درگیری نظامی میان دو ارتجاع جنگافروز، یعنی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی و دولت صهیونیستی اسرائیل، با ابعاد ژئوپلیتیکی گسترده، پیامدهایی عمیق و چندلایه برای منطقه خاورمیانه بهویژه کشورهای عربی در پی دارد. این منازعه، فراتر از تقابلی دوجانبه، بازتاب رقابت برای هژمونی منطقهای است که کشورهای دیگر را در موقعیتی حساس از نظر اقتصادی، امنیتی و سیاسی قرار داده است.
کشورهای منطقه اکنون در نقطهای ایستادهاند که ناگزیرند میان منافع امنیتی و اقتصادی، پاسخ به فشارهای داخلی و خارجی و روابط خود با قدرتهای منطقهای و فرا منطقهای بینالمللی نوعی توازن استراتژیک برقرار کنند. نگرانی اصلی این کشورها، تغییر در موازنه قوا به نفع اسرائیل یا ایران است که میتواند پیامدهای نامطلوبی برای ثبات داخلی و منطقهای داشته باشد.
پیامدهای اقتصادی: شکنندگی در نوسان
تأثیرات اقتصادی درگیری ایران و اسرائیل در کشورهای عربی، بسته به ساختار اقتصادشان متفاوت است. کشورهای نفتخیز مانند عربستان سعودی، امارات، قطر و کویت، به دلیل وابستگی به صادرات انرژی، نسبت به نوسانات بازار نفت و تهدیدهای امنیتی بر مسیرهای انتقال، بسیار آسیبپذیرند.
حملات موشکی، تهدید به بستن تنگه هرمز و اختلال و تخریب در زیرساختهای نفتی، امنیت انرژی منطقه را به خطر انداخته است. تنگه هرمز به عنوان گذرگاه حیاتی حدود ۲۰ درصد از نفت جهان، نقطهای کلیدی در این معادله است. هرگونه تهدید به بستن آن میتواند به انفجار قیمت نفت و رکود جهانی منجر شود. همچنین حملات حوثیها در دریای سرخ نیز باعث اختلال در حملونقل دریایی و افزایش هزینههای بیمه و حملونقل شده است.
بهدنبال تبادل آتش میان ایران و اسرائیل، بازارهای مالی خلیج فارس دچار ریزش شدند. شاخص بورس عربستان (Tadawul)، دوبی و بورسهای منطقهای شاهد افت شدید بودند. شرکتهای هواپیمایی، پتروشیمی و بانکی بیشترین ضرر را متحمل شدند. نرخ کرایه تانکرهای نفتی در مسیر خلیج فارس – آسیا افزایش یافته و هزینه بیمه دریایی نیز برای هر بشکه نفت تا ۸ دلار بالا رفته است.
کشورهای غیرنفتی عربی مانند مصر، لبنان و اردن، که به واردات انرژی وابستهاند، با افزایش قیمت نفت و کاهش دسترسی به انرژی مواجه شدهاند. این وضعیت منجر به رشد نارضایتی اجتماعی، افزایش بیکاری و تهدید ثبات داخلی خواهد شد. کاهش سرمایهگذاری خارجی، توقف پروژههای توسعهای و فشار بر بودجه عمومی، آینده اقتصادی این کشورها را با ابهام مواجه خواهد ساخت.
ترکیه نیز، به عنوان مسیر ترانزیتی مهم انرژی و کالا بین خاورمیانه و اروپا، در صورت ادامه بحران با افزایش هزینه واردات انرژی، کاهش رشد اقتصادی و فرار سرمایه مواجه خواهد شد.
پیامدهای امنیتی و سیاسی: رقابت در سایه تهدید
در بُعد امنیتی، کشورهای عربی با افزایش تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم مواجهاند. احتمال گسترش جنگ نیابتی، حملات موشکی به زیرساختها و افزایش فعالیت گروههای مسلح، دولتها را به افزایش بودجههای نظامی، تقویت سامانههای پدافندی و تشدید کنترلهای امنیتی سوق داده است. در عین حال، این کشورها باید با مخالفت افکار عمومی نسبت به هرگونه همسویی با اسرائیل، که در بسیاری از جوامع عربی هنوز به عنوان “دشمن سنتی” شناخته میشود، نیز مقابله کنند.
