خورشید مبارزه درمحاق نماند

جنگ ارتجاعی دو دولت اسرائیل و جمهوری اسلامی، سوای کشتار صد‌ها تن از مردم بی‌دفاع، مصدوم ساختن هزاران تن دیگر و تخریب مراکز مسکونی و کاروتولید، عوارض مهم و مخرب دیگری را نیز درپی داشت. گرچه آمارهای پراکنده‌ای پیرامون کودکان و زنان کشته شده در جریان این جنگ ۱۲ روزه انتشار یافته است، اما هیچ‌گونه خبر و آمار دقیقی از واحدها و مراکز تولیدی و خدماتی، خسارت‌های وارده بر این مراکز و مهم‌تر ازآن، شمار کارگرانی که در این جنگ کشته یا مصدوم گشته و خسارت دیده‌اند انتشار نیافته است.

جنگ دوازده روزه رژیم نژاد پرست اسرائیل و رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی اما افزون بر کشتار مستقیم کارگران و مردم بی‌دفاع، تأثیرات مستقیم و بی‌واسطه‌ای بر محیط‌های کار و کارگری برجای گذاشت. یک سوی آن، سوء استفاده سرمایه‌داران از جنگ و شرایط پسا جنگ است و سوی دیگر آن، تأثیرات بازدارنده‌ی جنگ بر مبارزات کارگران و زحمتکشان. همینکه جنگ و شرایط جنگی پدیدار شد، اخراج‌های کارگری نیز شدت گرفت. سرمایه‌داران که همواره برای تسویه حساب و حذف کارگران پیشرو و قدیمی لحظه شماری می‌کنند، جنگ را چون یک “مائده آسمانی” درآغوش کشیدند تا کارگران معترض را از آغوش کارخانه بیرون بیندازند. روندی که در شرایط پسا جنگ نیز ادامه یافته است. آنجا که در گیرودار جنگ و بمباران‌های مداوم دوازده روزه فرصت اخراج دست نداد، اخراج و تعدیل نیرو پس از توقف جنگ آغازشد. کارفرمایان و سرمایه‌داران از شرایط جنگی و پسا جنگی به حد اکثر، سوء استفاده کردند. تعرض علیه طبقه کارگر را تشدید نموده و به اخراج، اعزام کارگران به مرخصی اجباری بدون حقوق، زدن از مزد و مزایا، قطع یا کسر اضافه کاری، قطع پرداخت پاداش تولید، تعلیق وضعیت بیمه‌ها و امثال آن روی آوردند. مزد ۱۲ روز جنگ، از حقوق ماهانه کارگران کسرشد. تهدید و فشار و برخوردهای امنیتی و توهین آمیز علیه فعالان کارگری نیز تشدید شد. جنگ، بار دیگر، بهانه‌ی تعرضی دیگر را در دست طبقه سرمایه‌دار نهاد و این طبقه نیز درپرتو حمایت‌های دولت، تا توانست از آن بهره برداری کرد.

موضوع اما تنها به تعرض طبقه سرمایه‌دار علیه طبقه کارگر خلاصه نشد. جنگ و شرایط جنگی درعین حال، تأثیرات منفی و بازدارنده‌ای برمبارزات کارگران و سایر زحمتکشان جامعه برجای گذاشت. جنگ و بحران ناشی از آن، همه چیز را تحت الشعاع خود قرار داد و افت نسبی اعتصابات و تجمعات اعتراضی را درپی داشت. جنگ، اعتصابات و تجمعات اعتراضی رو به گسترش کارگران و دیگر زحمتکشان را که می‌رفت درادامه خود، پشت نظم حاکم را به خاک بمالد، به پشت صحنه راند.آخرین اعتصاب قبل از جنگ، اعتصاب بزرگ سراسری و یکپارچه رانندگان کامیون بشارت دهنده‌ی آغاز دور جدیدی از اعتصابات و اعتراضات سراسری کارگری بود. جرقه این اعتصاب بزرگ شوق انگیز که می‌رفت زمین مستعد، شخم‌زده و بذر پاشیده‌ی اعتصاب را شعله‌ور سازد و چهره کل کشور را عوض کند، در لابلای ابر‌های تیره جنگ و آتش و دود بمب و موشک به محاق رفت. خورشید مبارزه در پس ابر پنهان ماند.

