اقتصاد سرمایهداری ایران بهکلی ازهمگسیخته و فشار بار آن، بر دوش کارگران و زحمتکشانی قرارگرفته که در چنگال بیکاری، فقر و گرسنگی بیسابقهای گرفتار آمده و با هولناکترین شرایط معیشتی مواجهاند.
هنوز جنگ اسفندماه آغاز نشده بود که بحران اقتصادی رکود- تورمی سرمایهداری حاکم بر ایران به درجهای از وخامت رسیده بود که رشد تولید ناخالص داخلی به زیر صفر سقوط کرده و نرخ تورم رسمی عدد ۵۰ درصدی را پشت سرنهاده بود. جنگ، بر وخامت اوضاع افزود. صدمات ویرانگری بر مهمترین واحدهای صنعتی کشور وارد آورد و ازهمگسیختگی اقتصاد به نهایت خود انجامید. صندوق بینالمللی پول، پیشبینی کرده بود که اقتصاد ایران در سال جاری با کاهش ۱ / ۶ درصدی تولید ناخالص داخلی مواجه خواهد شد. واقعیت اما این است که وضع وخیمتر از این پیشبینیهاست. حتی با توافق احتمالی پس از جنگ و فروش نفت، هیچ چشماندازی برای بهبود اوضاع و نجات اقتصاد ازهمگسیخته متصور نیست.
معاون علمی پزشکیان با برآوردهای اولیه از صدماتی که جنگ به صنایع و مؤسسات تولیدی کشور وارد آورده، اعلام کرد، بیش از ۲ هزار واحد صنعتی و فناوری در کشور دچار آسیب شدهاند که از این میان حدود ۴۸۰ واحد بهطور کامل تخریبشده است. در جریان جنگ، بهویژه صنایع و کارخانههایی بمباران شدند که نهتنها فعالیت خود آنها بهکلی متوقف شد، بلکه منجر به توقف تولید در تعداد دیگری از کارخانهها و واحدهای تولیدی که وابسته به آنها بودند، گردید.
در جریان جنگ، کارخانههای فولاد، پتروشیمی و نفت با دهها هزار کارگر درنتیجه بمباران دچار آسیبهای جدی شدند.
پنج شرکت فولادی بزرگ ایران، فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، فولاد آلیاژی، فولاد کویر، فولاد هرمزگان در این جنگ موردحمله قرار گرفتند و فعالیتشان متوقف شد. پیش از جنگ، تنها در فولاد مبارکه و خوزستان ۷۰ هزار کارگر شاغل بودند. توقف یا کاهش تولید در این کارخانهها، تأثیرات گستردهای بر توقف یا کاهش فعالیت “صنایع خودروسازی، ساختمانسازی، لوازم آشپزخانه و لوازمخانگی، تجهیزات مکانیکی، انرژی، صنایع دریایی و الکترونیکی” بر جای نهاده است. دهها هزار کارگر در این رشتهها کار خود را از دست دادند، یا بلاتکلیف مانده و دستمزدی دریافت نمیکنند. خطوط تولید ماشینسازی اراک و شرکت صنایع آذراب اراک نیز زیر بمبارانها متوقف شد. متجاوز از ده شرکت پتروشیمی یا درنتیجه بمباران، فعالیتشان متوقف شد یا درنتیجه وابستگی به واحدهای دیگر از نمونه مجتمع فجر ۱ و ۲ که تأمین خوراک پتروشیمیهای عسلویه را بر عهده داشتند و بمباران شدند، ادامه فعالیت برای آنها ممکن نبود. دهها هزار کارگر پتروشیمیها بیکار شدند. صدها واحد صنعتی بزرگ و کوچک دیگر نیز به درجات مختلف آسیب دیدند و کارگران را اخراج کردند. پرداخت دستمزد صدها هزار کارگر در مؤسسات مختلف به تعویق افتاده است.
نتیجه اینکه ارمغان جنگ ارتجاعی برای کارگران تاکنون این بوده که در مدتی کوتاه حدود ۴ میلیون تن از کارگران و زحمتکشان کار خود را از دست دادند و به صفوف ارتش متجاوز از دهمیلیونی بیکاران پیوستند.
همزمان نرخ رشد تورم نیز ابعاد جدیدی به خود گرفت که در نوع خود بیسابقه است. گزارش رسمی مرکز آمار در اواخر فروردینماه که البته همواره با واقعیت، فاصله قابلملاحظهای دارد، خبر از جهش جدید نرخ تورم داد. نرخ تورم سالانه ۷ / ۵۳ درصد و تورم نقطهبهنقطه ۵ / ۷۳ درصد اعلام شد.همچنین نرخ تورم نقطهبهنقطه گروه “خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات” به ۷ / ۱۱۲ درصد رسید.
