روزهای پایانی ماه سپتامبر – اوایل مهر – اعتراضات زنجیرهای، گسترده و تودهای در کشورهای کنیا، پرو، ماداگاسکار و مراکش به فریاد اعتراضی نسلی تبدیل شد که با فقر، بیکاری، تبعیض و نابرابری دست و پنجه نرم میکند و از بدو تولد تاکنون تبعات و تأثیرات سیاستهای نئولیبرالی را در زندگی روزمرهی خود با پوست و گوشت لمس کرده و چشماندازی برای بهبود شرایط زندگی خود ندارد. نقطهی مشترک این اعتراضات مشارکت نسلی است که با داشتن مهارتهای دیجیتال و استفاده از ابزارها و روشهای سازماندهی از طریق شبکههای اجتماعی، هماهنگیهای لازم برای برگزاری راهپیماییها و اعتراضات خیابانی و نیز هماهنگیهای بینالمللی را انجام داده بود.
در کنیا، اعتراضات تودهای با مشارکت فعال جوانان و متولدین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ که به نسل «زد» معروفاند، علیه خشونت پلیس آغاز شد و توانست ظرف مدت کوتاهی دهها هزار تن را به خیابانهای نایروبی، پایتخت این کشور، بکشاند. این اعتراضات در اولین سالگرد خیزشی صورت گرفت که در سال ۲۰۲۴ علیه افزایش مالیات بهراه افتاده بود و طی آن یک دستفروش بهدست پلیس کشته شد و اعتراضات گستردهتری را بهدنبال داشت. اعتراضاتی که توسط نیروهای سرکوب به خاک و خون کشیده شد و به کشته شدن حداقل ۶۰ تن از معترضان و ناپدید شدن دهها تن دیگر انجامید. یک سال پس از آن واقعه، جوانان کنیایی با فراخوان در شبکههای اجتماعی به خیابانها آمدند و علیه فقر، بیکاری و خشونت پلیس به اعتراض برخاستند و شعار میدادند: «دیگر کافی است، ما خواهان تغییریم، خونریزی و خشونت کافی است.» طبق آمارهای سازمان ملل، ۷۰ درصد جمعیت ساکن صحرای جنوب آفریقا – شامل ۴۸ کشور و جمعیتی بالغ بر یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفر – زیر ۳۰ سال هستند و در کنیا، یکی از کشورهای واقع در این منطقه، ۶۷ درصد جوانان بیکارند. این در حالی است که سران این کشورها وام و اعتبارات دریافتی کلان از مؤسسات مالی سرمایهداری را صرف زندگیهای لوکس و افسانهای مشتی آریستوکرات میکنند و بار سنگین این وامها را بر دوش میلیونها تن از زحمتکشان این کشورها میگذارند و میلیونها تن را در چنبرهی فقر، فلاکت، جنگ و خشونت قرار میدهند.
اعتراضات کنیا و نقش نسل جوانان در اشاعه و تبلیغ اعتراضات در شبکههای اجتماعی، اعتراضات وسیع دیگری را در پرو کلید زد که جوانان در آن مشارکت فعال داشتند. این اعتراضات بدنبال تصویب لایحهای بهراه افتاد که به موجب آن جوانان موظف به پرداخت سهم بازنشستگی به صندوقهای خصوصی بازنشستگی میشدند. این در حالی است که جوانان و فارغالتحصیلان دانشگاهی با بیکاری گسترده روبهرو هستند و جوانان شاغل نیز با قراردادهای موقت و کوتاهمدت استخدام شدهاند. در اعتراض به این لایحه و شرایط شغلی موجود، اعتراضات و تظاهرات گستردهای در مقابل پارلمان این کشور آغاز شد و در خیابانها و میادین شهر ادامه یافت. تظاهرکنندگان با شعارهایی علیه فساد، رشوهخواری و بیکاری در این صفوف شرکت کرده بودند. با گسترش تظاهرات و کشانده شدن آن به نقاط شلوغ و کلیدی شهر، نیروهای پلیس و سرکوب به میدان آمده و به ضرب و شتم تظاهرکنندگان پرداختند. تظاهراتی که عمدتاً با دانشجویان، جوانان و فارغالتحصیلان بیکار شروع شد، با حمایت گستردهی کارگران ادامه یافت. در این اعتراضات رانندگان اتوبوس و تاکسی نیز که در چنگال باندهای مافیایی اسیرند و مجبور به پرداخت باج به آنها هستند، با شعار «دولت حامی باجگیران است» به صفوف معترضان پیوستند.