خورشید را اما نمی‌توان در پس ابر ولو تیره و دود اندود پنهان ساخت. جنگ با همه‌ی عوارض و تأثیرات زیان‌بار و غیر قابل کتمان بازدارنده‌اش، اما نمی‌توانست جز تأثیراتی کوتاه مدت برمبارزات کارگران برجای بگذارد. چراکه دلایل و فاکتورهای بسیار مهم و تعیین کننده‌ای در عمق جامعه جاری و زاینده این مبارزات است که حتی جنگ با تمام ابعاد زیانبار و دهشتناک آن، نمی‌تواند  و نتوانست در روند عمومی این مبارزات خللی ایجاد کند و آن را از صحنه خارج سازد.

هرکس این را می‌داند که از دامنه بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، نه قبل از جنگ، نه در جنگ و نه بعد از جنگ نه فقط ذره‌ای کاسته نشده بلکه بر عمق و دامنه این بحران‌ها افزوده شده است. فشارهای اقتصادی و سیاسی و ناملایمات اجتماعی از حد و حدود و ظرفیت تحمل کارگران و زحمتکشان فراتررفته است.گرانی‌ها و تنگناهای معیشتی تمام کارگران و لایه‌های گوناگون زحمتکشان را به ستوه آورده است. تضادهای اجتماعی بیش از پیش حدّت یافته و به مرحله ستیز نهایی پاگذاشته اند. تمام نابسامانی‌ها، تضاد‌ها، بحران‌ها و فاکتورهایی که قبل از جنگ سرمنشأ اعتصابات و مبارزات بودند کماکان به قوت خود باقی هستند. اعتراض نسبت به وضع موجود و مبارزه برای تغییر و رهایی از آن، به امری ناگزیر و تعطیل ناپذیر تبدیل شده است. ارتجاع اسلامی در وحشت از اعتصابات سراسری کارگری و برآمد‌های توده‌ای بر شدت سرکوب افزوده است. با سرکوب اما نمی‌توان از مبارزه طبقه کارگر و ادامه آن جلوگیری کرد.

جنگ اگرچه وقفه‌ای کوتاه مدت در روند مبارزات کارگران و زحمتکشان ایجاد کرد و این بسی به سود طبقه حاکم و رژیم سیاسی آن بود، اما این وقفه چندان دوام نیاورد. بسیار زودتر از آنچه تصور می‌شد مبارزات و اعتراضات کارگران و زحمتکشان از سر گرفته شد. تنها کافی بود چند روز از اعلام آتش‌بس و توقف جنگ سپری شود تا مبارزه نیز دوباره آغاز شود.

آتش‌بس سوم تیر اعلام شد و پنج روز بعد نخستین جرقه اعتراض زده شد. ده‌ها حرکت اعتراضی در فاصله اعلام آتش‌بس تا کنون گویای جهت‌گیری و گرایش عمومی جامعه به موقعیت مبارزاتی قبل از جنگ و گویای آمادگی جامعه برای انفجار، چه بسا پیش درآمدِ آن است. درست در شرایطی که طبقه حاکم و دولت این طبقه برفشارها و تعرضات خود علیه کارگران و زحمتکشان افزوده‌اند، طبقه کارگر و سایر زحمتکشان نیز برای بهبود شرایط و وضعیت زندگی خود به اعتصاب و اعتراض برخاسته و با رژیم و تمام نظم موجود چنگ در چنگ شده‌اند.اشاره به چند نمونه از این اعتصابات و اعتراضات بیان‌گر همین واقعیت است:

چهارشنبه ۱۱ تیر۴۰۰ تن از کارگران کارخانه آلومینیوم اراک (ایرالکو) به نمایندگی از هزاران کارگر این شرکت در اعتراض به اخراج چندتن از رفقای خود و همچنین قطع پرداخت پاداش افزایش تولید،عدم اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و قطع برخی مزایای دیگر دست به اعتصاب و تجمع زدند. اعتراض کارگران که قبل‌تر به صورت تجمع در محوطه کارخانه آغاز شده بود، درادامه به خارج از گیت اصلی کارخانه کشیده شد. وقتی که “مجیدی” مدیر عامل شرکت وعضو سپاه پاسداران با تهدید از کارگرانی که شعار می‌دادند خواست خود را به کمیته انضباطی معرفی کنند، کارگران نیز با جسارت مقابل وی ایستادند و از وی خواستند استعفا دهد. شایان ذکر اینکه نیروی انتظامی نسبتاً وسیعی برای سرکوب اعتصاب و تجمع کارگران به محل اعزام شده بود. کارگران مصرانه خواهان بازگشت به کار همکاران خود شدند.