اما گزارشهایی که خبرگزاریها در اواخر اردیبهشتماه انتشار دادند، نشان داد که تورم بهکلی افسارگسیخته و قابل قیاس با هیچیک از نرخهای تورم گذشته نیست. بهای بسیاری از کالاها در فاصله دو ماه از سال جدید، جهشهای دیگری داشته که به چند نمونه آن اشاره میشود تا وضعیت فاجعه باری که کارگران و زحمتکشان با آن روبهرو شدهاند، روشنتر شود.
گزارش مفصل خبرگزاری مهر در اواخر اردیبهشتماه حاکی است که هر کیلوگرم گوشت مرغ به ۳۸۰ تا ۴۰۰ هزار تومان رسیده است. البته مرغ منجمد باقیمت مصوب ۲۶۰ هزار تومان چنانچه یافت شود در برخی استانها توزیعشده است . قیمت تخممرغ بین ۵۴۰ تا ۵۸۰ هزار تومان در هر شانه دو کیلوگرمی متغیر بوده است. گوشت بوقلمون نیز در این بازار بین ۳۸۰ تا ۴۰۰ هزار تومان قیمتگذاری شده است. هر کیلو گوشت گوسفندی از شقه تا ران بین ۶ / ۱ تا ۵ / ۲ میلیون تومان متغیر است. در این بازار هر کیلوگرم گوشت گوساله بین ۶ / ۱ تا ۸ / ۱ میلیون تومان به فروش میرسد.
شکر هر کیلوگرم بستهبندی برای مصرفکننده بهاضافه مالیات ارزشافزوده ۱۲۵ هزار تومان است؛ اما در بازار در بستهبندی فروشگاهی که عموماً ۹۰۰ گرم است و نیز فلهای هر کیلوگرم ۱۴۵ هزار تومان به فروش میرسد.
ماکارونی نیز از دیگر اقلامی بود که در اردیبهشتماه تغییر قیمت داشت . انواع ماکارونی ۳۱ درصد افزایش قیمت داشتند. قیمت ماکارونی ۷۰۰ گرمی ، به ۵۷۰۰۰ تومان رسید.
روغن خوراکی با حذف ارز ترجیحی از دی ۱۴۰۴ تا امروز ۳ بار (دی، بهمن و فروردین) تغییر قیمت داشته است. در این بازار بهای هر حلب ۵ کیلوگرمی روغن نیمه جامد به ۳ / ۲ تا ۹ / ۲ میلیون تومان رسیده است.
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطهبهنقطه روغن در فروردینماه حدود ۲۳۴ درصد اعلام شد.
گزارشهای دیگر حاکی است که گرچه قیمت هر کیلو مرغ کامل تازه ۳۷۵،۰۰۰ تومان تعیینشده است،اما جوجهکبابی بی استخوان ۶۸۰،۰۰۰ تومان و فیله مرغ ۶۹۰،۰۰۰ تومان قیمت خوردهاند.
ماهی قزلآلا ، در مدل بستهبندی پاکشده ۶۵۰،۰۰۰ تومان و در حالت عادی ۴۲۸،۰۰۰ تومان قیمتگذاری شده است. فیله ماهی شوریده باقیمت ۹۹۰،۰۰۰ تومان در صدر گرانترینها قرار دارد. از دوم خرداد بار دیگر نان هم گران شد.
وقتیکه به بهای کالاهای موردنیاز کارگران نگاه میکنیم، قیمتها تقریباً همان چیزی است که در فروشگاههای کشورهای پیشرفته سرمایهداری از نمونه اروپا دیده میشود. تفاوت در این است که در این کشورها حداقل دستمزد یک کارگر با ۴۰ ساعت کار، در هرماه بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ یورو در کشورهای مختلف است، اما حداقل دستمزد ماهانه کارگران ایران، در سال جاری مبلغ ۱۶میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیینشده که اگر حق مسکن و عائلهمندی را نیز به آن بیفزاییم، حداکثر به یک خانواده متأهل به رقمی حدود ۲۴ میلیون معادل ۱۱۰ یورو خواهد رسید. حالا چرا باید دستمزد کارگران ایران را با کارگران اروپا مقایسه کرد ؟ بهاینعلت ساده که بهای اصلیترین کالاهای موردنیاز کارگران در ایران و اروپا حدوداً یکی است. واقعیتی که خود کارگران نیز به زبانی دیگر آن را بیان میکنند. وقتیکه میگویند دستمزد ما ریالی است،هزینهها دلاری است. البته حداقل دستمزد در کشورهای همسایه ایران در حاشیه خلیجفارس نیز بیش از هزار دلار در ماه است.
