظ و تقویت کرد. در همه جا باید این کمیتههای ضد جنگ را که علیه سیاستها و اقدامات جنگی دو دولت مذهبی و فاشیست هستند سازمان داد. تاریخ انقلابها، جنگها و مقاومت تودهای در دوران جنگ، تجارب ارزشمندی از این نوع سازمانیابی را با خود به همراه دارد.
یک مورد در تاریخ ایران سال ۵۷ است که در برخی مناطق کمیتههای محلات تشکیل شد و توزیع نفت و یا امنیت محله را برعهده گرفتند. این کمیتهها از میان تودهها سر برون آورده و به نیاز این روزهایی جامعه پاسخ دهند. کمیتهها میتوانند به اتحاد تودهها یاری رسانند و به این ترتیب هم مصائب این جنگ را کمتر کنند، هم به یاری آسیبدیدگان و محرومان بشتابند. این کمیتهها همچنین میتوانند در شرایطی مناسب، زمانی که طبقه کارگر پرچم مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی را برافراشت در کنار کمیتههای کارخانه و دیگر تشکلهای تودهای موجود، امر سرنگونی جمهوری اسلامی را تسهیل کنند.
این جنگ جنگ تودهها نیست، این جنگ نتیجه و ادامه سیاستهای دو رژیم جنایتکار است، برای پایان دادن به این مصائب، برای پایان دادن به جنگ، برای صلح، کار، نان و آزادی باید این رژیم ستمگر را سرنگون و حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان را برپا ساخت.





نظرات شما