اجلاس سران دو قدرت امپریالیست جهان، آمریکا و روسیه برای پایان دادن به جنگ در اوکراین، روز جمعه ۲۴ مرداد در آلاسکا برگزار شد. از آنچه که در این اجلاس گذشت و توافقاتی که در پشت پرده به دست آمد، خبر دقیقی انتشار نیافت. اما از اظهارنظر طرفین و تحرکات سیاسی ترامپ پسازاین اجلاس، چنین برمیآید که توافقهایی میان دو طرف صورت گرفته، ولی قطعیت آن به مذاکرات و توافقات با قدرتهای امپریالیست اروپائی موکول شده است.
ترامپ در پی این اجلاس گفت: “موضوعات بسیار زیادی بود که بر سر آنها توافق کردیم. میتوانم بگویم چند موضوع مهم هم وجود داشت که هنوز به نتیجه نرسیدهایم، اما پیشرفتهایی حاصلشده است. بنابراین تا زمانی که به توافقی دست نیافته باشیم، توافقی در کار نیست.” او به فاکس نیوز گفت:” من میگویم ۵۰/۵۰، چون خیلی چیزها ممکن است اتفاق بیفتد. اما فکر میکنم رئیسجمهور پوتین میخواهد مشکل را حل کند.”در همین گفتوگو افزود:
“حالا واقعاً همهچیز به رئیسجمهور زلنسکی بستگی دارد. همچنین باید بگویم کشورهای اروپایی؛ آنها باید کمی درگیر شوند. اما این به رئیسجمهور زلنسکی مربوط است.”
پوتین نیز در این نشست ابراز امیدواری کرد توافقهای حاصلشده در دیدار او با رئیسجمهور آمریکا بتواند نقطه آغازینی برای حل مناقشه اوکراین و بازگرداندن روابط بین روسیه و ایالاتمتحده باشد. وی افزود: امیدوار است اوکراین و متحدان اروپاییاش برنامهای را نابود نکنند.
در پی این اجلاس، ترامپ با زلنسکی و برخی قدرتهای اروپائی گفتگو داشت و قرار است زلنسکی روز دوشنبه برای گفتگو با ترامپ به واشنگتن برود.
جنگ اوکراین که اکنون سه سال و نیم از آن میگذرد، یکی از خونبارترین جنگهای امپریالیستی قرن اخیر میان روسیه و اوکراین به نیابت از قدرتهای اروپائی و آمریکا است که تاکنون صدها هزار کشته و معلول به بار آورده است. بخش بزرگی از اوکراین ویران و میلیونها تن از مردم این کشور آواره شدهاند. این جنگ البته در یکلحظه آغاز نشد و زمینههای آن از مدتها پیش فراهم بود. تضادهای داخلی جامعه اوکراین و رقابت قدرتهای امپریالیست هر دو در برافروختن آن نقش داشتند.
در اساس، پس از فروپاشی شوروی و اعلام استقلال اوکراین ، مردم منطقه صنعتی دنباس که ظاهراً اکثریت آن را روسها تشکیل میدادند، خواستار نوعی خودمختاری بودند. در پی اجرای سیاست اقتصادی نئولیبرال ، تشدید بحران اقتصادی و اعتصاب معدنکاران در سال ۱۹۹۴، این مطالبه به شکل مشخص آن مطرح شد. اما در نتیجه برخی توافقات با طبقه حاکم اوکراین، جنبش عجالتاً فروکش کرد، بدون اینکه خودمختاری پذیرفته شود.
