رژیم غارتگر و تاریک اندیش جمهوری اسلامی با اتخاذ و اجرای یک رشته سیاستهای ارتجاعی در راستای تأمین منافع طبقه انگل سرمایهدار، جامعه را از همه سو در بحران و بنبست فرو برده است. بحرانهای عدیده و گوناگون یکی از پی دیگری و هریک به نحوی زندگی و معیشت تودههای کارگر و زحمتکش را در تنگناهای هلاکتبار محصور نموده و جامعه را از جمیع جهات به قهقرا سوق داده است. امکانات و نیازهای اولیه زندگی از نمونه آب، نان، برق، گاز، دارو، اینترنت، آموزش و تحصیل که حتی در جوامع سرمایهداری نیز بهطور طبیعی در دسترس عموم مردم هست و هیچیک از این موارد معضلی ولو کوچک و موقت برای توده مردم ایجاد نکرده است، در جمهوری اسلامی به معضلات بزرگ و پیچیدهی هلاکتباری تبدیل شدهاند.
درجمهوری اسلامی تودههای مردم حتی از همین ابتداییترین امکانات نیز محروماند و هریک از اینها در سیمای معضلی بزرگ برای مردم رخ نمودهاند. کارگران و زحمتکشان بهرغم آنکه ازصبح تاشب برای حل این رشته گرفتاریها که خود هیچ سهم و نقشی در بوجودآمدن آن ندارند، تلاش میکنند، اما این معضلات روز به روز زیادتر شده و برمیزان محرومیتها نیز افزوده میشود.
کیفیت آموزش و تحصیل نیز یکی از همین عرصههاییست که به جرئت میتوان گفت در طول حاکمیت جمهوری اسلامی پیوسته بدتر و فاجعهبارتر شده و گروههای بیشتری از کودکان، نوجوانان و جوانان از تحصیل محروم شدهاند. سیاست اقتصادی نولیبرال، خصوصیسازی و پولیسازی مدارس و تحصیل که باشدت و حدّت تمام به مرحله اجرا گذاشته شده است، آموزش و تحصیل را به شدت طبقاتی و به کالایی لوکس تبدیل نموده به نحوی که نه فقط انبوهی از فرزندان کارگران و زحمتکشان در همان دوره ابتدایی به اجبار مدرسه را ترک نموده و از تحصیل بازماندهاند، بلکه حتی آن گروه از دانش آموزانی که در مدارس دولتی درس خوانده و دیپلم گرفتهاند نیز عملاً قادر به ادامه تحصیل نبوده و از تحصیلات دانشگاهی محروم مانده اند. سیاستها و اقدامات دولت در زمینه آموزش و تحصیل از نمونه اخذ شهریههای سنگین و دیگر هزینههای مدارس از اولیای دانش آموزان، سبب شده که صدها هزار دانش آموز به علت فقر و ناتوانی مالی درس و تحصیل را رها کنند و راهی بازار کارشوند. افزون براین، عدم اختصاص بودجه و توجه کافی به آموزش و پرورش، کمبود مدرسه و معلم و فقدان فضای مناسب و لوازم و امکانات آموزشی نیز، کیفیت تحصیل در مدارس دولتی را به نحو فاحشی تنزل داده است. ازاینرو فرزندان کارگران و زحمتکشان چه به لحاظ کیفیت پایین تحصیل در این مدارس و چه به علت هزینه های سنگین تحصیلات عالی، از تحصیلات دانشگاهی به ویژه در رشته های مهمی چون علوم تجربی، ریاضیات و علوم انسانی محروم ماندهاند.
آموزش و تحصیل بی هیچ پردهپوشی، آشکارا پولی شده و تحصیلات دانشگاهی نیز عملاً به انحصار افراد ثروتمند و پولدار و دانش آموزانی که در مدارس غیردولتی مانند مدارس “غیرانتفاعی” و مدارس “تیزهوشان” یا “سمپاد”(۱) درس خواندهاند درآمده است. طی چند دهه اخیر از یک سو به دلیل خصوصی سازی آموزش و تحصیل، کمبود معلم ومدارس دولتی و تجهیزات ضروری آموزشی، کیفیت تحصیل در این مدارس به شدت تنزل یافته و احتمال ورود این گروه از دانش آموزان به دانشگاه، شدیداً کاهش یافته است و از طرف دیگر رایج شدن مدارس غیرانتفاعی که قارچگونه از همهجا سربرآوردهاند و مدارس تیزهوشان یا “سمپاد” که از لحاظ لوازم و امکانات و تجهیزات آموزشی و کیفیت تحصیل بسیار بهترند و با مدارس دولتی قابل قیاس نیستند، بوجود آمدهاند که دانش آموزان این دوگروه از مدارس در صف مقدم ورودیهای دانشگاهاند. بیشترین قبول شدگان کنکور امسال را نیز همین دوگروه تشکیل میدهند. رتبههای برتر کنکور و سه گروه اصلی آموزشی شامل؛ علوم تجربی، ریاضیات و علوم انسانی نیز اساساً در انحصار همین دو گروه است.
