جمهوری اسلامی در ارتباط با پرونده هسته ای و دیگر موضوعات مورد اختلاف خود با آمریکا و اتحادیه اروپا در بد مخمصه ای گیر کرده است. مخمصه ای که برای خروج از آن نه راه پیش دارد و نه راه پس. نه اراده ای برای تسلیم شدن به خواست های آمریکا و تروئیکای اروپا دارد و نه تصمیمی واحد برای ورود به جنگ با دشمن. اگرچه خامنه ای در جدیدترین موضع گیری خود تداوم وضعیت «نه جنگ نه صلح» را به ضرر کشور خواند، اما به نظر نمی رسد رهایی از تنگنایی که خود و نظام در آن دست و پا می زند در فرایند ساده از طریق مذاکره و یا تسلیم در مقابل خواست های آمریکا ممکن باشد.
پوشیده نیست تداوم این وضعیت به خصوص با فعال شدن مکانیزم ماشه توسط تروئیکای اروپا شرایط را برای جمهوری اسلامی از آنچه تا کنون بوده باز هم وخیم تر کرده است.
خرابی اوضاع و مخمصه ای را که جمهوری اسلامی در آن غوطه ور است، به روشنی می توان هم در آخرین سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی و هم در دوگانگی رفتار عباس عراقچی در پیش و بعد از توافقنامه مصر با رافائل گروسی دید. خامنه ای روز یکشنبه ۱۶ شهریور در دیدار با پزشکیان و اعضای کابینه او گفت: «در حل مشکلات نباید منتظر تحولات بیرونی بود؛ البته هرکس وظیفه ای در این زمینه دارد انجام می دهد، اما باید با انگیزه و همت و امید و روحیۀ کار و تلاش، بر حالت نه جنگ نه صلح که دشمن در صدد تحمیل آن است، غلبه کرد؛ چرا که این حالت برای کشور ضرر و خطر دارد.»
خامنه ای که تا پیش از این بارها گفته بود «نه جنگ می شود و نه مذاکره می کنیم»، در سخنرانی اخیر خود برای اولین بار نه فقط به صراحت از خطرات «نه جنگ و نه صلح» حرف زد، بلکه فراتر از آن، ادامه این وضعیت را نیز خواست «دشمن» خواند.
اما جان کلام رهبر جمهوری اسلامی را باید در فرازی دیگر از سخنان او دید و شنید. خامنه ای که مدت ها بود کمترین سخنی از مردم و معیشت و تنگناهای زندگی آنان بر زبان نمی آورد، اینبار، انگار که از خواب زمستانی بیدار شده باشد، ناگهان بیاد معیشت مردم افتاد و خطاب به پزشکیان گفت: «در باب معیشت مردم به گونه ای عمل کنید که مردم بتوانند حدود ده قلم کالای اساسی را بدون دغدغۀ افزایش قیمت تهیه کنند؛ نه اینکه قیمت ها امروز و فردا دو برابر شود.»
این بخش از سخنان خامنه ای را باید نه در دلسوزی او نسبت به وضعیت بد معیشت مردم، بلکه دعوت به تهیه خواروبار و کالاهای اساسی در راستای آماده سازی کشور برای ورود به یک جنگ دید و تعبیر کرد. چرا که تنها در زمان جنگ و به هنگام آماده سازی کشور برای ورود به جنگ است، که رهبران آن کشور مسئولان اجرایی را برای تأمین و ذخیره سازی حداقل اقلام مورد نیاز مردم ترغیب می کنند. موضوعی که کارگران و توده های مردم ایران با توجه به سیاست های جنگ طلبانه خامنه ای باید آن را جدی بگیرند و از هم اکنون به فکر جمع آوری و ذخیره سازی مواد حیاتی و مورد نیاز خود باشند.
خامنه ای اما به رغم آگاهی از زیان بار بودن وضعیت نه جنگ و نه صلح برای کشور، خوب می داند برای ورود به یک چنین جنگی که خود و نظام را برای آن آماده می سازد، مقدماتی لازم است. چنین جنگی تجهیزات می خواهد، تقویت قوای نظامی را طلب می کند، نیازمند زمان است. به حداقل زمانی نیاز دارد تا بنا به مقتضیاتی که در سر دارد، بتواند خود و جمهوری اسلامی را برای ورود به یک چنین جنگی آماده کند. لذا، آنچه را که روز سه شنبه ۱۸ شهریور میان رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی و عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، تحت عنوان «توافقنامه» مصر برای بازرسی از سایت های جمهوری اسلامی امضا شد، باید اقدامی نه برای تسلیم شدن در مقابل اروپا و آمریکا، که تاکتیکی برای فراهم سازی تمهیدات لازم برای ورود به یک جنگ دید.
