فریاد تشکل‌های مستقل: نه به جنگ، نه به جمهوری اسلامی

حمله‌ی نظامی رژیم نژادپرست اسرائیل در ٢٣ خرداد به ایران جنگ ارتجاعی را شعله‌ور کرد که تا کنون صدها کشته، و هزاران مجروح برجای گذاشته و سبب آوارگی میلیون‌ها تن بویژه ساکنان تهران در جستجوی نقطه‌ای امن شده است. رژیم جنایتکار اسلامی حاکم بر ایران که جز چوبه‌های دار و کشتار و ویرانی برای مردم ایران ثمری در بر نداشته، دستگیری مخالفان و اعدام زندانیان را گسترش داده تا با ارعاب و سرکوب چند صباحی بر عمر ننگین خود بیفزاید.

جنگ ارتجاعی در مدت کوتاهی که از آغاز آن می‌گذرد، صف‌بندی‌ها را روشن کرده است. در یک سو جیره‌خواران حکومت اسلامی و چپ‌های محور مقاومتی قرار دارند که با دستاویز آغاز جنگ توسط دولت اسرائیل، و با این توجیه که ایران در میانه مذاکره مورد حمله قرار گرفت، کشتار شهروندان غیرنظامی اسرائیل را موجه جلوه می‌دهند و برای توان موشکی سپاه پاسداران هورا می‌کشند. در سوی دیگر جناح راست و وابسته به امپریالیسم اپوزیسیون قرار دارد که سران ورشکسته و مفلوک آن، سال‌هاست در آرزوی حمله نظامی به ایران روی نیمکت ذخیره‌ها نشسته‌اند تا اسرائیل و آمریکا جمهوری اسلامی را سرنگون کنند و اینان را بر ویرانه‌های ایران در راس کار بگمارند. حمله‌ی تجاوزکارانه رژیم نژادپرست اسرائیل و کشتار مردم و ویرانی زیرساخت‌ها برای اینان چنان فرح‌بخش بود که بر روی جنازه کشته‌شدگان به رقص و پایکوبی پرداختند.

اما در میان هیاهوی دو جریان ارتجاعی جنگ‌طلب، صدای دیگری از اعماق جامعه برخاست که حاوی یک «نه» بزرگ به دو جریان ارتجاعی وابسته به قدرت و سرمایه بود؛ صدای تشکل‌های مستقلی که پژواک فریاد جنبش‌های آزادیخواهانه کارگران، زحمتکشان، روشنفکران و همه‌ی کسانی است که دل در گرو آزادی و عدالت اجتماعی دارند.

کانون نویسندگان ایران 

کانون نویسندگان ایران، در بیانیه‌ای به تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۴ حمله اسرائیل به ایران را محکوم کرد و نوشت مردم ایران که سال‌هاست تحت سرکوب و فقر و فساد و تبعیض سازمان‌یافته حکومت اسلامی تاب آورده‌اند اکنون زیر چکمه دشمن خارجی نیز قرار گرفته‌اند. کانون نویسندگان ایران درباره عواقبی که جنگ ارتجاعی می‌تواند در بر داشته باشد نوشت:

«جنگ رژیمی فاشیستی که بنایش بر اشغال و نسل‌کشی است با حکومتی که پایه‌های خود را بر ریختن خون مخالفان و آزادیخواهان بنا نهاده است، تنها جان و زندگی مردم را تباه نمی‌کند بلکه سال‌ها مبارزه برای تحقق آزادی و برابری را نیز متوقف می‌سازد و چه بسا به عقب می‌راند. اکنون بیم آن می‌رود که دستاوردهای جنبش آزادی‌خواهی ۱۴۰۱ که خود از پس خیزش‌های متعدد پیشین برآمده بود، در هنگامه‌ی این تجاوز محو شود و در زمین سوخته‌ی پس از آن ناسیونالیسم افراطی، راست افراطی و فاشیسم نو بروید. خاصه این که برای هر دو طرف، اسرائیل و جمهوری اسلامی، جنگ «نعمت» است و از آن ارتزاق می‌کنند. اسرائیل که به تأسی از رهبرانش می‌تواند هر جنبنده‌ای را هدف مشروع خود بداند، اکنون به مدد رسانه‌های جریان اصلی، موج عمومی شکل گرفته علیه نسل‌کشی در غزه را واپس می‌راند و جمهوری اسلامی نیز با تکیه بر ایده‌ی بنیانگذار خود، «بریزید خون‌ها را زندگی ما دوام می‌یابد»، دست‌به‌کار بسترسازی برای بازداشت و کشتار مخالفان خود شده است و گماشتگان‌اش در فضای مجازی وعده‌ی خلق «۶۷»ای دیگر را می‌دهند.»