نتایج کنکور امسال نیز یکبار دیگر همین واقعیتها را اثبات میکند. محرومسازی دانش آموزان مدارس دولتی از تحصیلات دانشگاهی و اختصاص آن به خانوادههای پولدار و دانش آموزانی که در مدارس غیر دولتی درس خواندهاند.اشغال مهمترین رشتههایی که مقدمه اشتغال پولسازند و آینده شغلی و درآمد بالای فارغ التحصیلان این رشتهها نیز تقریباً تضمین شده است.
بررسی موقعیت پذیرفته شدگان کنکور امسال حاکی از آن است که ۷۸ درصد قبول شدگان در رشتههای برتر، در مدارس سمپاد، ۱۰ درصد در مدارس “غیرانتفاعی” و تنها حدود ۸ درصد در مدارس نمونه دولتی درس خوانده اند. ۷۷ درصد قبول شدگان در سه گروه اصلی ریاضی، علوم تجربی و علوم انسانی از دانش آموزان مدارس سمپاد، ۱۳ درصد مدارس غیر انتفاعی و تنها ۱۰ درصد از مدارس نمونه دولتی بودهاند. سهم مدارس سمپاد از ۷۳ درصد درسال گذشته با ۴ درصد رشد به ۷۷ درصد رسیده است.
ازبین ۱۰ برگزیده گروه ریاضی، ۷ نفر از سمپاد، ۳ نفر از مدارس غیرانتفاعی بوده و اثری از مدارس معمولی دولتی و حتی مدارس نمونه دولتی هم در اینجا دیده نمیشود.
در گروه علوم تجربی از ۱۰ نفر برتر، تنها یک مورد مربوط به مدرسه نمونه دولتی و مابقی همه از سمپاد بودهاند و در گروه علوم انسانی از ۱۰ نفر برتر، ۷ نفر سمپاد، یک نفر غیرانتفاعی و دو نفر از مدارس نمونه دولتی بودهاند.
اوضاع در سال تحصیلی گذشته نیز تقریباً برهمین منوال بود.۷۳ درصد پذیرفته شدگان گروههای اصلی آموزشی یعنی ریاضی، علوم تجربی و علوم انسانی از مدارس سمپاد بودند. در گروه علوم تجربی حتی یک نفر هم از مدارس دولتی وجود نداشت.
مدارس سپماد که امروز بیشترین سهم را در رشته های مهم دانشگاهی اشغال نموده اند، تماماً برپایه تمکن مالی والدین دانش آموزان سازماندهی و هدایت میشوند. یکی از شروط ورود به مدارس سمپاد این است که دانش آموز، دوره ابتدایی را در مدارس غیر انتفاعی گذرانده باشد. افزون بر این دانش آموزان ابتدایی از طریق آزمون که هرساله برگزار میشود به این مدارس ورود میکنند. بیش از ۹۰ درصد دانش آموزانی که در مدارس سمپاد قبول میشوند، در مدارس ابتدایی غیر دولتی تحصیل کرده اند. تنها شاید درصد بسیار اندکی پیدا شوند که در “مدارس دولتی درجه یک “تحصیل کرده اند. بدین ترتیب آموزش و تحصیل از همان دوره ابتدایی پولی و طبقاتیست. میزان شهریه در این مدارس نایکسان اما بسیار بالاست. گرچه ظاهراً اندکی از مدارس غیر انتفاعی کمتر است، اما گردانندگان این مدارس تاجایی که میتوانند جیب والدین دانش آموزان را خالی میکنند. گرچه روی کاغذ حرف از ۳۰ میلیون تومان شده اما شهریه سالانه بالای ۶۰ میلیون تومان است و هر مقدار باشد، هرسال دست کم ۱۵ درصد برآن اضافه میشود.