اینکه بعد از مقدمات فعال شدن مکانیزم ماشه، عباس عراقچی مدام برای فرانسه و آلمان و انگلیس شاخ و شانه می کشید، اینکه خامنه ای هرگونه مذاکره مستقیم با آمریکا را منع کرده بود، اینکه جمهوری اسلامی تا یک هفته پیش، از موضعی به ظاهر بالا، هرگونه توافق با آژانس بین المللی انرژی اتمی را برای بازرسی از سایت های هسته ای ایران ممنوع اعلام کرده بود، اما ناگهان هیئت حاکمه با تغییر ریل به امضای توافقنامه با گروسی روی آورد، ناشی از همین مخمصه «نه جنگ و نه صلحی» است که جمهوری اسلامی در آن دست و پا می زند. اینکه علی لاریجانی و نمایندگان مجلس ارتجاع بعد از جنگ دوازه روزه، رافائل گروسی را «خائن» و «جاسوس» اسرائیل معرفی کرده بودند، اینکه ورود بازرسان آژانس به ایران منوط به گرفتن تضمین های امنیتی مبنی بر عدم حمله نظامی مجدد آمریکا و اسرائیل به سایت های جمهوری اسلامی شده بود، اما به یکباره همه این پیش شرط ها فرو ریخت وعراقچی برای امضای «شیوه نامه» بازرسی از سایت های ایران سر از مصر در آورد، ناشی از همین شرایط ویژه «نه جنگ و نه صلح» است، که اوضاع را برای جمهوری اسلامی بیش از پیش وخامت بار کرده است.
به واقع توافقنامه ای را که عباس عراقچی روز سه شنبه ۱۸ شهریور در مصر با گروسی – مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی – امضا کرد، نه با هدف باز کردن پای بازرسان آژانس برای بازرسی از همه سایت های هسته ای ایران، بلکه اقدام فوق را باید در زمرۀ تدابیری برای خرید زمان دید که خامنه ای برای ورود به جنگ نیازمند آن است. واکنش کاملاً متناقض عراقچی نسبت به سخنان گروسی در نشست شورای حکام، کشاندن عراقچی به مجلس ارتجاع و تهدید او به استیضاح، دلیلی بر تاکتیکی بودن امضای این توافقنامه از منظر جمهوری اسلامی است.
گروسی صبح روز چهارشنبه پس از بازگشت از مصر، در ادامه نشست شورای حکام با یک خوشبینی تبلیغاتی اعلام کرد: توافق جدید با ایران شامل بازرسی از تمام تأسیسات هسته ای از جمله سایت های آسیب دیده در جنگ دوازده روزه است. عباس عراقچی اما ساعاتی بعد در مصاحبه با تلویزیون ایران در روایتی کاملا متضاد با اظهارات گروسی اعلام کرد: هیچ تضمینی در کار نیست و دو طرف تنها برای شروع گفت و گوهای بیشتر به توافق رسیده اند. به آژانس آلان اجازه دسترسی جدید را نمی دهیم؛ مگر به سایت بوشهر برای تزریق گاز.
عراقچی علاوه بر رد ادعاهای گروسی در بازرسی از سایت های ایران، با زبانی تهدید آمیز به تروئیکای اروپا هم هشدار داد: «اعتبار این توافقنامه تا زمانی پا برجاست که هیچ اقدام خصمانه ای علیه جمهوری اسلامی صورت نگیرد. این اقدام خصمانه شامل برگشت مکانیزم ماشیه نیز می باشد». او در پایان مصاحبه خود تأکید کرد: فعلاً باید منتظر پایان نشست شورای حکام و نتایج آن باشیم.
با چنین روایتی که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی از مفاد توافقنامه امضاء شده با گروسی ارائه داد، می توان دریافت، توافقنامه فوق که با میانجیگری دولت مصر و محتملاً با وساطت چین و روسیه انجام گرفته است، نه فقط یک توافقنانۀ واقعی برای بازرسی کامل از تمام سایت های هسته ای ایران تا پایان ماه سپتامبر نیست، بلکه از نگاه جمهوری اسلامی توافقنامه ای صرفاً برای خرید زمان بیشتر جهت تحکیم موقعیت نظام برای ورود به جنگ احتمالی بعدی است.
