در شرایطی که رژیم استبدادی جمهوری اسلامی با تشدید سرکوب و کشتار بیرحمانه مردم ایران در تلاش است با ایجاد جو رعب و وحشت، مانع از شکلگیری امواج نوینی از مبارزات و جنبشهای اعتراضی علنی تودههای مردم ایران گردد، از نیمه نخست خردادماه، موج گستردهای از اعتراضات دانشآموزی، مناطق وسیعی از کشور را فراگرفت.
این اعتراضات که از استانهای لرستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد با تجمعات در مقابل ساختمانهای آموزشوپرورش و سردادن شعار آغاز گردید، تا ۱۲ خرداد به سراسر ایران گسترش یافت و به بسیاری از دیگر استانها ازجمله خراسان جنوبی، خراسان شمالی، همدان، تهران ، اصفهان و یزد … بسط یافت و به یک جنبش سراسری تبدیل گردید.
در این اعتراضات، دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم، گاه همراه با خانوادههای خود حضور یافتند. آنها به اجرای مصوبه “شورای عالی انقلاب فرهنگی”رژیم در مورد تأثیر سوابق تحصیلی در کنکور، در شرایطی که آموزشهای غیرحضوری چند ماه گذشته باکیفیتی نازل و قطعیهای مکرر اینترنت ارائهشده بود و جنگ ، امکان مطالعه و آمادگی دانشآموزان را با اختلال مواجه کرده بود، معترض بودند.
خواست دانش آموزان این است که برای کنکور امسال، تأثیر سوابق تحصیلی بهصورت مثبت محاسبه شود و تأثیر قطعی نداشته باشد.
خبرگزاری ایسنا در گزارش خود از تجمع دانشآموزان در تهران، معترضان را به دو گروه تقسیم کرد.
دسته اول به شرایط جنگ و آموزشهای مجازی مدارس اشاره داشتند که درس خواندن را برایشان سخت کرده و خواهان جایگزینی تأثیر «مثبت» سوابق تحصیلی این پایه بهجای تأثیر «قطعی» در سال جاری بودند. آنها خواستار بازنگری در نحوه تأثیر سوابق تحصیلی در کنکور شدند. به گفته دانشآموزان، شرایط ناشی از جنگ و بلاتکلیفی در زمان برگزاری آزمونها، امکان برنامهریزی و آمادگی مناسب برای امتحانات نهایی و کنکور را از آنها گرفته است.
دسته دوم نیز دانش آموزان فارغالتحصیلی هستند که پایه یازدهم را ایجاد سابقه نکردهاند و میگویند در اوضاع جنگی نتوانستهاند درس بخوانند. لذا خواهان معافیت خود از ایجاد این سابقه برای امسال هستند.
در جریان این تجمعها، دانشآموزان شعارهایی ازجمله: “دانشآموز بیداره، از تبعیض بیزاره”، “دانشآموز میمیرد، ذلت نمیپذیرد”، “دانشآموز داد بزن، حقت رو فریاد بزن”، “تا حق خود نگیریم، از پا نمینشینیم”، سردادند.
در تهران روز ۱۲ خرداد دانشآموزان مقابل وزارت آموزشوپرورش و” شورای عالی انقلاب فرهنگی ” تجمع کردند و شعار سر دادند، اما همچون برخی شهرهای دیگر با نیروی سرکوب پلیس مواجه شدند. وزارت آموزشوپرورش پاسخ دانشآموزان را به “شورای عالی انقلاب فرهنگی” احاله داد و یک عضو “شورای عالی انقلاب فرهنگی” نیز، به خبرگزاری مهر گفت تغییری در مصوبه تأثیر سوابق تحصیلی ایجاد نخواهد شد. اما مبارزات دانشآموزان متوقف نشد. روز شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، دانشآموزان در شهرهای مختلف کشور از جمله تهران، شیراز، مشهد، همدان، کرمانشاه و استان مرکزی در اعتراضی گسترده مقابل ساختمانهای اداره کل آموزش و پرورش و در تهران مقابل ساختمان “وزارت آموزشوپرورش” و ” شورای عالی انقلاب فرهنگی ” تجمعهای اعتراضی برپا کردند. شعارهای”مسئول بی لیاقت! استعفا!”، ” نترسید، نترسید ما همه با هم هستیم” ، به شعارهای پیشین افزوده شد. دانشآموزان اعلام کردهاند تا رسیدن به خواست های خود مبارزه را ادامه خواهند داد.
اعتراضات دانشآموزان در شرایط سیاسی کنونی جامعه ایران حائز اهمیت جدی است. برای نخستین بار است که دانشآموزان برای تحقق مطالبات ویژه خود از طریق تجمعات و راهپیماییها به یک اعتراض سراسری، روی آوردهاند. دانشآموزان در مبارزات تودهای مردم ایران در چند سال اخیر علیه جمهوری اسلامی، بهویژه در جنبش زن، زندگی، آزادی، همواره حضور چشمگیری داشتهاند، اما این حضور، تابعی از این جنبشها و مطالبات آنها بوده است. اکنون اما برای تحقق مطالبات ویژه تحصیلی خود، به یک مبارزه سراسری روی آورده و مستثنا از اینکه در این مبارزه، مطالبات آنها تحقق یابد یا نه، تبدیل به سنتی در مبارزات آتی دانشآموزان خواهد شد. مهمتر اینکه دانشآموزانی که با شعار “دانشآموز داد بزن، حقت رو فریاد بزن”، به خیابان آمده و پلیس رودرروی آنها قرارگرفته است، دیگر دانشآموزان یک ماه قبل از آن نیستند، بلکه از هماکنون به دانشآموزان مخالف جمهوری اسلامی تبدیلشدهاند. این مبارزات از جهتی دیگر نیز حائز اهمیتاند. معنای سیاسی معینی دارند و روحیه مبارزاتی مردم ایران را در شرایط سیاسی کنونی جامعه ایران بازتاب میدهند.