موج خیزش اخیر به ماداگاسکار نیز رسید، جزیرهای با جمعیتی بالغ بر ۳۱ میلیون نفر، واقع در ساحل شرقی آفریقا و مستعمرهی پیشین فرانسه. اعتراضات در این کشور نیز حلقهای از اعتراضات زنجیرهای بود که از طریق شبکههای اجتماعی سازماندهی و هماهنگ شدند. نقش نسل «زد» در تبلیغات آنلاین و فراخوانها در اعتراضات ماداگاسکار که با نوعی حمایت و همبستگی جهانی نیز همراه بود، بهوضوح مشهود است. تودههای معترض در ماداگاسکار در اعتراض به قطع مکرر و طولانی آب و برق به خیابانها آمدند و خواهان برکناری رئیسجمهور و کابینهی وی شدند. اعتراضات نهتنها در پایتخت بلکه در چندین شهر دیگر این کشور نیز بهراه افتاد. باوجود مداخلهی پلیس و سرکوب و ضربوشتم معترضان و کشته شدن حداقل ۲۲ تن از آنان، اعتراضات ادامه یافت. تظاهرکنندگان پس از راهپیمایی در خیابانها و میادین شهر به سمت جادهها و اتوبانها رفته و مسیرهای منتهی به شهرها را با تایر ماشین و سنگ مسدود کردند. از جمله شعارهای تظاهرکنندگان: «عدالت برای ماداگاسکار» و «ما میخواهیم زندگی کنیم نه اینکه فقط زنده باشیم» بود. بانک جهانی در گزارش اخیر خود نسبت به وضعیت اقتصادی بحرانی و فقر فزاینده در ماداگاسکار هشدار داده است. مشکل کمبود و نبود تأسیسات لازم برای آب و برق یکی از معضلات این کشور و میراث سیستم استعمار فرانسه است، کشوری که زمانی بهعنوان استعمارگر ذخایر ماداگاسکار را به غارت برد و امروز در قالب سرمایهگذار و از طریق راهاندازی تأسیسات آب و برق توسط قشر فاسد و رشوهخوار دولتی، سودهای کلان به جیب میزند.
جرقهی اعتراضات در مراکش، مرگ ۷ زن باردار در شهر «آگادیر» – در ۴۰ کیلومتری رباط – بود که در اثر نبود امکانات لازم درمانی و بهداشتی هنگام زایمان و عمل سزارین جان باخته بودند. این امر موجی از خشم و انزجار مردم را در پی داشت. تظاهرات از این شهر آغاز شد و بهسرعت به سایر شهرها از جمله رباط و مراکش سرایت کرد. در همهی شهرها معترضان در مقابل بیمارستانها تجمع کرده و سپس در خیابانها و میادین اصلی راهپیمایی کردند و طی مسیر جمعیت بیشتری با آنها همراه میشد.
