جنبش طبقه کارگر از زیر آوارسنگین جنگ سر بر می‌کشد

جنگ ارتجاعی و ویرانگر دولت امپریالیستی آمریکا و دولت صهیونیستی اسراییل با دولت ارتجاعی جمهوری اسلامی و پیامد‌های دهشتناک آن، تأثیرات مخربِ همه‌جانبه‌ای بر وضعیت کار و زندگی و مبارزه طبقه کارگر برجای گذاشته است. جنگ، میلیون‌ها کارگر شاغل در صنایع و کارخانه‌های بزرگ و کوچک را از کار بیکار و به خیابان پرتاب کرد. میلیون‌ها کارگری که شغل خود را ازدست داده و فاقد هرگونه منبع درآمدی هستند، همراه با خانواده‌های خود به فقر و گرسنگی و سیه‌روزی سوق داده شده‌اند. تنها گروه بسیار محدودی از کارگران موفق به استفاده از مبلغ ناچیز بیمه بیکاری شده و بقیه، گرسنه و بلاتکلیف به حال خود رها شده‌اند. در جستجوی لقمه ای نان و برای نمردن از گرسنگی گروهی به دست‌فروشی و مسافرکشی روآورده‌اند. برخی دیگر به رانندگی در اسنپ و “تپسی”* و حتی کار ساختمانی و امثال آن پناه برده‌اند و گروه دیگری درجستجوی کار، شهر و دیار خویش را ترک نموده و دست به مهاجرت زده‌اند. بیکاری از یکسو، گرانی سرسام آور و تا چند ده برابر شدن قیمت برخی کالاهای ضروری از سوی دیگر، فشارهای معیشتی فوق تحمل انسانی و فقر و فلاکت وحشتناکی را بردوش کارگران آوار نموده است. فقر چنان شدید و وحشتناک است که حتی نایب رئیس به اصطلاح اتحادیه زنان کارگر نیز می‌گوید:” مردم حتی برای خرید نان با مشکل مواجه‌اند”.

جنگ و پیامد‌های آن از جنبه‌های گوناگونی به جنبش طبقه کارگر و مبارزات کارگری آسیب زد. جنگ، اعتصابات و تجمعات اعتراضی کارگران را از صحنه خارج ساخت. جنگ و پیامدهای  ویرانگر آن، روند رو به رشد مبارزات و جنبش کارگری را موقتاً قطع کرد. جنگ مانع بسیار بزرگی بر سر راه ارتقای خواست‌ها و اشکال مبارزه طبقه کارگر ایجاد کرد.جنگ روند سیاسی شدن این خواست ها و مبارزات را به تأخیر انداخت. ارتجاع حاکم با توسل به جنگ و به بهانه جنگ، با قطع اینترنت عمومی، پیوندها و ارتباط گیری میان فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری را مختل کرد و امکان ابراز وجود علنی و متشکل را از کارگران، فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری گرفت. جنگ و پیامد‌های آن اولویت‌های جدید و گریز ناپذیری را بر کارگران و زندگی آن‌ها تحمیل نمود. جنگ، رهایی از فقر و تنگدستی و گرسنگی را به موضوع روز و فوری کارگران تبدیل کرد. جنگ و عواقب بیواسطه آن چون اخراج، بیکارسازی و جهش قیمت‌ها و گرانی وحشتناک ارزاق عمومی ، تنگناهای اقتصادی و معیشتی طبقه کارگر را دوچندان کرد. جنگ این فرصت را به دولت جمهوری اسلامی و پاسداران نظم سرمایه‌داری حاکم اعطا نمود تا فضای سرکوب و بازداشت و زندان و اعدام را تشدید کند و رعب و وحشت را بیش از پیش در جامعه و در محیط‌های کارگری بپراکَنَد. جنگ در یک کلام، در جایگاه یک نیروی بازدارنده بزرگ، مقابل روند رو به رشد جنبش طبقه کارگر ظاهر شد و ضربات سخت و بخشاً جبران ناپذیری بر این جنبش وارد ساخت.

