تهران، زلزله‌های خاموش و محیط زیستی در آستانه فروپاشی

در ۴۷ سال گذشته، جمهوری اسلامی ایران با سیاست‌های ارتجاعی و سرکوبگرانه، حقوق ابتدایی مردم محروم و زحمتکش را نادیده گرفته و کشور را به سوی بحران‌های برگشت‌ناپذیر زیست‌محیطی و اجتماعی سوق داده است. این رژیم با زندانی کردن فعالان سیاسی، تبعید منتقدان و سرکوب مخالفان، فضای سیاسی را بسته و آزادی‌های اساسی را سرکوب کرده است. در کنار این، سیاست‌های اقتصادی فاجعه‌بار و فساد گسترده، فقر، نابرابری و بی‌عدالتی را در جامعه تشدید کرده‌اند. در حالی که ایران با منابع طبیعی غنی می‌توانست کشوری آباد و پیشرفته باشد، اکنون مردمش با محرومیت‌های گسترده روزمره مواجه‌اند.

اخیراً زلزله‌ای خفیف به بزرگی ۳.۴ ریشتر در منطقه فشم، شمال شرقی تهران، نگرانی‌های گسترده‌ای در میان شهروندان ایجاد کرده است. این زمین‌لرزه که در عمق ۵ کیلومتری رخ داد، در بخش‌های مختلف تهران احساس شد و هرچند خسارت جانی یا مالی نداشت، هشداری جدی برای ضرورت آمادگی در برابر بحران‌های طبیعی و مقاوم‌سازی زیرساخت‌های شهری است.

استان تهران بیش از ۶۵ گسل فعال دارد که بسیاری از آنها مستقیماً زیر شهرتهران واقع شده‌اند. جمعیت بالا، ساخت‌وسازهای غیر استاندارد، ساختمان‌های فرسوده و تمرکز ساختارهای سیاسی و اقتصادی، تهران را در برابر زمین‌لرزه‌های مهیب بسیار آسیب‌پذیر کرده است. مطالعات زمین‌شناسی نشان می‌دهد که زلزله‌های بزرگ هر ۱۵۰ تا ۱۵۸ سال یکبار تهران را لرزانده‌اند و با توجه به آخرین زلزله هفت ریشتری حدود ۱۸۱ سال پیش، خطر وقوع زمین‌لرزه‌ای مشابه در آینده‌ای نزدیک بسیار جدی است.

ایران در یکی از فعال‌ترین کمربندهای لرزه‌ای جهان واقع شده است؛ کمربند آلپ-هیمالیا که از مدیترانه آغاز می‌شود و از طریق ترکیه، ایران، افغانستان و هند تا هیمالیا امتداد می‌یابد. برخورد صفحات تکتونیکی اوراسیا و عربستان سبب شده پوسته ایران همواره تحت فشار و تغییر شکل باشد. همین پویایی زمین‌شناسی کشور را به سرزمینی لرزه‌خیز بدل کرده که بارها با زلزله‌های ویرانگر مواجه شده است. زلزله ۸۵۵ میلادی در شهر ری، واقع در جنوب تهران امروزی، ده‌ها هزار کشته بر جای گذاشت و یکی از بزرگ‌ترین فجایع انسانی ثبت‌شده در تاریخ ایران بود. در قرن بیستم، زلزله طبس در سال ۱۹۷۸ با بزرگی ۷.۴ ریشتر بیش از ۲۰ هزار نفر را کشت و شهری را تقریباً نابود کرد. زلزله بم در سال ۲۰۰۳ با بزرگی ۶.۶ بیش از ۳۰ هزار قربانی گرفت. این نمونه‌ها تنها بخشی از ده‌ها زمین‌لرزه بزرگ‌اند که چهره ایران را دگرگون کرده‌اند.