روسهای دنباس از همان آغاز، مستقیم و غیرمستقیم از حمایت دولت روسیه برخوردار بودند. روسیه سعی میکرد از طریق نفوذ خود در دنباس بر سیاستها و ارگانهای قدرت مرکزی تأثیر بگذارد و یانوکویچ زمانی نخست وزیر و زمانی دیگر رئیسجمهور اوکراین، یکی از مهمترین آنها بود. این سیاست روسیه در همان حال نوعی رقابت میان روسیه و ناتو در شرایطی بود که هنوز تضاد میان امپریالیسم روس با امپریالیسم آمریکا و اروپائی چندان حاد نشده بود. اما با آغاز قرن جدید، درحالیکه روسیه بحران بزرگ خود را پشت سر گذاشته و نیروهای مسلح خود را تجدید سازماندهی کرده بود، تضادها تشدید شدند. نقطه تعیینکننده در این تضاد جایی آغاز شد که ناتو تلاش کرد با واردکردن اوکراین به ناتو، تا پشت مرزهای روسیه پیشروی کند. مذاکرات میان طبقه حاکم اوکراین با اتحادیه اروپا تا مرحلهای پیشرفت کرده بود که توافقنامهای که هدف آن ادغام اوکراین در اتحادیه اروپا بود، آماده شد. روسیه تلاش کرد از طریق نفوذ سیاسی خود در اوکراین و پیشنهاد یک کمک ۱۵ میلیارد دلاری، توافقنامه را متوقف سازد. در ۲۰۱۴ ناتو از طریق گروههای سیاسی دست راستی طرفدار خود که برخی از آنها از نمونه گروه شبه نظامی آزوف حتی طرفدار نازیسم هیتلری بودند، وارد اقدام سیاسی برای بر سرکار آوردن یک قدرت سیاسی طرفدار خود شد. با سازماندهی تظاهرات، جنبش میدان و اشغال پارلمان، یانوکویچ قدرت را رها کرد و به روسیه پناهنده شد. قدرت سیاسی اوکراین در دست طرفداران ناتو قرار گرفت. جنگ روسیه و ناتو درواقع از همین نقطه آغاز شد. عکسالعمل روسیه شدید بود. پوتین کریمه را اشغال و به خاک روسیه ملحق کرد . در همان حال روسهای دنباس طرفدار روسیه با برگزاری رفراندوم و اعلان جمهوریهای لوهانسک و دونتسک تمام این منطقه را در تصرف خود گرفتند. جنگ میان جدائیطلبان و دولت اوکراین آغاز شد. دولت اوکراین با گسیل نیروهای نظامی بخشهایی از منطقه دنباس را باز پس گرفت. اما بخش دیگری از آن همچنان تا آغاز جنگ علنی روسیه در تصرف جدائیطلبان باقی ماند.
اوضاع بر این منوال بود که روسیه در ۲۱ فوریه ۲۰۲۲ دو جمهوری لوهانسک و دونتسک را به رسمیت شناخت و ۳ روز بعد، حمله نظامی سراسری را به خاک اوکراین آغاز کرد که تا به امروز حدود یکپنجم خاک اوکراین را به تصرف خود درآورده است. هماکنون نیز نهفقط در شرق بلکه در جنوب در حال پیشروی است.
در این ۴۲ ماه جنگ، قدرتهای اروپائی و آمریکا ظاهراً بدون اینکه خودشان مستقیماً وارد درگیری نظامی با روسیه شوند، تمام بار هزینه جنگ اوکراین را ازنظر مالی، تسلیحاتی، آموزشی و حتی نیروی انسانی را در شکل داوطلب بر عهده گرفتند. صدها میلیارد پول نقد روانه اوکراین کردند، پیشرفتهترین سلاحها را به اوکراین گسیل داشتند و تحریمهای سنگین اقتصادی و سیاسی بر روسیه وضع کردند تا شاید بتوانند روسیه را در این جنگ از پای درآورند. همانگونه که سران اروپا و آمریکا پیشازاین مکرر اعلام کردهبودند، روسیه نباید از این جنگ پیروز بیرون آید. در همان حال با پیشروی روسها و تشدید تضادها، قدرتهای اروپائی با توجیه خطر روسیه تلاش کردند میلیاردها دلار به تقویت نیروهای نظامی خود اختصاص دهند. بر طبق گزارشهایی که اخیراً انتشاریافته هماکنون میلیاردها یورو به هزینههای نظامی، ایجاد کارخانههای جدید تولید انواع تسلیحات بهویژه موشک و مهمات اختصاص داده است. فایننشال تایمز نوشت: وسعت کارخانههای “تسلیحاتی اروپا با سرعتی سه برابر بیشتر از دوران صلح در حال گسترش هستند؛ بهطوریکه بیش از ۷ میلیون مترمربع توسعه صنعتی جدید ثبتشده و این نشاندهنده تجدیدقوای تسلیحاتی در مقیاسی تاریخی است. ” نگرانی واقعی قدرتهای اروپائی از پیروزی روسیه در اوکراین این است که مقدمهای برای از دست دادن غنائمی گردد که پس از فروپاشی شوروی در شرق اروپا نصیب آنها شد.