پایین‌تر به اخراج های گسترده و بیکارسازی‌ها به عنوان یکی از پیامدهای مهم و بازدارنده جنگ خواهیم پرداخت.اینجا اما ضروری و بسیار مهم است به این واقعیت اشاره کنیم که جنگ به‌رغم تمام دشواری‌ها و شرایط دهشتناکی که بر دوش طبقه کارگر آوار نمود اما نتوانسته و نخواهد توانست در دراز مدت سد و مانع غیر قابل عبوری در برابر مبارزات طبقه کارگر ایجاد کند. اعتراضات کارگری در فاصله بعد از آغاز “آتش‌بس” تا امروز نیز گویای همین واقعیت است. مبارزه طبقه کارگر در دیوارضخیم و بلند سرکوب و خفقان ترک انداخته و از زیر آوار سنگین جنگ، آرام آرام سربلند می‌کند. خلاصه‌وار به چند نمونه ازاعتراضات و مبارزات کارگری اشاره می‌کنیم:

کارگران برق فشارقوی(کلاه زردها) روز شنبه دوم خرداد درمقابل ساختمان برق منطقه‌ای غرب در کرمانشاه تجمع اعتراضی برپا نموده و نسبت به عدم اجرای “طرح فوق العاده خاص” و اعمال تبعیض در پرداخت های رفاهی اعتراض کردند.همین روز گروهی از رانندگان استیجاری از شهرهای مختلف راهی تهران شده و با تجمع مقابل نهاد ریاست جمهوری، خواستار تبدیل وضعیت شغلی خود شدند. روزچهارشنبه ۳۰ اردیبهشت کارگران قراردادی پتروشیمی ماهشهر، در اعتراض به کسر حقوق و مزایای خود دست به تجمع اعتراضی زدند.درهمین روز گروهی از کارگران اخراجی شرکت پتروشیمی پتروناد، برای چهارمین روز متوالی تجمع اعتراضی برپا کردند.کارگران با تجمع مقابل فرمانداری، دادسرای عمومی و اداره کار، خواهان بازگشت به کار ۲۰۰ کارگر اخراجی شدند. کارگران کارخانه کیش چوب،۱۶ اردیبهشت و ۲۹ فروردین دست به اعتصاب و تجمع زدند.روز ۱۵ اردیبهشت کارگران بیکارشده‌ی پروژه فازدوم پالایشگاه گاز ایلام مقابل اداره کل کار استان تجمع کردند و خواهان تعیین وضعیت شغلی خود شدند. کارگران معدن زغال‌سنگ ” هشونی” روز ۱۳ اردیبهشت دست از کار کشیدند و سپس با تجمع مقابل فرمانداری شهرستان کوهبنان، خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند. شایان ذکر اینکه کارگران این معدن ماه‌هاست با تأخیر پرداخت حقوق دست و پنجه نرم می‌کنند. نکته مهم اینکه اعتراض، منحصر به کارگران معدن هشونی نیست. دوازده معدن زیر مجموعه شرکت زغال سنگ کرمان هستند که  کارگران تمام این معادن از اسفند ۱۴۰۴ حقوقی دریافت نکرده و جملگی معترض‌اند.کارگران ابنیه فنی راه آهن دورود لرستان که تحت مسؤلیت شرکت “تراورس” مشغول به کارند، روز ۱۳ اردیبهشت در اعتراض به تعویق پرداخت حقوق دست به تجمع اعتراضی زدند و چهارمین روز اعتراضات متوالی خود را پشت سر گذاشتند.کارگران و کارکنان مرکز بهداشت استان یزد، روز  ۵ اردیبهشت مقابل استانداری یزد برای دومین روز متوالی تجمع برپا کردند. کارگران شهرداری زنجان در اعتراض به تصمیم شورای شهر پیرامون حذف اضافه کاری و عدم افزایش حقوق برطبق قرارها و وعده‌های قبلی، روز ۳۰ اردیبهشت مقابل ساختمان شهرداری و شورای شهر تجمع اعتراضی نسبتاً بزرگی برپا نمودند. در جریان این حرکت اعتراضی، زمانی که کارگران در برابر ورودی پارکینگ شورای شهرتجمع نموده و مسیر خروجی را برای پاسخگو کردن اعضای شورای شهر مسدود کرده بودند، یکی از اعضای شورای شهر به نام محمدکاظم مجتهدی به صف کارگران زد و یک کارگر را زیر گرفت و مجروح ساخت. مهدی محمدیان کارگر معترضی که توسط عضو شورای شهر زیر گرفته شد و مجروح شد نقل کرد که این عضو شورای شهر به کارگران گفته بود:” از رویتان رد می‌شوم و دیه‌اش را هم می‌دهم”.این گفته و عمل وحشیانه و خشونت آمیز عضو منفور شورای شهر زنجان، مورد اعتراض تمام ۷۰۰ کارگر زیر مجموعه شهرداری های زنجان قرار گرفته است.