تهران اما موقعیتی به‌مراتب خطرناک‌تر دارد. این کلان‌شهر با جمعیتی بیش از ۱۵ میلیون نفر، نه‌تنها مرکز سیاسی و اقتصادی کشور است، بلکه درست بر روی چند گسل فعال ساخته شده است. ترکیب جمعیت متراکم، بافت‌های فرسوده، ساختمان‌های غیراستاندارد و موقعیت لرزه‌ای، تهران را به یکی از آسیب‌پذیرترین شهرهای جهان در برابر زلزله بدل می‌کند. گسل شمال تهران در امتداد دامنه رشته‌کوه البرز قرار دارد و از مهم‌ترین و خطرناک‌ترین گسل‌های کشور است. طول آن بیش از ۹۰ کیلومتر بوده و توان لرزه‌زایی زلزله‌های بالای ۷ ریشتر را دارد. گسل مشاء، با طول بیش از ۲۰۰ کیلومتر، از پردیس و بومهن تا فیروزکوه امتداد یافته و احتمال زلزله‌های ۷.۵ ریشتری در آن وجود دارد. گسل ری در جنوب تهران نیز عامل زمین‌لرزه‌های تاریخی بوده است و گسل‌های فرعی مانند کهریزک و پارچین می‌توانند شدت آسیب‌ها را تشدید کنند. داده‌های لرزه‌نگاری دانشگاه تهران نشان می‌دهد این گسل‌ها فعال‌اند و لرزه‌های کوچک مکرر نشانگر انباشت انرژی در پوسته زمین هستند.

اگر زلزله‌ای با بزرگی ۷ ریشتر یا بیشتر رخ دهد، پیامدهای آن تنها به لرزش زمین محدود نخواهد بود. انسداد خیابان‌ها به‌دلیل ریزش ساختمان‌ها، آتش‌سوزی‌های گسترده ناشی از شکستگی لوله‌های گاز، قطع برق و آب و ناتوانی نیروهای امدادی در دسترسی به مناطق مختلف، تنها بخشی از سناریوی محتمل است. برآوردها نشان می‌دهد در ساعات نخست وقوع چنین زمین‌لرزه‌ای، بیش از یک‌ونیم میلیون نفر جان خود را از دست خواهند داد و میلیون‌ها نفر دیگر بی‌خانمان می‌شوند. در مقایسه، زلزله سان‌فرانسیسکو در سال ۱۹۰۶ با بزرگی ۷.۸ تنها سه هزار کشته داشت، اما شهر برای یک هفته در آتش سوخت. تصور این وضعیت در تهران امروز، با تراکم جمعیت و ضعف مدیریت، از هر زاویه‌ای فاجعه‌بار است.

یکی از عوامل اصلی شدت آسیب‌پذیری تهران، بی‌توجهی سیستماتیک به آیین‌نامه‌های مقاوم‌سازی در ساخت‌وساز است. برج‌های متعدد در شمال تهران اغلب بدون رعایت آیین‌نامه‌های زلزله ساخته شده‌اند و در بافت‌های قدیمی‌تر، خانه‌های فرسوده هنوز مقاوم‌سازی نشده‌اند. نبود آموزش عمومی در مواجهه با بحران و ناآمادگی شهروندان، شدت فاجعه را چند برابر می‌کند.

بحران محیط‌زیست ایران نیز بر شدت این تهدید افزوده است. طی چهار دهه اخیر، بیش از ۹۰ درصد جنگل‌های ایران نابود شده‌اند. جنگل‌های هیرکانی با قدمتی ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال که از ارزشمندترین اکوسیستم‌های جهان به شمار می‌روند، تحت فشار بهره‌برداری‌های غیرقانونی و پروژه‌های عمرانی از بین رفته‌اند. تالاب‌هایی چون ارومیه، بختگان و هامون خشک شده‌اند و حفر میلیون‌ها چاه عمیق، منابع آب زیرزمینی کشور را تخلیه کرده است. پدیده فرونشست زمین در اطراف تهران، که در برخی نقاط به بیش از ۳۰ سانتی‌متر در سال رسیده، پیامد مستقیم این سوءمدیریت است و می‌تواند اثرات زلزله را به‌طرز چشمگیری تشدید کند.

حیات‌وحش ایران نیز در معرض نابودی است. شکار غیرقانونی، تخریب زیستگاه‌ها و کشته شدن بیش از ۱۲۰۰ محیط‌بان در چهار دهه اخیر نشان می‌دهد حفاظت از طبیعت به حاشیه رانده شده است. آمار کشته‌شدن محیط‌بانان در ایران یکی از بالاترین آمار جهانی است. همچنین، بسیاری از مناطق حفاظت‌شده به پایگاه‌های نظامی و امنیتی بدل شده‌اند. جنگل‌ها و پارک‌های ملی که باید مأمن حیات‌وحش و ذخیره‌گاه ژنتیکی کشور باشند، به مناطق بسته نظامی تبدیل شده‌اند. این سیاست علاوه بر تشدید تخریب اکوسیستم، محیط‌بانان را نیز در معرض خطرات مستقیم قرار داده و کار حفاظت را عملاً ناممکن کرده است.