سه شنبه ۱۷ تیر کارگران ماشین سازی اراک با قاشق زنی در ناهار خوری، به اعتصاب و تجمع روی آوردند و نسبت به تأخیر شرکت در واریز بیمه و قطع خدمات درمانی اعتراض کردند. اخراج برخی پرسنل حتی بدون تشکیل کمیته انضباطی و بدون اخطار کتبی، از دیگر دلایل مهم اعتصاب بود. کارگران خواهان بازگشت به کار همکاران، پرداخت به موقع مزد ومزایا و اضافه کاری و حل مشکلات بیمه‌ای شدند.

روز چهارشنبه ۱۸ تیر کارگران گروه ملی فولاد در اعتراض به کسر غیرقانونی ساعات اضافه‌کاری دست به تجمع اعتراضی زدند. بیش از ۶۰۰ تن از کارکنان شرکت مدیریت طرح‌های صنعتی ( IPMI ) در فاز ۱۴ پارس جنوبی با تنظیم یک اعتراض‌نامه جمعی، خواستار پرداخت سه ماه معوقات مزدی شدند. دراین شرکت علاوه بر قطع برخی مزایا، در مورد اخراج گروهی از کارگران نیز تصمیم گیری شده است. روز پنجشنبه ۱۹ تیر پرسنل عملیاتی شرکت نفت فلات قاره با انتشار یک نامه اعتراضی در کانال تلگرامی کارکنان رسمی صنعت نفت،خطاب به مدیرعامل و بی توجهی به خواستهای خود هشدار دادند و نوشتند” ناراضی هستیم و عصبانی”. روزهای شنبه و یک‌شنبه ۱۴ و ۱۵ تیر نیروهای پیمانکاری مناطق عملیاتی نفت و گاز جنوب و برخی مناطق دیگر نیز خواهان تبدیل وضعیت شغلی خود شدند. شنبه ۱۴ تیر۸۰ تن از کارگران فاز ۱۴ پارس جنوبی خواهان رسیدگی به مشکلات خود شدند. این کارگران که مدیریت آنان را به مرخصی اجباری فرستاده و به آنان وعده داده بود پس از پایان جنگ به وضعیت‌شان رسیدگی خواهد شد، کماکان بلا تکلیف‌اند. در کارخانه “سرجین بافت زنجان”طرح ” تعدیل نیرو” به اجرا گذاشته شده و کارفرما به بهانه کمبود منابع مالی با ادامه کاری تعدادی از کارگران موافقت نکرده است. این اقدام کارفرما، مورد اعتراض شدید کارگران در نهم تیر ماه قرار گرفت. همین روز در پتروشیمی ارغوان گستر نیز کارگران نسبت به اخراج شماری از همکاران خود اعتراض کردند. کارگران در کارخانه “کیش چوب” و برخی واحدهای دیگر نیز پیگیر مطالبات خود شدند.

میدری وزیر کار وعده داده بود به کارگران واحد های آسیب دیده با بسته های حمایتی و ایجاد تسهیلات مشابه دوران کرونا کمک خواهد شد.اما نه فقط هیچ اقدامی در این زمینه انجام نشد، بلکه ادارات کار در زدوبند با کارفرمایان و دریافت رشوه، از تشدید فشار برکارگران حمایت کرده و راه‌کارهای اخراج به اصطلاح قانونی را به آنان ارائه نموده‌اند.

اعتراضات بعد از جنگ، به اعتصابات و تجمعات اعتراضی کارگری محدود نمی‌شود. معلمان حق التدریسی، باز نشستگان تأمین اجتماعی(رشت) اعتراض به قطعی برق و آب شرب (ایوانکی)، راه پیمایی و تجمع اعتراضی هزاران خانواده متقاضی مسکن(بیرجند)، تجمع متقاضیان مسکن ملی در اراک  و نمونه های دیگر ی ازاین دست، بخش دیگری از اعتراضات توده ای درهمین بازه زمانی بوده است.