اگرچه گروسی در جلسه شورای حکام بر اساس مفاد توافق با عراقچی بر بازدید فوری آژانس از سایت های هسته ای ایران تأکید داشت، اما در این توافقنامه هیچ ضرب الاجلی برای بازدید از سایت های جمهوری اسلامی تعیین نشده است. ضرب الاجلی که می شد با انجام آن، دستکم زمینه های توقف مکانیزم ماشه تا پایان ماه سپتامبر فراهم گردد. به عبارت دیگر بدون لحاظ شدن ضرب الاجلی برای بازدید از سایت های جمهوری اسلامی، توافقنامه فوق، توافقی پا در هوا و بدون الزامات حقوقی است. توافقی که پایه اجرایی ندارد و هر کدام از طرفین – چناکه تاکنون انجام داده اند – می توانند بند بند آنرا به نفع خود تعبیر و تفسیر کنند.
با این همه و در هنگامه ای که عباس عراقچی و رافائل گروسی در کشاکش بیان روایت های متضاد خود از توافقنامه مصر بودند، نشست شورای حکام با نرمشی در مقابل جمهوری اسلامی بدون صدور قطعنامه ای علیه ایران خاتمه یافت. شورای حکام تنها جمهوری اسلامی را موظف به همکاری کامل با آژانس کرد. به گونه ای که تا نشست بعدی همه موارد لاینحل با آژانس را حل و فصل نماید.
سه کشور فرانسه، آلمان و انگلیس اما در پایان این نشست، با توجه به توافقنامه مصر و صحبت های عباس عراقچی با صدور بیانیه ای اعلام کردند: «این کافی نیست که ایران وعده هایی برای فردا بدهد. ما باید همین امروز شواهدی ببینیم که نشان بدهد ایران آماده یافتن راه حلی دیپلماتیک برای برطرف کردن نگرانی های جامعه بین المللی است». ترامپ نیز یک روز پس از این نشست جمهوری اسلامی را تهدید کرد، چنانچه در زمانی کوتاه به آژانس اجازه بازرسی کامل از سایت های هسته ای داده نشود، آمریکا ایران را «پاسخگو» خواهد کرد.
جدای از همه واکنش های متضاد تاکنونی، در حالی که توافقنامه مصر، روزنه ای از امید و خوشبینی را در شورای حکام برای توقف مکانیزم ماشه باز کرده بود، اما تا اینجای قضیه هنوز چشم انداز روشنی برای متوقف کردن روند مکانیزم ماشه توسط سه کشور اروپایی دیده نمی شود. با وجود این، اگر جمهوری اسلامی طی دو هفته آینده زمینه های بازرسی کامل آژانس از سایت های ایران را فراهم کند ، دستکم دو شرط از سه شرطی را که تروئیکای اروپا برای متوقف کردن روند مکانیزم ماشه پیش پای جمهوری اسلامی گذاشته است، اجرا کرده است.
سه شرطی که فرانسه، بریتانیا و آلمان بار دیگر اجرای آن را در بیانیه خود گنجانده و یادآور شده اند: «خواسته هایشان از ایران تغییری نکرده است. پایبندی کامل به تعهدات پادمانی به معنی نظارت کامل آژانس بر فعالیت ها و تأسیسات هسته ای ایران، روشن شدن وضعیت ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد، و از سر گیری «بی قید و شرط مذاکرات مستقیم» با آمریکا» تا پایان ماه سپتامبر از جمله شرایط آنان برای توقف مکانیزم ماشه است.
جمهوری اسلامی اما با امضای توافقنامه مصر، به زعم خود نه تنها چیزی از دست نداده، نه تنها یک تغییر اساسی در رفتار خود ایجاد نکرده است، بلکه با این عقب نشینی تاکتیکی در مقابل آژانس بر این گمان است که امتیازی به اروپا داده تا آنان را به توقف روند مکانیزم ماشه ترغیب کند. اینکه تروئیکای اروپا کماکان برای حل بحران هسته ای جمهوری اسلامی به یک راه حل دیپلماتیک تمایل دارد، بر کسی پوشیده نیست. نیاز به حفظ مکانیزم ماشه در مقابل یکه تازی های آمریکا و تداوم نگه داشتن آن به عنوان شمشیر داموکلُس بر سر جمهوری اسلامی برای امتیاز گیری بیشتر از ایران، اگرچه برای فرانسه، آلمان و انگلیس امری ضروریست، اما این بدان معنا نیست که این سه کشور اروپایی از ادامه کاری ساز و کار مکانیزم ماشه به سادگی دست بکشند و جمهوری اسلامی را بدون تحقق خواست هایشان به حال خود رها کنند.





نظرات شما