ترکیب زلزله‌های بالقوه با بحران‌های محیط‌زیستی تصویری از یک فاجعه ملی را ترسیم می‌کند. در ایران، زلزله تنها یک پدیده طبیعی نیست؛ بلکه بافتی از فساد، مدیریت ناکارآمد، نابودی منابع طبیعی و نظامی‌سازی مناطق حفاظت‌شده آن را به یک فاجعه انسانی بدل می‌کند.

نجات تهران و ایران از این بحران تنها از مسیر تغییرات بنیادین در سیاست‌گذاری ممکن است. شفاف‌سازی داده‌های علمی، مقاوم‌سازی واقعی ساختمان‌ها، آموزش عمومی گسترده، توقف تخریب محیط‌زیست و بازگرداندن مدیریت مناطق حفاظت‌شده به نهادهای مستقل، از جمله راهکارهای فوری است. علاوه بر آن، فشار نهادهای بین‌المللی بر حکومت ایران برای پایبندی به استانداردهای ایمنی و محیط‌زیستی باید به‌عنوان ابزاری جدی به کار گرفته شود. در غیر این صورت، وقوع زلزله بزرگ تهران نه یک احتمال دور، بلکه یک حتمیت در انتظار است؛ فاجعه‌ای که می‌تواند میلیون‌ها انسان و بخش بزرگی از تاریخ و فرهنگ ایران را در چند دقیقه نابود کند.

نتیجه‌گیری

در پایان، باید تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران با سیاست‌های ارتجاعی و سرکوبگرانه خود، کشور را به سوی بحران‌های جبران‌ناپذیر زیست‌محیطی و اجتماعی سوق داده و با نقض حقوق بشر و سرکوب آزادی‌ها، زمینه‌ساز نارضایتی‌های گسترده در جامعه شده است. زلزله‌های اخیر، هرچند خفیف، نشان‌دهنده آسیب‌پذیری شدید زیرساخت‌ها و ضعف مدیریت بحران در کشور است. این وضعیت ضرورت اصلاحات اساسی در سیاست‌ها، مقاوم‌سازی واقعی ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها و تغییر رویکردهای حاکم را بیش از پیش روشن می‌سازد، چرا که بدون چنین تغییرات بنیادین، فجایع طبیعی می‌توانند به فاجعه‌های انسانی و ملی تبدیل شوند. این شرایط فاجعه‌بار تنها زمانی پایان می‌یابد که مردم محروم و زحمتکش ایران با قیام خود و انقلاب اجتماعی، این نظام ارتجاعی را سرنگون کنند و ساختار سیاسی و اجتماعی جدیدی بنا کنند که پاسخگوی عدالت، آزادی و برابری انسان‌های محروم و محیط‌زیست باشد.

 

نویسنده:

حسین زال زاده

 

منابع

  • مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران. گزارش‌های لرزه‌نگاری سال‌های ۱۳۹۰–۱۴۰۰.
  • Berberian, M. (2014). Earthquakes and Coseismic Surface Faulting on the Iranian Plateau. Cambridge University Press.
  • گزارش‌های سازمان زمین‌شناسی آمریکا (USGS) درباره زلزله‌های طبس و بم.
  • برنامه محیط‌زیست سازمان ملل (UNEP)، گزارش سالانه بحران محیط زیست در خاورمیانه.
  • بانک جهانی (۲۰۲۰). Iran Environmental Challenges Report.
  • عطارزاده، ح. (۱۳۹۸). بررسی خطرپذیری تهران در برابر زلزله، فصلنامه زمین‌شناسی ایران.
  • خبرگزاری ایسنا، مجموعه گزارش‌های فرونشست زمین در ایران.
  • سازمان جنگل‌ها و مراتع ایران، آمار رسمی کاهش پوشش جنگلی.
  • آسیانیوز ایران، ابنا، روزنامه دنیای اقتصاد، یورونیوز، فرارو، ابنا

 

POST A COMMENT.