افزون بر کارگران شاغل، کارگران بازنشسته نیز تجمعات اعتراضی روتین خود را از سر گرفته و در همین بازه زمانی در چندین مورد تجمعات اعتراضی برپا نموده اند. بازنشستگان مبارز اندک اندک خود را از چنگ هیولای جنگ رها ساخته و راهی کف خیابان می‌شوند. نهم اردیبهشت بازنشستگان فولاد در اصفهان مقابل استانداری و همزمان در تهران مقابل صندوق بازنشستگی فولاد تجمعات اعتراضی برپا نمودند. یکشنبه ۲۰ اردیبهشت کارگران بازنشسته شوش، هفت‌تپه و اهواز با تجمع در اداره تأمین اجتماعی، خواهان افزایش حقوق و مستمری شدند. یکشنبه ۲۷ اردیبهشت نیز گروه‌هایی از کارگران بازنشسته در شهرهای تهران، تبریز، رشت و شوش تجمعات همزمان اعتراضی برپا کردند. یکشنبه سوم خرداد نیز بازنشستگان تأمین اجتماعی شوش و هفت‌تپه مقابل فرمانداری شوش دست به تجمع اعتراضی زدند. به این‌ها باید تجمعات اعتراضی و خیابانی دانش‌آموزان در خرم آباد، شهرکرد و بیرجند را اضافه کرد.

نیازی به توضیح نیست که این اعتراضات تنها بخشی از تجمعات و اعتصابات است و یقیناً شمار اعتراضات بیشتر از این‌هاست اما به دلیل سانسور و اختناق و انسداد اینترنت، جایی منعکس نشده‌اند. برای نمونه در روزهای اخیر چند اعتصاب در پتروشیمی ماهشهر رخ داد که از انعکاس آن جلوگیری به عمل آمده است.

روی آوری کارگران و زحمتکشان به اعتصاب و تجمع و اعتراض در شرایطی است که ارتجاع حاکم باتشدید سرکوب و بازداشت و کنترل و قُرُق خیابانی، سعی کرده است در دل توده های مردم رُعب و هراس ایجاد کند و کارگران و زحمتکشان را از دست زدن به هرگونه اعتراض و تجمع و اعتصاب بازدارد.تأثیرات بازدارنده جنگ و پیامد‌های آن نیز بر کم و کیف اعتراضات انکار ناپذیر است.

نیازی به توضیح این موضوع نیست که جنگ ویران‌گر، بسیاری از زیرساخت‌ها، صنایع و مراکز مهم صنعتی از نمونه فولاد مبارکه اصفهان، فولاد خوزستان، برخی مراکز نفت و گاز و پتروشیمی و امثال آن را به کلی تخریب و نابود کرد. جنگ صدها شهرک صنعتی و کارخانه و مرکز تولیدی را ویران کرد و صدها هزار کارگری که کارخانه و محل کارشان به تلی از خاک و پاره آجر و میله‌های آهنی درهم پیچیده بدل شد،در یک چشم به‌هم زدن، کاری را که سال ها بدان مشغول بودند ازدست دادند. ابزار و امکان و مکان مبارزه از آنان گرفته شد. بیکاری گسترده و بی پناهی از راه رسید. هیولای جنگ گلوی طبقه کارگر را فشرد و انبوه عظیم بیکارشدگان که خواهان ادامه کاری و بازگشت به کار‌اند، به حال خود رها شدند.