با تمام این تلاشها اما نتوانستهاند به اهداف خود در اوکراین دست یابند و روسیه تا این لحظه پیروز میدان ازکاردرآمده است و بعید است تغییری به نفع آنها رخ دهد. ناکامی اروپائیان بهویژه پس از انتخاب مجدد ترامپ و تشدید اختلافات با آمریکا قطعیتر شد. درحالیکه کشمکش اصلی بر سر اوکراین میان اتحادیه اروپا و روسیه است، آمریکا که در دوره ریاست جمهوری بایدن از متحدان جدی اتحاد اروپا بود، اکنون خود را از این درگیری و هزینههای سنگین آن کنار کشیده است. ترامپ که میدانست امکان پیروزی بر روسیه در جنگ اوکراین وجود ندارد، پس از به قدرت رسیدن، کمکهای مالی و تسلیحاتی خود را به اوکراین که نقشی تعیینکننده در ادامه جنگ داشت، متوقف کرد و بعد از مجادلات چند ماه گذشته با قدرتهای اروپائی، پسازآن که امتیاز معادن قیمتی اوکراین را به دست آورد، به شرطی پذیرفت سلاح در اختیار اوکراین قرار دهد که هزینه آن را اروپا تقبل کند. در همین حال ترامپ تلاش کرد در نقش میانجی برای پایان دادن به جنگ و کسب امتیازاتی از روسیه ظاهر گردد.
اما اهداف واقعی روسیه از این جنگ چیست که این همه قدرت های امپریالیست اروپائی را نگران کرده است؟ روسیه به عنوان یک قدرت امپریالیست، دو هدف کوتاهمدت و بلندمدت را دنبال میکند. هدف نخست و فوری آن به رسمیت شناخته شدن انضمام شبهجزیره کریمه و منطقه دنباس به روسیه، قرار گرفتن اوکراین در خارج از ناتو بهعنوان یک منطقه حائل و بیطرف میان روسیه و ناتو است. هدف درازمدت روسیه برهم زدن تقسیمبندیهای اقتصادی و سیاسی گذشته بر سر سلطه برجهان، بهویژه در اروپاست. روسیه این هدف را پنهان نکرده است. در دسامبر۲۰۲۱ دو ماه پیش از حمله نظامی به اوکراین طرح تجدید ساختار امنیتی اروپا را به قدرتهای اروپائی و آمریکا ارائه داد که اهداف جدید روسیه را نشان میداد. در این طرح خواستار” توقف بسط ناتو به شرق اروپا، منع پیوستن اوکراین به ناتو، خروج نیرویهای نظامی ناتو از لهستان و کشورهای بالتیک و بازگشت به مرزهای سال ۱۹۹۷ بهعنوان مرزهای ناتو، برچیدن سلاحهای هستهای آمریکا از اروپا، شده بود.” بنابراین پوشیده نیست که تحقق اهداف فوری روسیه نیز از دیگاه قدرتهای اروپائی، پایان ماجرانخواهد بود. رقابت قدرتهای امپریالیست ادامه خواهد یافت. اما چنین به نظر میرسد که منافع آمریکا فعلاً ایجاب میکند که درگیریها با میانجیگری ترامپ متوقف گردد. اجلاس پوتین و ترامپ و توافقات پشت پرده در همین راستاست. اینکه هیئت حاکمه اوکراین چه واکنشی در قبال توافقات پوتین و ترامپ بر سر واگذاری بخشی از خاک اوکراین به روسیه خواهد داشت، فاقد اهمیت است. چون اختیاری از خود ندارد و اگر حمایت اروپا و آمریکا نبود در قدرت هم نبود. مهم موضع قدرتهای اروپائی است که از این توافقات و پیروزی روسیه خرسند نیستند. آنها که در جریان مذاکرات بر سر توقف جنگ توسط ترامپ به حاشیه رانده شدند و موضعگیریهای تندی بر سر این مذاکرات داشتند، اکنون با یک معضل جدی روبهرو هستند. نمیخواهند با پذیرش توافقات پوتین و ترامپ، این جنگ با پیروزی روسیه پایان یابد. ازاینرو بر سر طرح توقف جنگ یا آنچه که اکنون صلح اعلامشده، مانعتراشی میکنند، اما در همان حال نگراناند که مناسباتشان با ترامپ و دولت آمریکا وخیمتر از چند ماه گذشته شود. باید منتظر واکنش آنها از زبان زلنسکی در روز دوشنبه در جریان گفتگو با ترامپ بود.
درهرحال، خواه این جنگ در همینجا متوقف شود یا بازهم مدتی ادامه یابد، تردیدی نیست که توقف جنگ به نفع مردم اوکراین خواهد بود که در این چند سال گوشت دم توپ رقابت قدرتهای امپریالیست بودهاند و این جنگ زندگیشان را تباه کرده است.





نظرات شما