مهتا مهدی زاده، فعال صنفی دانشگاه تهران

وضعیت نامساعد زیستی، معیشتی و اجتماعی دانشجویان، آموزگاران، کارگران و دیگر طبقات فرودست که ساده‌ترین امور روز مره‌شان را دچار اختلال می‌کند؛ امری دائمی است. اما هر از چندی که آستانه‌ی سکوت لبریز می‌شود شاهد مطالبه‌گری آن‌ها برای احقاق حقوق اولیه‌شان هستیم. در روزهای اخیر شاهد برگزاری تجمع اعتراضی دانشجویان روزانه دکتری به سبب عدم توان تأمین معاش حداقلی، مقابل ساختمان وزارت علوم بودیم.

خدمات عمومی که در سال‌های اخیر بیش از پیش از دسترس عموم مردم خارج شده‌است، به عنوان کالا به مردم فروخته می شود و به تبع آن، خوابگاه ها و دانشگاه‌ها نیز مستثنا نیستند. امکانات رفاهی دانشگاه ها بیشتر از قبل به بخش خصوصی واگذار می‌شود و دولت هر چه بیشتر از مسؤلیت آن شانه خالی می‌کند. نمونه‌ی متأخر آن، وضعیت خوابگاه دخترانه‌ی اهواز است که از ساده‌ترین امکانات رفاهی و سرمایشی در گرم‌ترین روزهای سال و در بازه‌ی امتحانات محروم‌اند. محرومیتی که برای مسؤلان خوابگاه و سردمداران دانشگاه شرم‌آور و ننگین است.

در این میانه، شاهد انتشار نامه‌ای از سوی نمایندگان مجلس، مبنی بر برخی مطالبات ریشه‌دار دانشجویی و صنفی، هستیم. حال سؤال این‌جاست که چگونه می‌توان به چنین متنی معتمد بود؟ در حالی‌که وضعیتی که با آن مواجهیم، از شهریه‌های آموزشی در تمام مقاطع تحصیلی گرفته تا طرح کارورزی که از خلال آن فارغ‌اتحصیلان دانشگاهی با یک سوم دستمزد، برای 6 ماه بیگاری، اجاره داده می‌شوند و تمام مصائبی که با آن دست به گریبانیم، که چند نمونه ازآن در بالا ذکر شد؛ به ما نشان داده‌است رابطه‌ای میان عمل و حرف‌ها و نامه‌های این‌چنینی، که استثناً مانند ستاره‌ی دنباله دار به دنبال منافع جناحی ظهور می‌کنند، وجود ندارد.

صدای اعتراض دانشجویان همواره رسا، صریح و روشن است و مطالبات مشخص و متعین. اما آیا نویسندگان این دست نامه‌ها، چیزی از گرمای اهواز، معیشت دانشجویان دکتری و مخالفت با طرح بیگاری اجباری می‌شنوند؟

POST A COMMENT.