به رغم سپری شدن ۴۵ روز از اعلام “آتش‌بس” در ۱۹ فروردین، هیچ اقدامی در زمینه بازگشت به کار کارگران اخراجی و بیکار صورت نگرفته است.کارگران بیکار شده تنها در موارد محدودی امکان و اجازه بازگشت به کار یافته‌اند. برای نمونه از  ۱۷ هزار نیروی کار فولاد مبارکه، تنها حدود ۲ هزار نفر آن‌هم بطور عمده در بخش اداری و مدیریتی به محل کار بازگشته اند. بخش تولید همچنان تعطیل و متوقف مانده است. مقامات دولتی مدام پیرامون حمایت از واحد‌های تولیدی آسیب دیده و اشتغال کارگران سخن می‌گویند اما این حمایت‌ها تا آنجا که از مرحله حرف گذشته و به عمل درآمده است، به صورت ” بسته های تسهیل‌گر مالی، بانکی و گمرکی” مشمول صاحبان سرمایه شده بی‌آنکه تأثیری در ایجاد اشتغال یا بازگشت به کار صدهاهزار کارگر اخراجی و بیکار صنایع و کارخانه های تخریب شده داشته باشد.

آسیب‌های وارده بر طبقه کارگر و مبارزات آن، تنها به بیکاری‌های گسترده از ناحیه تخریب و نابودی زیر ساخت‌ها و صنایع و کارخانه‌ها دراثر جنگ محدود نماند. دربسیاری از کارخانه‌ها و مراکز صنعتی که درجنگ هیچگونه آسیبی ندیده و از ترکش‌های آن درامان مانده بودند نیز صاحبان سرمایه با سوء استفاده از شرایط، هزاران کارگر خصوصاٌ کارگران معترض و با سابقه را اخراج کرده‌اند. به چند نمونه از این اخراج‌ها اشاره می‌کنیم:

شرکت ملی مس ۱۳۸ کارگر را اخراج کرد. درشرکت “پیتک”۴۹۰ کارگر، “پایامدرن” ۵۰۰ کارگر و “گیل آوا” ۱۹۰ کارگر اخراج شده‌اند.در”صاپنا” سازنده لوله و اتصالات پلاستیکی ۵۰،”شایان صنعت” ۶۰ و پتروشیمی “پتروناد” ماهشهر ۲۰۰ کارگر اخراج شده اند.در برخی شرکت‌ها و واحدهای صنعتی و معدنی نی ریز و بختگان مانند “پویشگران”،” رنگین سنگ”،”آونگ” و “سنگین رنگ” ۱۶۶ کارگر اخراج شده اند. یک شرکت معدنی دیگر فعال در حوزه تولید سنگ مرمر و کرومیت ۹۰۰ کارگر را اخراج نموده است. در پروژه‌های پتروشیمی چابهار، قبل ازجنگ ۳ هزار کارگر مشغول به کار بودند اما اکنون تعداد کارگران شاغل به هزارنفر کاهش یافته و ۲ هزار کارگر اخراج و بیکار شده اند. در معدن فلورین شماره یک طبس کل کارگران با ۴ تا ۲۰ سال سابقه کار اخراج و بیکار شده‌اند. درنساجی بروجرد ۷۰۰ کارگر، تریلرسازی “مارال صنعت” ارومیه ۱۵۰۰ کارگر اخراج و بلاتکلیف شده‌اند. اخراج ها در صنایع خودرو سازی نیز بسیار گسترده است. تنها در یکی از هلدینگ‌های خودروسازی ۷ هزار کارگر اخراج شده اند. این  ها فقط شمه‌ای و جزء کوچکی از مجموع اخراج ها و به نابودی کشاندن زندگی کارگران است.

جنگ که خود تعرض بزرگی علیه طبقه کارگر بود نه فقط با تخریب گسترده و بیکارسازی وسیع، زندگی و معیشت کارگران را به ورطه نابودی کشاند، بلکه این موقعیت را نیز برای صاحبان سرمایه فراهم ساخت تا به بهانه جنگ و شرایط جنگی، بیش از پیش ستم و استثمار را تشدید و تعرضات بیشتری را علیه حق و حقوق کارگران سازمان داده و به مرحله اجرا بگذارند.