سایر سطوح مزدی نیز در سال جاری با افزایش ۴۵درصدی بهعلاوه میزان ثابت حدوداً یکمیلیون و ۵۰۰هزارتومانی برای یک ماه تصویب شد. این در حالی است که حتی تشکلهای دولتی خط فقر را مبلغی معادل ۷۰ میلیون تومان در هرماه اعلام کردند. حالا اگر یک کارگر با ۲۰ سال سابقه کار ماهی ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان هم که دریافت کند، بازهم نمیتواند حداقل نیازهای خود و خانوادهاش را تأمین کند. بنابراین روشن است کارگری که تازه مشغول به کار میشود یا یک بازنشسته با این حقوق ناچیز ماهانه و کالاهایی که روزمره بهای آنها افزایش مییابد با چه وضعیت اسفباری روبهروست. تکلیف کارگرانی که بیکار شدهاند و گویا حقوق بیکاری معادل ۵۵ درصد دستمزد را دریافت میکنند نیز روشن است.
اما تورم افسارگسیخته و افزایش پیدرپی بهای کالاهای موردنیاز روزمره، بخشی از مشکل کارگران و زحمتکشان حقوقبگیر است و این هنوز تمام مشکل نیست. مشکل اساسی دیگری که کارگران و زحمتکشان و امروزه حتی بخش زیادی از طبقه متوسط با آن روبهرو هستند، اجاره مسکن دهها میلیونی و پیوسته در حال افزایش است. آمارهای مختلفی از اجارهنشینها دادهشده است. به گزارش روزنامه شرق در ایران حدود ۸ میلیون خانوار از ۲۴ میلیون خانوار، اجاره نشین هستند. اگر بُعد خانوار ۲ / ۳ نفر در نظر گرفته شود، درواقع حدود ۲۵ میلیون و ۶۰۰ هزار و نزدیک به یکسوم جمعیت کشور مستأجر هستند.
بر طبق آمار منتشرشده در سال ۱۴۰۰، بیش از ۵۵ درصد از خانوارهای شهری و بیش از ۲۵ درصد از خانوارهای روستایی مستأجرند. میانگین مبلغ اجاره ماهانه مستأجران تهرانی حدود ۳۴ میلیون تومان اعلامشده است. در اغلب شهرهای دیگر هم اجارهها در همین حدود است. روشن است که با توجه به افزایش پیاپی اجارهها همگام با رشد تورم و افزایش هزینههای ساخت مسکن، اجارهها بازهم پیدرپی افزایش مییابد. در این شرایط آنچه بهعنوان حق مسکن به کارگر پرداخت میشود، مبلغ ناچیز ۳ میلیون تومان است. روشن است که اگر زن و شوهر خانواده کارگری هر دوشاغل باشند، تازه ممکن است بتوانند فقط اجاره خانه را تأمین کنند. از مدتی پیش بسیاری از اجارهنشینها به حاشیه شهرهای بزرگ راندهشدهاند. اخیراً روزنامه شرق گزارشی از خانههای جمعی برای سرشکن کردن هزینه اجاره، برگشت به شهرستانها ، برگشت به خانه پدر و مادر انتشار داد. این روند درنتیجه جنگ و بیکاری گسترده تشدید شده است. هیچ چشماندازی هم حتی برای بهبود نسبی معضل مسکن زحمتکشان وجود ندارد.
تمام شواهد موجود و تجربه چندین دهه حاکمیت رژیم ستمگر جمهوری اسلامی در ایران بهوضوح نشان داده است که راهی برای نجات کارگران از فقر، بیکاری و گرسنگی در نظام سرمایهداری حاکم بر ایران نیست و سالبهسال وضعیت وخیمتر شده است. کارگران برای نجات از وضعیت اسفبار موجود راهی جز این ندارند که به هر شکل ممکن متشکل شوند، به مبارزه سیاسی رویآورند و با سرنگونی نظم موجود و استقرار نظمی سوسیالیستی، از این وضعیت فلاکتباری که سرمایهداران و دولت پاسدار منافع آنها به بار آوردهاند، نجات یابند.





نظرات شما