تظاهرکنندگان شعار میدادند: «بهجای استادیوم، بیمارستان بسازید!» این شعار اشاره به ریختوپاشهای دولت مراکش برای میزبانی مسابقات جام ملتهای آفریقا در سال ۲۰۲۵ و جام جهانی در سال ۲۰۳۰ دارد. تاکنون میلیاردها دلار صرف احداث دو استادیوم ورزشی جدید و مرمت ۶ استادیوم موجود شده، در حالیکه ابتداییترین امکانات از تودههای زحمتکش مردم سلب شده است. بیمارستانها و مراکز درمانی فرسوده و فاقد امکانات مورد نیازند. بیمارستانی که در شهر آگادیر موجب مرگ ۷ زن باردار شد، از سال ۱۹۶۲ به علت فقدان استانداردهای درمانی، با اینکه در لیست بیمارستانهای از رده خارج قرار دارد، اما همچنان به کار ادامه داده است. کمبود کادر و پرسنل پزشکی و مهاجرت یکسوم از پزشکان این کشور، بحران درمان در مراکش را دامن زده است. طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، در حالیکه بنا بر استانداردهای جهانی به ازای هر ۱۰ هزار نفر، ۲۵ پزشک مورد نیاز است، در مراکش به ازای هر ۱۰ هزار نفر تنها ۷ پزشک وجود دارد. با وجود این، نخستوزیر میلیارد مراکش اخیراً در مصاحبهای از وضعیت بیمارستانهای این کشور ابراز رضایت کرده و آن را موجب «افتخار» کابینهی خود دانسته بود، امری که خشم و نارضایتی بیشتری را به دنبال داشت. در اعتراضات مراکش نیز نقش و مشارکت نسل جوانی که با نبود فرصتهای شغلی دستبهگریبان است، برجسته بود. سازمانها و گروههای متعددی در بیانیههای خود فراخوان این اعتراضات را از طریق شبکههای اجتماعی منتشر کردند که از جمله میتوان به «صدای جوانان مراکش» و گروه موسوم به «نسل زد ۲۱۲» اشاره کرد. جوانان ۲۵ تا ۳۰ سالهی مراکشی بزرگترین بخش جمعیت این کشور را تشکیل میدهند. بیکاری در مراکش طبق آمار رسمی – که قطعاً با آمار واقعی متفاوت است – ۱۳ درصد است، اما در میان جوانان ۳۶ درصد. ۱۹ درصد از فارغالتحصیلان دانشگاهی نیز پس از پایان تحصیلات خود هنوز موفق به یافتن شغلی نشده و در زمرهی بیکاران قرار دارند، نسلی که تبعات و تأثیرات اعمال سیاستهای نئولیبرالی طی دهههای گذشته را با پوست و گوشت خود لمس کرده و چارهای ندارد جز بپا خاستن علیه نظم موجود و ارگانهای و نهادهای حامی و وابسته به نظام سرمایه داری! این تظاهراتهای بی سابقه گرچه به کشته شدن تنی چند از تظاهر کنندگان انجامید اما همچنان ادامه یافت.
اما خیزش جهانی و زنجیرهای اخیر تنها محدود به اعتراضات علیه تبعیض، فقر و بیکاری در جهان سرمایه داری نبود، بلکه به موازات آن، اعتراضات و اعتصابات عمومی شکوهمندی در کشورهای مختلف علیه جنبه دیگری از سیاست های نظام سرمایه داری یعنی میلیتاریسم، جنگافروزی و کشتار مردم بیدفاع غزه نیز بهراه افتاد. هفتههایی که گذشت، توده های مردم در اقصی نقاط جهان علیه مصائب عدیدهی نظام سرمایهداری به خیابانها آمدند. درشهر آمستردام هلند، روز یکشنبه ۱۳ مهر حدود ۲۵۰ هزار نفر در حمایت از فلسطین و مردم غزه و علیه سیاستهای کابینه راست این کشور دست به تظاهرات زدند. اعتصاب عمومی در ایتالیا علیه کشتار در غزه که به فراخوان اتحادیه ها و تشکل های کارگری همراه بود، یکی از نمونه های شکوهمند رزم و مبارزه جهانی بود که بخوبی روحیه همبستگی جهانیان بویژه کارگران در این مبارزات را به نمایش می گذارد: «ما کارگران اجازه نمی دهیم انسانیت نابود شود».





نظرات شما