ماجرای طبقاتی شدن تحصیل در سطح دانشگاه نیز تداوم دارد.سالهاست این امکان فراهم شده و دانشگاههایی تأسیس شدهاند که در اساس با اخذ پول و شهریه مدرک میدهند.از آن جملهاند پردیسهای خود گردان دانشگاههای دولتی. پردیس خودگردان در واقع شعبهای از دانشگاه دولتی است که در ازای پرداخت شهریه و هزینه تحصیل، دانشجو میپذیرد.شهریه پردیس ها گرچه رقم ثابت و یکسانی نیست و هرسال توسط هیئت امنای آنها تعیین میشود اما بسیار هنگفت و سرسام آور است. شهریه امسال در هفت پردیس دانشگاه دولتی ۴۰ درصد افزایش یافته است. درگزارش و بررسی مفصل روزنامه فرهیختگان شنبه ۱۵ شهریور، اطلاعات و جزئیات مربوط به میزان اخذ شهریه و هزینه تحصیل در پردیسهای خود گردان محاسبه شده است. برای نمونه بابت تحصیل در مقطع کارشناسی مهندسی کامپیوتر پردیس شریف ۸۵۰ میلیون تومان و دکتری علوم پزشکی پردیس “شهید بهشتی” باید ۹۶۰ میلیون تومان هزینه و شهریه پرداخت.
نیازی به توضیح نیست که چنین سیستمی رسماً و علناً فرزندان کارگران و اقشار زحمتکش و کم درآمد را بی هیچ تعارف و اما و اگری از چرخه آموزش و تحصیل خارج میکند و درب دانشگاه و آموزش عالی را بر روی آنان مسدود و چند قفله میکند.رشته های آینده دار و پول ساز میان فرزندان خانوادههای ثروتمند و پولدار در مدارس غیرانتفاعی( ۴۰ درصد) و سمپاد(۶۰ درصد) تقسیم میشود.
پولی شدن آموزش و تحصیل، فقدان دانش آموزان مدارس دولتی در میان رشته های اصلی دانشگاهی و در همان حال افت تحصیلی در میان این دانش آموزان چنان عیان و آشکار است که حتی رسانهها و افراد حکومتی نیز به آن اعتراف میکنند.آش آنقدر شور شده که رحمت الله بیگدلی “عضو شورای مرکزی حزب جمهوریت ایران اسلامی” و از حامیان مسعود پزشکیان نیز این تیپ مدارس را “مدارس طبقاتی و اشرافی” می نامد و میگوید مالکان این مدارس شهریه های میلیاردی میگیرند و “معدلها نیز بعضاً پولیست”.
وضعیت آموزش و تحصیل از هرسو که به آن نگاه شود به شدت فاجعه بار است. طی چند سال اخیر، هرسال شمار بیشتری از دانش آموزان ازچرخه آموزش و تحصیل به ویژه تحصیل دانشگاهی حذف شده اند، شمار ترک تحصیل کردهها افزایش یافته، میانگین معدلها کاهش یافته، وکیفیت تحصیل، به شدت افت داشته است.
تعداد ترک تحصیل در سال ۱۳۹۳ ، ۳۴۷ هزار نفر و در سال ۱۴۰۳ ، ۹۳۰ هزار نفر بوده و ۷ / ۲ برابر شده است. میانگین معدل دانش آموزان بر اساس امتحان نهایی دبیرستان در سال ۱۳۹۳ رشته تجربی ۱ / ۱۳ ریاضی ۹ / ۱۳ و انسانی ۳ /۱۰ بوده که در سال ۱۴۰۳ به ترتیب به ۲/ ۱۱، ۷ / ۱۰ و ۷ / ۸ کاهش یافته و به ترتیب ۱۴ ، ۲۳ و ۱۶ درصد افت داشته است.
این واقعیتها و این آمار و ارقام و روند فاجعه بار آموزش و تحصیل اما آرامش حکومت و وزیر آموزش و پرورش آن را آشفته نمی کند. در جامعه ای که از همه سو به قهقرا سوق داده شده و درحال فروپاشیست، آموزش و تحصیل نیز وضعیتی بهتر از این نمی تواند داشته باشد. کسی در فکر فرزندان مردم زحمتکش و آموزش و تحصیل آنها نیست. راه کاری ارائه نمی شود مگر از این قماش راه حلها و نسخههایی که علیرضا کاظمی وزیر اموزش و پرورش میپیچد.
وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی علل افت کیفیت آموزش و تحصیل را ” تفاوت و شکاف و گسست بین والدین و دانش آموزان و تفرد گرایی دانش آموزان” می داند و اینکه، “گوشیها دانش آموزان را از فرصت فکر کردن بازداشته است”!
باور کردنی نیست، هوش و ذکاوت یک وزیر در علتیابی معضلات آموزش و تحصیل واقعاً بی همتاست. انسان مات و مبهوت میمانَد از این همه بی دانشی، بی ربطی و پرت و پلاگویی! اما جالب تر از علت یابی افت تحصیل، راه حل ها و پیشنهاداتی است که برای بالابردن کیفیت تحصیل ارائه میدهد. می گوید” دانش آموزان گروه بندی شوند. شب قبل از درس به آن ها بگوییم خودشان مطالعه کنند و پیش زمینه داشته باشند. چیدمان کلاس را تغییر دهیم می تواند دایره ای باشد. به دانش آموزان نقش داده شود. یکی همیار معلم شود، یکی نماینده کلاس، یکی مسؤل حضور و غیاب و دیگری مسؤل نظافت و بهداشت…” و یک رشته راه حلها و پیشنهادات مشعشع دیگر از همین قبیل!
روشن است که برای بهبود وضعیت آموزش و تحصیل به هیچوجه نه فقط نمیتوان به رژیم حاکم و سبک مغزانی از نمونه وزیر آموزش و پرورش دل بست بلکه در وهله نخست باید تکلیف را با خود اینها که چنین بساطی را به راه انداختهاند یکسره کرد. آموزش و تحصیل جدا از سایر بخشها نیست. جدا از بهداشت و درمان نیست. جدا از آب و برق و گاز و مسکن و هزارویک کم وکاست کوچک و بزرگ دیگر نیست. این معضلات را یکی یکی نمی توان حل کرد. زدن شاخ و برگ راه حل نیست.تبر بزرگ را باید برداشت و نظم موجود را از ریشه برانداخت.
آموزش و تحصیل از انحصار پولدارها و ثروتمندان فوراً باید خارج شود.آموزش پولی و خصوصیسازی مدارس و دانشگاه باید به کلی برچیده شود.
تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، میلیونها تن از فرزندان کارگران و زحمتکشان از تحصیل محروماند. صدها هزار دانش آموز مجبور به ترک تحصیل میشوند. میلیونها دانشآموز که تحصیلات متوسطه خود را به پایان میرسانند اغلب نمیتوانند کاری پیدا کنند و یا ادامه تحصیل دهند.سازمان فدائیان(اقلیت) که برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و اسقرار حکومت شورایی مبارزه میکند خواهان آن است که یک رشته اقدامات فوری به سود دانش آموزان و به نفع تودههای زحمتکش به مرحل اجرا درآید.
– آموزش رایگان و اجباری تا پایان دوره متوسطه و بهرهمندی تمام دانش آموزان به هزینه دولت از غذا، پوشاک، وسائل تحصیل و ایاب و ذهاب.
– دگرگونی بنیادی نظام آموزشی کشور، بهنحویکه نزدیکترین پیوند بین مدرسه و کار اجتماعی مولد برقرار گردد و آموزش نظری و عملی تلفیق شود. با این دگرگونی، موانعی که سیستم آموزشی موجود بر سر راه ادامه تحصیلات اکثریت عظیم جوانان کشور ایجاد نموده، باید از بین برود و هر کس بر حسب تمایل و استعدادش قادر به ادامه تحصیلات عالی رایگان باشد،
– دولت موظف است برای تمام جوانانی که تحصیلات خود را به پایان میرسانند امکان اشتغال پدید آورد.
تنها با سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و استقرار حکومت شوراییست که میتوان این اقدامات رابی درنگ به مرحله اجرا گذاشت.
پانویس
۱ – مدارس تیزهوشان یا سمپاد، که زیر نظر، “سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان” اداره میشوند و در ظاهر جزء مدارس دولتی هستند اما هزینه تحصیل در آنها بسیار بالاست و در واقع در اساس مخصوص پولدارهاست.





نظرات شما