از منظر سیاسی، کشورهایی مانند امارات و بحرین که در چارچوب “پیمان ابراهیم” به اسرائیل نزدیک شدهاند، در وضعیتی دشوار قرار گرفتهاند. نزدیکی به اسرائیل ممکن است مزایای اقتصادی و امنیتی به دنبال داشته باشد، اما در صورت تشدید یا گسترش منازعه، این نزدیکی میتواند موجب اعتراضات داخلی و تضعیف مشروعیت دولتها شود.
قطر، عمان و کویت، رویکردی محتاطانهتر اتخاذ کرده و تلاش دارند روابط خود با هر دو طرف را حفظ کرده و نقش میانجی را ایفا کنند. اردن نیز با رویکردی بیطرفانه تلاش کرده از کشیده شدن به درگیری مستقیم بپرهیزد، اگرچه همزمان از تهدیدات ایران در خصوص حملات موشکی متأثر بوده است.
ترکیه، با انتقاد شدید از اسرائیل و حمایت دیپلماتیک از ایران، سعی دارد جایگاه خود را به عنوان بازیگر مستقل و مدافع حقوق مسلمانان تقویت کند. اما این موضعگیری میتواند روابط ترکیه با غرب و متحدان اسرائیل را تحت فشار قرار دهد و موجب تنشهای داخلی در حوزه سیاست و اقتصاد شود.
نیروهای نیابتی ایران و سناریوی گسترش درگیری
یکی از مهمترین پیامدهای بالقوه بحران کنونی، فعالسازی نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه است. در عراق، گروههایی مانند کتائب حزبالله و عصائب اهلالحق، هرچند تا کنون به طور مستقیم وارد درگیری نشدهاند، اما تهدید کردهاند در صورت ورود آمریکا به جنگ، منافع آن را در عراق هدف قرار خواهند داد.
در لبنان، حزبالله که با تلفات و ضربات سنگین مواجه شده، فعلاً موضعی محتاطانه اتخاذ کرده و از ورود مستقیم به جنگ اجتناب کرده است. با این حال، احتمال فعالسازی این گروه در صورت گسترش تنشها، همچنان یک تهدید جدی برای امنیت منطقه محسوب میشود.
در سوریه، بخشی از نیروهای تحت حمایت ایران در ارتش دولتی ادغام شدهاند، اما بسیاری از آنان همچنان بهصورت مستقل و مخفیانه به فعالیتهای نظامی ادامه میدهند. در یمن نیز، حوثیها تهدید به گسترش حملات خود به کشتیهای تجاری در دریای سرخ کردهاند.
افزایش تنش در منطقه ممکن است به حملات تروریستی در ترکیه منجر شود به ویژه اگر گروههای وابسته به ایران یا اسرائیل در خاک ترکیه فعال شوند و بیثباتی در مناطق مرزی امنیت داخلی ترکیه را به مخاطره میاندازد.
مواضع کشورهای منطقه
مواضع کشورهای منطقه در قبال درگیری ایران و اسرائیل، متنوع و تابعی از منافع ملی و موقعیت ژئوپلیتیک آنان است:
عربستان سعودی، موضعی دوگانه اتخاذ کرده است. از یک سو حملات اسرائیل را محکوم و خواستار خویشتنداری شده، از سوی دیگر از تشدید درگیری مستقیم پرهیز میکند. ریاض ضمن ایفای نقش دیپلماتیک، در عین حال آماده دفاع از منافع حیاتی خود است.
امارات و بحرین، با وجود روابط دیپلماتیک با اسرائیل، مواضعی محتاطانه اتخاذ کردهاند. در کنار حفظ روابط اقتصادی، از حمایت آشکار از اقدامات نظامی اسرائیل پرهیز میکنند.