کانون نویسندگان ایران به سکوت جهان در برابر تجاوز اسرائیل اتتقاد کرده و از نویسندگان آزادیخواه، روشنفکران و نهادهای همسو در ایران و جهان خواسته است که صدای مستقل مردم ایران را به جهانیان برسانند.

کانون صنفی معلمان تهران: در دفاع از صلح و مخالفت با جنگ‌افروزی

بیانیه کانون صنفی معلمان تهران به تاریخ ٢٦ خرداد، از تاثیر جنگ و ویرانی بر کودکان آغاز کرده و افزوده است «سکوت در برابر آن‌چه این روزها در ایران، می‌گذرد و این حجم از خشونت و نفرت برای ما امکان پذیر نیست.»

کانون صنفی معلمان تهران افزوده، این نهاد در برابر «هیچ قدرت نظامی، مذهبی یا سیاسی» سر فرود نمی‌آورد و نتیجه گرفته است: « آن‌چه حاکمان اسرائیل و تندروهای داخلی در حق مردم روا می‌دارند، جنایت است. و ما حق داریم به عنوان یک نهاد صنفی مستقل، هشدار دهیم که:

– هیچ کشوری با مشت گره کرده، صلح نمی‌سازد.

– هیچ ملتی از آوارگی، امنیت نمی‌آموزد.

– ما باور داریم که صدای ما معلمان باید صدای صلح باشد. و این صلح، نه به معنای سازش با ظلم، بلکه به معنای ایستادن کنار انسان‌ها به ویژه کودکان بی‌گناه است.»

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در محکومیت تجاوز نظامی و سیاست های جنگ افروزانه و تاکید بر صلح و دموکراسی

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در بیانیه‌ای به تاریخ ٢٨‌خرداد، تجاوز نظامی دولت اسرائیل به ایران را محکوم کرده و خواستار پاسخگویی عاملان آن در نهادهای بین‌المللی شده است. سپس به ریشه‌های بحران پرداخته و در اشاره به سیاست‌های ماجراجویانه حکومت اسلامی نوشته است:

«ما معلمان، که رسالتمان پرورش نسلی آگاه، صلح‌طلب و عدالت‌خواه است، نمی‌توانیم نسبت به ریشه‌های این بحران و سیاست‌های ماجراجویانه و تنش‌زای حاکمیت جمهوری اسلامی بی‌تفاوت باشیم. تصمیم‌گیری‌های غیرشفاف، عاری از عقلانیت و بدون مشارکت مردم، از جمله پیگیری برنامه‌هایی که به بهانه‌های مختلف به تنش‌های منطقه‌ای دامن زده‌اند، زندگی میلیون‌ها ایرانی، به‌ویژه فرودستان، را به ورطه فاجعه کشانده است. ما از هرگونه سیاست جنگ‌افروزانه، چه از سوی حاکمیت ایران و چه از سوی دیگر دولت‌های منطقه، برائت می‌جوییم و اعلام می‌کنیم که جنگ نه نعمت است و نه فرصت، بلکه نکبت و فلاکتی است که قربانیان اصلی آن مردم عادی، کودکان، زنان و غیر نظامیان هستند.»

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان خواستار توقف فوری جنگ شده و از «نهادهای مستقل بین‌المللی، تشکل‌های معلمان جهان و کنشگران صلح» خواسته است با فشار بر دولت‌های منطقه و قدرت‌های جهانی زمینه توقف جنگ را فراهم کنند.

این نهاد خواستار آن شده است که حکومت ایران منابع کشور را به جای هزینه کردن برای ماجراجویی‌های نظامی، صرف بهبود معیشت، آموزش باکیفیت و سلامت مردم کند. همچنین با مردم، و خانواده‌هایی که عزیزان خود را در جنگ از دست داده‌اند، ابراز همبستگی کرده است.