در رأس این قبیل اعتراضات، مبارزات پیگیرانه نانوایان از درخشندگی خاصی برخوردار بوده است. نانوایان ارومیه، پیشتاز مبارزه این صنف بعد از توقف جنگ بوده‌اند. نانوایان ارومیه با انتشار یک بیانیه اعتراضی در تاریخ ۱۳ تیر، فریاد اعتراض سردادند و با صدای بلند از سفره‌های تهی و نانوایی‌هایی که در آستانه تعطیل قرار گرفته سخن گفتند. از اینکه دیگر توان ادامه کاری ندارند، ازاینکه توان پرداخت حقوق کارگر، بیمه، برق، آب، تعمیرات و حتی تأمین معیشت خانواده خود را ندارند سخن گفتند. از سامانه ناکارآمد”نانینو” که نانوایان را “زمین‌گیر” کرده است، از “بازرسی‌ها، جریمه‌های بی منطق و تصمیم گیریهای غیرکارشناسی که تیر خلاص را به پیکر نیمه‌جان این صنف زده است” سخن گفتند و ضمن قطع همکاری خود با سامانه “نانینو” خواهان “تعیین نرخ عادلانه، توقف بازرسی‌های سلیقه‌ای، و حذف طرح‌های غیرکاربردی” شدند.

با انتشار این بیانیه که وصف حال عموم نانوایان بود، استارت دور جدید اعتراضات نانوایان زده شد. روز سه شنبه ۱۷ تیر، نانوایان مشهد در اعتراض به عملکرد “نانینو” در محل اتحادیه نانوایان دست به تجمع زدند و با تحویل کارت‌خوان‌های ” نانینو ” رسماً قطع همکاری با این سامانه را اعلام کردند. واریز نشدن یا تأخیر فاحش در تسویه حساب فروش نان، قطع مکرر سامانه در ساعات کاری، ایجاد محدودیت در برابر برداشت از حساب‌ها، نبود پاسخگویی و بی توجهی مسؤلان به وضعیت معیشتی نانوایان، از جمله دلایل اصلی این اقدام و تجمع اعتراضی بود. نانوایان مشهد هشداردادند درصورت ادامه بی توجهی مسؤلان، اعتراضات را در سطح استان گسترش خواهند داد.

در همین روز نانوایان رشت نیز در اعتراض به وضعیت فاجعه بار سامانه “نانینو”، مقابل فرمانداری و اتحادیه نانوایان تجمع برپا نموده و به نشانه اعتراض کارت‌خوان‌های “نانینو” را تحویل داده و به همکاری خود با این سامانه پایان دادند. به گفته نانوایان رشت، عملکرد “نانینو” زندگی نانوایان را به نابودی کشانده است. نانوایی نه پولی برای خرید آرد دارد و نه برای پرداخت دستمزد و حقوق کارگر. نانوایان رشت نیز مانند نانوایان مشهد هشدار دادند اگر این وضعیت ادامه داشته باشد، نانوایان در سراسر استان گیلان و دیگر شهرها و استان‌ها وارد اعتراض و خیابان خواهند شد. در شهر بجنورد نیز نانوایان در همین روز با تجمع اعتراضی و تحویل کارت‌خوان‌های “نانینو” اعلام کردند حاضر به ادامه همکاری با این سامانه نیستند.نانوایان تهران نیز روز شنبه ۲۱ تیر در اتاق اصناف تهران تجمع کردند.

این شمایی فشرده و کلی از ادامه مبارزات بعد از جنگ است . طبقه سرمایه‌دارحاکم و رژیم سیاسی آن، به دلایل گوناگون از جمله بحران‌های عدیده داخلی و خارجی، قادر به برآورده ساختن خواست‌های کارگران و زحمتکشان نیستند و اساساً چنین رسالتی ندارند. باتشدید سرکوب و خفقان نیز نمی‌توان دربرابر مبارزات کارگران و زحمتکشان معترض به‌جان‌آمده، سد و مانع غیر قابل عبوری ایجاد نمود. لذا مبارزه ادامه خواهد یافت و جنبش اعتصابی کارگران و جنبش‌های اعتراضی توده‌ای بی تردید به لحاظ کمی و کیفی وارد مرحله رشد یافته‌تری خواهند شد و نه تنها مسیر قبل از جنگ، بلکه فرازهای جدیدتری را طی خواهند کرد. مبارزه، از درون آتش و تاریکی و دود راه خود را گشوده است. کارگران و زحمتکشان نه فقط خود را برای احیای سطوح قبلی مبارزه، بلکه فراتر رفتن از آن آماده می‌کنند. جنگ گرچه بر جنبش اعتصابی طبقه کاگر و جنبش‌های اعتراضی توده‌ای ضربه زد و برای لحظاتی آن را در پس پشت آتش و دود و بمب و موشک متوقف و پنهان ساخت، اما در پروسه روشن رشد مبارزه، جنگ لکه تاریکی بیش نبود. مبارزه و اعتراض را نمی‌توان در درون جنگ مدفون ساخت، چنانکه خورشید را نمی‌توان در پشت لکه ابر ناپدید ساخت.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۲۸ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.