قطر و عمان، نقش واسطه را ایفا میکنند و تلاش دارند تنش را از طریق گفتگو کاهش دهند. این کشورها به حفظ روابط با ایران تمایل دارند و در مذاکرات پنهان و آشکار با تهران فعال هستند.
مصر و اردن، نسبت به گسترش درگیری و تأثیرات آن بر مرزهای خود نگراناند. مصر خواهان حلوفصل دیپلماتیک بحران است و اردن نیز موضعی بیطرفانه و دفاعی اتخاذ کرده است.
در عراق و لبنان، دولتها تحت فشار نیروهای شبهنظامی نزدیک به ایران و همچنین جامعه جهانی برای حفظ ثبات قرار دارند. این وضعیت، سیاستورزی در این دو کشور را بسیار دشوار کرده است.
ترکیه در میان کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی و کشورهای منطقه یکی از حامیان مهم جمهوری اسلامی است. اردوغان، اسرائیل را به تلاش برای خرابکاری در مذاکرات هستهای متهم کرده است و حملات اسرائیل را “تروریسم دولتی” نامیده است. وی در “نشست وزاری خارجه سازمان همکاری اسلامی” خواهان توقف فوری خشونتها و آغاز مذاکرات شده است. همچنین اعلام کرده است تولید موشکهای خود را افزایش خواهد داد تا از “امنیت ملی” در برابر تهدیدات احتمالی حفاظت کند. اقدامی که میتواند به رقابت تسلیحاتی جدیدی در منطقه منجر شود. ترکیه میخواهد نقش کلیدی و تاثیرگذار خود در خاورمیانه را حفظ و تقویت کند. حمایت از ایران در برابر اسرائیل به ترکیه کمک میکند تا خود را به عنوان بازیگری مستقل و قدرتمند در منطقه نشان دهد و از نفوذ کشورهای رقیب مثل عربستان یا اسرائیل بکاهد.
جمعبندی: آیندهای در سایه بحران
درگیری نظامی ایران و اسرائیل بیش از آنکه صرفاً یک نزاع نظامی باشد، بازتاب عمیق بحرانهای ساختاری و تناقضات بنیادی در نظام سیاسی و اقتصادی منطقه است. کشورهای عربی، با وجود ادعای حفظ ثبات و امنیت، در واقع قربانیان بازیهای هژمونی قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای هستند که منافع خود را به بهای هزینههای اقتصادی و سیاسی مردم این کشورها دنبال میکنند. ترکیه نیز که با برخی کشورهای عربی (مثل عربستان، مصر و امارات) رقابت استراتژیک دارد، میکوشد با نزدیکی به ایران خود را در موقعیت تعادلی در مقابل این ائتلافها قرار دهد و قدرت چانهزنیاش را افزایش دهد.
این بحران نشان داد که تکیه صرف بر همکاریهای استراتژیک با قدرتهای غربی و اسرائیل، نه تنها امنیت واقعی و پایدار برای این کشورها به ارمغان نیاورده بلکه آنها را در موضع ضعف و وابستگی قرار داده است. فشارهای اقتصادی ناشی از نوسانات بازار نفت و افزایش هزینههای نظامی، وضعیت معیشتی اکثریت مردم را بیش از پیش شکننده کرده و راه را برای افزایش نارضایتیهای اجتماعی و بحرانهای سیاسی هموار میسازد. از سوی دیگر، سیاستهای دوگانه و رویکرد موقت و محافظهکارانه کشورهای عربی و جاهطلبیهای ناسیونالیستی – مذهبی ترکیه، نه تنها بحران را حل نمیکند، بلکه احتمالاً به تشدید بیثباتی و درگیریهای نیابتی دامن خواهد زد.
در چنین شرایطی، سیاستهای رسمی که بیش از هر چیز معطوف به حفظ ظواهر و منافع کوتاهمدت است، در راستای مطالبات واقعی مردم نیست. بیتردید ادامه جنگ، تنها به چرخهای از خشونت، فقر، نارضایتی اجتماعی و سرکوب خواهد انجامید؛ چرخهای که پیامدهای آن برای مردم منطقه بسیار سنگین خواهد بود.





نظرات شما