تشکل‌های مستقل کارگری در مخالفت با جنگ و سیاست‌های جنگ‌افروزانه

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، کارگران بازنشسته خوزستان، اتحاد بازنشستگان و کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در بیانیه‌ای به تاریخ ٢٧ خرداد، شرایط پدیدآمده از جنگ ارتجاعی در ایران را «بی‌ثبات و خطرناک» ارزیابی و تاکید کرده‌اند: «زحمت‌کشان ایران ــ کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان و دیگر مزدبگیران ــ هیچ نفعی از جنگ، گسترش فضای نظامی‌گری، بمباران کشور و سیاست‌های سلطه‌گرانه و استثمارگرانه نداشته و نخواهند داشت. طبقه‌ی کارگر ایران نه‌تنها هیچ نفعی از جنگ ندارد، بلکه این جنگ‌ها مستقیماً زندگی و امنیت او را هدف قرار داده‌اند. تداوم تحریم‌های اقتصادی، تخصیص بودجه‌های کلان به امور نظامی، و محدودسازی آزادی‌ها منجر به فقر گسترده تر، سرکوب وسیع تر، گرسنگی، مرگ و آوارگی میلیون‌ها نفر خواهد شد.»

تشکل‌های مستقل امضاء کننده بیانیه در ادامه بر خصلت اجتماعی و طبقاتی مبارزه کارگران تاکید کرده و افزوده‌اند: «مبارزه‌ی ما کارگران، مبارزه‌ای است اجتماعی و طبقاتی. این مبارزه با اتکا به نیروی خودمان، در تداوم جنبش‌های سال‌های اخیر از جمله برای «نان، کار، آزادی» و «زن، زندگی، آزادی» و در پیوند با حمایت بین‌المللی طبقه‌ی کارگر و نیروهای بشردوست و آزادیخواه و برابری طلب، به پیش خواهد رفت.»

سندیکای کارگران شرکت واحد و سایر تشکل‌های کارگری بیانیه را با شعار نه به جنگ-نه به سیاست‌های جنگ‌افروزانه، به پایان برده و خواستار آتش‌بس فوری شده‌اند.

بیانیه مشترک تشکل‌های کارگری و اجتماعی

«در مخالفت با جنگ و شرایط پرخطر و بحرانی کنونی» عنوان بیانیه‌ای است که با امضای انجمن برق و فلز کرمانشاه، چالش صنفی معلمان ایران، ندای زنان ایران و چند تشکل مستقل دیگر منتشر شده است. امضاء کنندگان بیانیه در اشاره به تبعات تاکنونی جنگ نوشته‌اند جامعه به شدت ملتهب و در خطر است. شرایط کنونی از موضوع فقر و بی تامینی فراتر رفته و به بحرانی تمام عیار تبدیل شده است.

در ادامه، ضمن مرزبندی با «دولت جنایتکار اسرائیل» نقش سیاست‌های جنگ‌طلبانه حکومت اسلامی بررسی و خواست پایان جنگ مطرح شده است. بیانیه تاکید کرده است: «ما مردم فقر نمی خواهیم، بی تامینی نمی خواهیم، اینهمه تبعیض و ستم و استثمار را نمی خواهیم. پاسخ ما به این اوضاع اسفبار و هولناک و راه حل ما برای نجات جان انسانها، ادامه پیروزمندانه انقلابمان است. ما مردم اجازه نخواهیم داد که به بهانه جنگ، مطالباتمان را سرکوب و مسیر پیشروی ما را سد کنند و  در سایه‌ی جنگ دستگیر ی ها و سرکوب ها را شدت دهند و با اتهاماتی نظیر “جاسوس اسرائیل” بساط کشتار و اعدام را گسترش دهند. وقت آن رسیده است در کنار هم،  دست به کار شویم و متحدانه با جنبش دفاع از زندگی و معیشت، دفاع از آزادی بیان، تشکل، اعتصاب، تجمع، اعتراض و آزادی همه زندانیان سیاسی، در مقابل جنگ افروزان و مرتجعان و تروریست‌ها بایستیم.»

نه به جنگ، نه به حکومتهای جنگ افروز، و زن، زندگی، آزادی شعارهای پایانی بیانیه هستند.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»: مردم خواهان جنگ نبوده و نیستند!

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» که یک سال و نیم پیش با اعتصاب غذای تعدادی از زندانیان زندان اوین در روزهای سه‌شنبه و با خواست لغو حکم اعدام در زندا‌های مختلف آغاز شد، سه‌شنبه ٢٧ خرداد برای هفتاد و سومین هفته متوالی در ٤٧ زندان برگزار شد. در بیانیه اعتصاب غذا به مناسبت آغاز جنگ ارتجاعی اسرائیل و ایران آمده است که جنگ از سوی دو رژیم جنگ‌طلب به مردم ایران تحمیل شده است. زندانیان جنگ را روی دیگر سکه اعدام دانسته و افزوده‌اند: «با وجود شرایط خاص و بحرانی ناشی از جنگ اما ماشین مرگ و کشتار لحظه‌ای توقف نمی‌کند و همچنان حکومت مستبد در حال اعدام شهروندان است ؛ بطوری که از آغاز خردادماه تاکنون دست‌کم ۱۲۶ تن را اعدام کرده و تنها در روز ۲۰ خرداد، ۱۲ تن از زندانیان به چوبه دار سپرده شده‌اند.»

