نشریه کار

تابستانی خونین که این چنین گذشت

«می پنداشتیم که سپیده دمی رنگین – چنان که به سنگفرش شب از پای درآییم – با بوسه ای بر خونِ امیدوارِ ما بخواهد شکفت. و یاران یکایک از پا درآمدند چرا که انسان ای دریغ، که به درد قرونش خو کرده بود»