اعتراضات سراسری دانشآموزان در شرایطی برپاشده است که جمهوری اسلامی با قتلعام مردم ایران در دیماه ، استفاده از جنگ برای سرکوب هرگونه اعتراض تودهای به بهانه همکاری با دشمن ، دستگیریهای گسترده، اتهامات جعلی و اعدامهای روزمره، تلاش کرده است با ایجاد جو رعب و وحشت و تشدید دیکتاتوری عریان و عنانگسیخته، روحیه انقلابی مردم را درهم شکند ، بر سر راه مبارزات مانع ایجاد نماید و بدین طریق با سرنیزه به حکومت ننگین خود ادامه دهد. اعتراضات دانشآموزان اما انعکاسی از این واقعیت است که تلاشهای ارتجاعی و سرکوبگرانه رژیم به شکست انجامیده است . نهتنها روحیه انقلابی مردم در هم نشکسته و دچار یاس و ترس نشده، بلکه همچنان مصمم به ادامه مبارزه تا سرنگونی رژیم و رسیدن به اهداف و مطالبات خود هستند. البته همین واقعیت را میتوان در سطحی دیگر در مبارزات اخیر گروههایی از کارگران و بازنشستگان نیز دید که بهرغم تهدیدات رژیم بار دیگر به مبارزات علنی روی آورده و آن را ادامه میدهند.
این واقعیات نشان میدهد که حتی وحشیانهترین شیوههای سرکوب و آدمکشی رژیم قادر نبوده و نیست جامعهای را که برای غلبه بر بحرانها نیاز به تغییر و دگرگونی دارد در اسارت خود نگه دارد.
اکنون حدود یک دهه است که جامعه ایران درگیر یک بحران سیاسی ژرف و مبارزهای حاد میان تودههای مردم ایران با رژیم ستمگر جمهوری اسلامی است. مردم ایران با مبارزات سیاسی تعرضی خود در اشکال متعدد، تظاهرات،اعتصابات، تجمعها و حتی شورشها و قیام ، نشان دادهاند که دیگر نمیخواهند نظم ستمگرانه و ضد انسانی موجود را تحمل کنند و خواستار برافتادن آن هستند. رژیم ارتجاعی و سرکوبگر حاکم نیز گرچه هر بار با توسل به خونینترین روشهای سرکوب به مقابله با این مبارزات برخاسته، اما هرگز نتوانسته اوضاع را تحت کنترل درآورد، بر تضادها و بحرانهای علاج ناپذیر نظم موجود غلبه کند و مانع از اعتلای مجدد مبارزات تودههای مردم ایران گردد. ازاینروست که در پی هر سرکوب جنبش، جنبشی رادیکالتر و گستردهتر سر برآورده است.
مادام که جمهوری اسلامی سرنگون نشده، توقفی در این مبارزات نیست و طبقه حاکم روی آرامش به خود نخواهد دید. این واقعیت را تمام تجارب مبارزات تودهای بهویژه یک دهه اخیر بهوضوح نشان داده است.
اکنون بحرانهای متعدد جامعه ایران بیش از هر زمان دیگر گستردهتر و ژرفتر شدهاند. با ازهمگسیختگی کامل اقتصاد در پی جنگ ارتجاعی، وضعیت مادی و معیشتی اکثریت بزرگ جامعه ایران به نحو بیسابقهای وخیمتر شده است. تودههای کارگر و زحمتکش زیر فشار تورم افسارگسیخته با فقری بیسابقه مواجهاند. درنتیجه رشد تضادها، هرلحظه احتمال وقوع انفجارهای سیاسی بزرگ جدید وجود دارد. بنابراین، بهرغم تمام تلاشهای ارتجاعی طبقه حاکم ، کلیت شرایط موجود جامعه نشان میدهد که امواج گستردهتری از جنبشهای تودهای در پیش است. بدون یک تغییر که پیششرط آن برافتادن جمهوری اسلامی است ، مردم ایران نمیتوانند از عواقب وخیم بحرانهای کنونی که فشار تمام بار آن بر دوش تودههای زحمتکش جامعه قرارگرفته، رهایی یابند. ادامه حیات جمهوری اسلامی فقط میتواند سیر قهقرائی جامعه را افزایش دهد. راه رهایی کارگران و زحمتکشان و تمام مردم ستمدیده از فجایعی که طبقه ارتجاعی حاکم بر ایران آفریده است، تلاش سازمانیافته، برای سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار حکومتی شورائی است که مردم ایران را بر سرنوشت خود حاکم خواهد ساخت.





نظرات شما