پوشیده نیست که بیکارسازی‌ها و اخراج‌های گسترده ناشی از جنگ یا به بهانه جنگ درجایگاه یک عامل بازدارنده‌ی بزرگ به نحو بیواسطه ای چند و چون مبارزات طبقه کارگر را تحت تأثیر قرارداده و ضربات بزرگی بر جنبش این طبقه وارد ساخته  است. آنانکه هنوز از گزند اخراج‌ها و بیکارسازی‌ها برکنار مانده‌اند،به شدت نگران اخراج و ازدست دادن شغل خویش‌اند.جنگ و پیامد‌های آن، شرایط اعتراض را بسی پیچیده‌تر و هزینه آن را بیشتر کرده است. کارفرمایان و صاحبان سرمایه، پیش از جنگ نیز از اختیارات و قدرت کافی برای اخراج کارگران برخوردار بودند، اما جنگ و شرایط بعد از جنگ این قدرت و اختیارات را دوچندان نموده و کارگر تنها دربرابر یک اعتراض کوچک و طرح خواستی ناچیز که قبل از جنگ شاید فقط با بی‌اعتنایی کارفرما روبرو می‌شد،اکنون بیدرنگ اخراج می‌شود. افزایش رسمی حداقل دستمزد اجرا نمی‌شود،ازمزد ماهانه کارگر می‌زنند،اضافه کاری‌ و برخی مزایا حذف یا تعلیق می‌شود، تأخیر در پرداخت‌ها عمومیت یافته و برخی امتیازاتی  که کارگران طی دهه‌ها مبارزه بدست آورده‌اند قطع شده است. برای مثال کارفرمای شرکت رادیاتور ایران بسیاری از مزایایی که طبق ضوابط و آیین نامه‌های داخلی دهه‌هاست به کارگران پرداخت می‌شده، همه را لغو یا تعلیق نموده است. یک کارگر شهرک صنعتی سهند واکنش کارفرما درقبال اعتراض کارگر را اینگونه توصیف می‌کند:” ما پیش از جنگ هم امکانات رفاهی چندانی نداشتیم که حالا بخواهند از ما بگیرند. مسئله این است که قبل از جنگ، اگر اعتراضی می‌کردیم یا خواسته‌ای داشتیم، حتی اگر به خواسته‌مان نمی‌رسیدیم، حداقل با ما برخورد قهری نمی‌کردند. اما پس از آغاز جنگ، به‌خصوص بعد از این جنگ اخیر، شرایط تغییر کرد. چون بعضی کارخانه‌ها آسیب دیدند و تعطیل شدند، نیروی کارِ بیکار در تبریز به شدت افزایش یافت. در حال حاضر، اگر کسی کوچک‌ترین اعتراضی بکند و خواسته‌ای داشته باشد، خیلی راحت او را اخراج می‌کنند. در همین مدت کوتاه، چند نفر از کارگران را تنها به دلیل اعتراض به جابه‌جایی‌های غیرمنطقیِ بین واحدها اخراج کردند. فقط از واحد ما که حدود چهل تا پنجاه نفر پرسنل دارد، سه نفر را به جرم اینکه معترض بودند به اینکه جایشان را تغییر می‌دهند، اخراج کردند؛ آن هم در حالی که همه‌ی ما کارگر ماهر و متخصص محسوب می‌شویم”.

ناگفته نماند که بسیاری از کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی باظرفیت پایین و حضور محدود کارگران فعالیت می‌کنند. در عین حال در تمام مراکز کاروتولید شرایط شدید پلیسی و امنیتی برقرارشده و افزون براین، ابهام و ناروشنی در زمینه تداوم کار و تولید، بی‌ثباتی بیسابقه‌ای را در کار وزندگی کارگران رقم زده است. پی‌گرد و بازخواست و ارعاب کارگران پیشرو  و فعالان تشکل های کارگری، همچنین انسداد اینترنت و تحمیل بی خبری برکارگران نیز به سهم خود تأثیرات منفی و بازدارنده‌ای بر فعالیت‌ها و تحرکات فعالان جنبش کارگری و تشکل‌های مستقل برجای گذاشته است.همه‌ی این‌ها و عوامل دیگری نظیر این‌ها و پیامد‌های جنگ ارتجاعی بدون شک لطمات بزرگی بر مبارزات کارگری و جنبش طبقه کارگر وارد ساخته‌اند.