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» نسبت به خطراتی که زندایان سیاسی را در شرایط جنگی تهدید می‌کند هشدار داده و افزوده است: «قابل توجه مردم و جوامع بین‌المللی در این روزهای خطیر ناشی از جنگ، که خطر مرگ، بسیاری از زندانیان سیاسی و اجتماعی را تهدید می‌کند مشابه آنچه که شب گذشته در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه رخ داد که هم هدف بمباران و هم مورد هجوم مرگبار گارد سرکوبگر زندان قرار گرفت ؛ حضور و همبستگی مردم بیش از همیشه اهمیت دارد. شما، مردم آگاه و آزاده، تنها تکیه‌گاه و صدای ما زندانیان هستید.

آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی، و لغو فوری تمام احکام اعدام باید به یک مطالبه عمومی تبدیل گردد چون جان زندانیان سیاسی و محکومان به اعدام در خطر جدی است و بیم آن می‌رود که حکومت چون گذشته برای تشدید سرکوب و ارعاب محکومان را به مسلخ ببرد.»

آنیشا اسدالهی، ناهید خداجو و نسرین خضر‌جوادی، سه زن زندانی سیاسی نیز با انتشار نامه مشترکی «جنگ ویرانگر دولت‌های سرمایه جهت اعمال سیاست‌های ضدانسانی و حفظ منافع و قدرت‌شان» را محکوم کرده و افزوده‌اند قربانیان اصلی این جنگ مردمی هستند که هیچ نقشی در ایجاد آن ندارند. سه زن زندانی سیاسی نوشته‌اند زندانیان سیاسی گروگان حکومتند و پشت درهای بسته زندان‌ها به اسارت درآمده‌اند. آن‌ها خواستار پایان جنگ شده و از مردم نیز خواسته‌اند به جنگ ارتجاعی اعتراض کنند.

ریحانه انصاری، سکینه پروانه، وریشه مرادی، و گلرخ ایرایی، چهار زندانی سیاسی زن نیز در نامه مشترکی از  زندان اوین ضمن مرزبندی با آمریکا و اسرائیل تاکید کرده‌اند «‏رهایی ما مردم ایران از دیکتاتوری حاکم بر کشور به همت مبارزه‌ی توده‌ها و با توسل به نیروهای اجتماعی میسر است. نه با دل بستن به قدرت‌های خارجی یا چشم امید داشتن به آنان. قدرت‌هایی که همواره با استثمار و استعمار، با جنگ‌افروزی و کشتار در پی کسب منافع بیشتر، ویرانی را نصیب کشورهای منطقه کرده‌اند برای ما ره‌آوردی جز ویرانی و استثمار نوین نخواهند داشت.»

علیه جنگ، در دفاع از زندگی

«علیه جنگ، در دفاع از زندگی» عنوان بیانیه‌ی «شبکه فمینیست‌ها برای ژینا» در ارتباط با جنگ است که در آن «حمله نظامی رژیم بنیادگرا و فاشیستی اسرائیل» به ایران محکوم شده و آمده است:

«جنگ زیرساخت‌های زندگی را نابود می‌کند و مبارزات مردمی برای عدالت، برابری و آزادی را دهه‌ها به عقب می‌راند». در ادامه به تجربه افغانستان، عراق و سوریه اشاره و نتیجه گرفته شده است که «سرنوشت ایران جنگ‌زده نیز جز تکرار همان ویرانی و رنجی که بر مردم این کشورها تحمیل شد، نخواهد بود.

شبکه فمینیست‌ها برای ژینا افزوده: «ما به عنوان یک گروه فمینیستی، در حالی که با دیکتاتوری و ارتجاع جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنیم، در برابر جنگ‌افروزی‌ و جنایات و نسل‌کشی رژیم‌های فاشیستی اسرائیل، آمریکا و متحدانشان نیز ساکت نمی‌مانیم. مبارزه ما علیه هر دو قطب سرکوب و سلطه است؛ چه داخلی، چه جهانی» و «آینده‌ای که ما متصور می‌شویم نه بر روی خرابه‌ها و اجساد کشته‌شدگان در جنگ نیروهای ارتجاعی، بلکه حاصل مبارزه عدالتخواهانه مردمی و بر پایه زن، زندگی، آزادی است.»

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۲۵ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.