با وجود این تردیدی در این موضوع وجود ندارد که مبارزات طبقه کارگر را نمی‌توان برای درازمدت به بندکشید و یا خاموش کرد. نمی‌توان جلو رشد آگاهی کارگران و جلو مبارزه طبقه کارگر را گرفت. تک‌جوش‌های اعتراض و مبارزه کارگری این‌جا و آن‌جا پدیدارشده و اعتصابات و تجمع های اعتراضی کارگران شاغل و بازنشسته در حال شکل‌گیری و گسترش است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، دربیانیه‌ای که ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ انتشار داد، جنگ و پیامدها و تأثیرات آن بر جنبش کارگری را به اختصار بیان کرده است.ازآن‌جا که این بیانیه،ازموضع کارگران و طبقه کارگر نوشته شده و  بیان فشرده موضع بخش‌های پیشرو طبقه کارگر است، در اینجا بخش‌هایی از بیانیه را عیناً نقل می‌کنیم:

” جنگی ویرانگر، زندگی و مبارزه ما کارگران را به‌طور همه‌جانبه‌ای بر هم زد؛ از بمباران‌های شبانه‌روزی توسط آمریکا و اسرائیل … تا حضور نیروهای سرکوبگر نظامی و بسیجی در سر هر گذر، ترس و نگرانی و اضطراب همگانی هم از بمباران و هم از سرکوب شدید امنیتی، تا گرانی سرسام‌آور و قطع غیرقابل‌قبول اینترنت توسط حکومت که کار و زندگی میلیون‌ها انسان را مختل کرد و امکان ارتباط‌گیری و ابراز وجود علنی را از اکثریت مطلق مردم و نیز تشکل‌های مستقل، از جمله سندیکای ما، گرفت…

ضرباتی که این جنگ به‌خصوص به طبقه کارگر، مردم محروم ایران، جنبش‌های ما و امکان سازمان‌یابی ما زده است به راحتی جبران‌پذیر نیست، اما مبارزه جنبش‌های حق‌طلب را متوقف نخواهد کرد…

این جنگ و هرگونه سیاست جنگ‌طلبانه باید فوراً و کاملاً متوقف شود؛ تهدیدهای آمریکا و اسرائیل برای از سرگیری حملات نظامی به ایران باید پایان یابد؛ سرکوب و اعدام توسط جمهوری اسلامی به بهانه شرایط جنگی باید متوقف گردد؛ بحران معیشت، گرانی سرسام‌آور و بیکاری میلیونیِ ناشی از جنگ باید با تأمین فوری، رایگان و یا ارزانِ مایحتاج اساسی مردم مهار شود؛ اینترنت طبقاتی باید منحل گردد و دسترسی کامل به اینترنت آزاد، حق مسلم ما کارگران و مردم زحمت‌کش کشور است.”

طبقه سرمایه‌دار و دولت‌های  ارتجاعی و جنگ طلب می‌توانند جنگ افروزی و کشتار کنند، می‌توانند هزاران کارخانه و مرکز تولیدی را با خاک یکسان و میلیون‌ها کارگر را ازکار بیکار کنند، اما نمی‌توانند مبارزه طبقه کارگر را خاموش سازند، نمی توانند مانع رشد آگاهی، پویائی و تعالی طبقه کارگر شوند و چرخ تاریخ را به عقب برگردانند. حتی اگر مدتی در این روند وقفه ایجاد کنند، حتی اگر ضربات سخت و خردکننده‌ای بر پیکر جنبش طبقه کارگر وارد سازند، حتی اگر کارخانه را تخریب و بر سرکارگر آوارکنند،  دستاوردهای آن را به آتش بکشند و خاکستر کنند، جنبش طبقه کارگر از زیر آوار سر برخواهد کشید و پرچم اعتراض علیه نظم موجود را برخواهد افراشت.

“بادِ شدید می‌دمد و سوخته‌ست مرغ

خاکسترِ تنش را اندوخته‌ست مرغ

پس جوجه‌هاش از دلِ خاکسترش به در”**

زیرنویس

*تپسی- یک شرکت ایرانی فعال در حوزه حمل‌ونقل اینترنتی و خدمات آنلاین است . کاربران از طریق اپلیکیشن موبایل می‌توانند درخواست خودرو بدهند و رانندگان آن‌ها را جابه‌جا کنند.نوعی تاکسی اینترنتی.

**ازشعر «ققنوس» سروده نیمایوشیج.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۷۰ در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.